تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی

http://www.khordadefarda.ir .


.
.


نویسنده : محمد باقر عباسي سملي ; ساعت 2 روز شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388

امام خمینی (ره):انتخاب غیر از مهندس موسوی خیانت به اسلام است 

خرداد فردا:

عصر ایران: محظوريت رييس جمهور در انتخاب آقاي مهندس موسوي

خاطرات ناطق نوری(ص76)

مقام معظم رهبري در مقام رييس جمهوري در يك محظوريت عجيبي قرار گرفته بودند. از يك طرف احساس مي‌كرد از نظر شرعي و وظيفه به مصلحت كشور نيست مهندس موسوي را معرفي كند و از طرف ديگر نظر امام آقاي موسوي بود. بنابراين براي حضرت امام نامه‌اي نوشتند كه «اگر حضرت عالي تشخيص مي‌دهيد كه بايد مهندس موسوي را معرفي كنم، حكم كنيد، شما رهبر هستيد. شما روز قيامت جواب داريد، ولي من جواب ندارم كسي را كه مصلحت نمي‌دانم، نخست وزير كنم، مگر اين كه حكم ولي فقيه بالاي سر او باشد. حضرت عالي حكم كنيد تا من ايشان را بگذارم»، امام هم مي‌فرمودند: «من حكم نمي‌كنم. من حرف خودم را مي‌زنم» بن بست عجيبي پيش آمده بود.

جريان بن‌بست نخست وزيري خيلي اوج گرفت. پنجشنبه‌اي بود كه خدمت آقاي هاشمي رفتم. ايشان در حياط منزلشان به تنهايي مشغول مطالعه براي نماز جمعه‌ي فردا بودند. گفتم آقاي هاشمي شرايط بدي پيش آمده، موضوع نخست وزيري را حل كنيد، از يك طرف امام مي‌فرمايند نظر من آقاي موسوي است از طرفي هم آقاي خامنه‌اي مي‌گويند اگر نظر امام اين است، حكم كنند تا من در قيامت توجيه شرعي داشته باشم، اين بايد حل شود.

آقاي هاشمي نيز خيلي نگران بود و گفتند اگر اين گونه باشد، آقاي خامنه‌اي خيلي آسيب مي‌بيند. مقداري هم تندي كرد و گفت: «شماها مقصر هستيد». گفتم: «ما كه كاره‌اي نيستيم». ايشان گفت: «بايد طوري اين قضيه را حل و فصل كنيد». سپس آقاي هاشمي گفت: «شما برويد خدمت امام و به امام بگوييد. من گفتم: آقاي خامنه‌اي مي‌گويد اگر نظر امام اين است، ايشان حكم كند». آقاي هاشمي گفتند كه «شما اين موضوع را به امام بگوييد».

 سپس گفتم: «من حاضرم به امام بگويم، اما تنهايي خير. يكي دو سه نفر باشيم». آقاي هاشمي هم پذيرفتند كه از امام وقت ملاقات بگيرند و پيشنهاد كردم كه به اتفاق آقايان مهدوي، جنتي و يزدي خدمت امام برويم. اين آقايان را ديدم و گفتم چهارتايي نزد امام مي‌رويم و اگر امام جمله‌اي گفت و قانع نشديم، زود بلند نشويم. با آقايان شوخي كرده و گفتم خيلي زود جا نخوريم وقتي امام حرف زدند ما هم حرف بزنيم و ادله اقامه كنيم.

ما چهار نفر خدمت امام رفتيم، ابتدا آقاي مهدوي موضوع را طرح كردند و آقايان هم به نوبت صحبت كردند تا نوبت به من شد، روزهاي آخر وزارتم بود. من خدمت امام عرض كردم كه «آقا اولا چه آقاي مهندس موسوي نخست وزير بشود و چه كس ديگر، بنده ديگر وزير كشور نخواهم شد. اين را بگويم كه خيال نشود به خاطر وزارت خودم دست و پا مي‌زنم». اين جا آقاي مهدوي با امام شوخي كردند و گفتند: «آقاي ناطق فاتحه‌ي خودش را خوانده است». بعد گفتم: «آقاي خامنه‌اي مي‌گويند كه اگر نظر شما آقاي مهندس موسوي است. حكم كنيد، من روز قيامت جواب شرعي ندارم، اما اگر ولي فقيه به من دستور دهد، حجت دارم».

اين جا امام خميني خيلي جدي فرمود كه «من حكم نمي‌كنم، اما من به عنوان يك شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم يا خير؟» خيلي جالب بود اين عين عبارت امام است كه فرمودند، «من به عنوان يك شهروند، اعلام مي‌كنم كه انتخاب غير از ايشان، خيانت به اسلام است.»

اين جمله را كه ايشان فرمودند، همه چيز روشن شد و واقعا معلوم شد كه موضوع چقدر عمق دارد. پس از اين كه فهميديم نظر قطعي امام، مهندس موسوي است، در محل دفتر رياست جمهوري خدمت آقاي خامنه‌اي رفتيم و ماجرا را خدمت ايشان شرح داده و گفتيم: «اين ديگر حكم است. امام فقط لفظ حكم را نگفتند. امام تا آخر ايستاده است. اين كه ايشان مي‌فرمايند جز موسوي خيانت به اسلام است، حكم است.»

آقاي خامنه‌اي فرمودند: «براي من اتمام حجت شد»؛ لذا تصميم گرفتند و مهندس موسوي را براي نخست وزيري مجدد معرفي كردند. بدين گونه بود كه خداوند به ذهن من لطف كرد و با رايزني‌هايي كه انجام دادم، همه را از بن بست درآوردم و قصه را حل كردم و شايد خود مهندس موسوي اين را نمي‌دانست؛ حتي بعدا عده‌اي در مجلس و غير مجلس خيال كردند ما نزد امام رفتيم تا او را متقاعد كنيم تا از حمايت آقاي موسوي دست بردارد. ما مي‌خواستيم امام تكليف آقاي خامنه‌اي را روشن كنند و خداوند هم كمك كرد و حل شد. بنده اين كارم را جزو باقيات الصالحات مي‌دانم و معتقدم اگر يك كار در انقلاب كرده باشيم كه به درد آخرتم بخورد، همين كار است. در مجلس عليه من جوي به وجود آمد، در حالي كه اين كار ما واقعا راه گشا بود.

 

كدخبر: ۴۹۳۳۷

تاريخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۷

 





نویسنده : محمد باقر عباسي سملي ; ساعت 1 روز دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388

مهندس میرحسین موسوی چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت در بوشهر

 

 

خرداد فردا : ستاد استقبال مردمی مهندس میر حسین موسوی به اطلاع عموم مردم مومن و متمدن استان بوشهر می رساند که یار امام و یاور محرومان د ر ادامه دیدارهای مردمی خود به دیار مردمان نخل و دریا خواهد شتافت . با عنایت به پیشینه تاریخی مهمان نوازی شما عزیزان استقبالی پرشور ، مایه ی سرافرازی است.

وعده دیدار : چهارشنبه 88/2/23 ساعت 18:30 خیابان باغ زهرا (مطهری) سه راه آتش نشانی –مسجد آذربایجانی ها

همچنبن مراسم استقبال از مهندس میر حسین موسوی همزمان روز چهارشنبه ساعت 17 از محل پلیس راه سابق (ورودی بوشهر) انجام می گیرد .

 ستاد مردمی استقبال از مهندس میر حسین موسوی





نویسنده : محمد باقر عباسي سملي ; ساعت 12 روز شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388

 

مسابقه بین المللی "تسلیحات رایانه ای" و سیستم های دفاعی آغاز شده که می توان با وقایع بعد از پدیده آمدن بمب اتمی آن را مقایسه کرد.

نقش رایانه ها در "جبهه گیری های سیاسی" و "مناقشات مسلحانه علنی" بیش از پیش در حال رشد است.

"دیوید سنجر"، "جان مارکوف" و "تام شیکر" در مقاله خود می نویسند: نظامی آمریکایی در عراق برای به تله انداختن جنگجویان "القاعده"، با "هک" کردن کامپیوترهای آنها برخی از اطلاعات را تغییر داده  و آنها را گرفتار می کنند. سال گذشته "جرج بوش" رییس جمهور وقت آمریکا دستور انجام آزمایش محرمانه "هک "کردن رایانه های ایران را جهت اخلال در برنامه هسته ای این کشور صادر کرده بود.

در این مقاله گفته می شود: پنتاگون سفارش ایجاد مدل اینترنت آینده را ارائه داده که در آن در شرایطی کاملا سری، روش های "هک" کردن جهت از کار انداختن شبکه های برق، ارتباطات، فرودگاه ها و بازارهای مالی مطالعه شده و همچنین هم روش های دفاعی و هم "تسلیحات مجازی نسل جدید" تکامل خواهند یافت.

به گفته منابع آگاه در پنتاگون تحکیم سیستم های عامل و تکامل "آنتی ویروس ها" راه حل این مسئله نیست چرا که بالاخره یکی پیدا می شود که بتواند به فضای شما وارد شود. احتمالا ارزش دارد دکترینی برای فضای رایانه ای تنظیم شود که "انهدام متقابل" را تضمین کند بعبارت دیگر مانند همان چیزی که مدت هاست در زمینه تسلیحات هسته ای استفاده می شود. اما در "جنگ رایانه ای" به سختی می توان تعیین کرد که چه مراکزی هدف حمله قرار خواهند گرفت  و در کل چه کسی متهاجم است.

به اعتقاد کارشناسان مرکز تحلیلی Center for Strategic and International Studies (واشنگتن)، چین ، روسیه و برخی از کشورها بودجه های هنگفتی را در تولید "تسلیحات رایانه ای" هزینه می کنند. کمپانی Team Cymru  کشف کرده که بیش از 90% از برنامه های جاسوسی، برای نفوذ به رایانه های صنایع آمریکایی از خاک چین انجام می شود. بر اساس گزارش نشریه، "رابرت گیتس" وزیر دفاع آمریکا ایده ایجاد به اصطلاح "ستاد رایانه ای" را بررسی می کند که در ابتدا در ترکیب ساختار "ستاد استراتژیکی آمریکا" قرار خواهد گرفت که مسئول پیگیری امور مربوط به زرادخانه هسته ای  و ابزار فضایی کشور است.

هزاران مورد "هک" کامپیوترهای سیستم های فدرال و خصوصی در آمریکا که بسیاری از آنها از چین و روسیه انجام شده دولت اوباما را به این فکر انداخته که در استراتژی خود تجدید نظر کند. در آینده نزدیک اوباما خبر توسعه برنامه پنج ساله دفاع از حملات "هکرها" را که سال گذشته توسط کنگره آمریکا به تایید رسیده است را اعلام کرده و همچنین مامور ویژه دولت که مسئول هماهنگی این اقدامات خواهدبود را منصوب می کند.

در این مقاله گفته می شود: اما انتظار می رود که اوباما درباره برنامه های "توان رایانه ای تهاجمی" سکوت اختیار کند. این در حالیست که مامورین امنیتی و نظامیان در این راه میلیارد ها دلار هزینه می کنند. به گفته مامورین اداره جاسوسی و همچنین کارشناسان مستقل طی ماه های اخیر بودجه برنامه "جنگ رایانه ای" که واشنگتن در دست دارد، به اندازه هنگفتی افزایش یافته است.

"نیویورک تایمز"، " Inopressa"، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 9 اردیبهشت ماه





نویسنده : محمد باقر عباسي سملي ; ساعت 1 روز یکشنبه ششم اردیبهشت 1388

 

بر تمام آگاهان و آشنایان نسبی با تاریخ حیات اجتماعی ملل جهان و از جمله ایران آشکار است ، که از بدو خلقت انسان تا امروز ، همواره بشر شاهد نزاع تمام عیار ی در جبهه های( آزادی استبداد) و(تحجر- روشنفکری) بوده است.که از نزاع هابیل و قابیل تا نزاع تفکر طالبانیزم و خرافه گرایی با دینداری روشنفکرانه در جوامع اسلامی در عصر حاضر را می توان در تایید این ادعا به شهادت گرفت.

با عنایت به این واقعیت ملموس تاریخی ، بازه زمانی سی ساله ی حیات پربرکت انقلاب شکوهمند اسلامی ملت ایران نیز نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد،ما در این دوران پرفراز و نشیب سی ساله انقلاب به کرات شاهد بروز این نزاع تاریخی بوده ایم. همگان به خاطر داریم که در دوران دفاع مقدس دولت وقت به ریاست مهندسی جوان و روشنفکر (مهندس میر حسین موسوی)مجبور بود هم زمان در چند جبهه بجنگد. که مهمترین آنها پس از دفاع مقدس مبارزه ی با تحجر بود.من خوب به خاطر می آورم که نشریه ارگان تحجر در آن زمان چنان عرصه را بر دولت درگیر در جنگی نابرابر تنگ کرده بود که به فرمان امام راحل(ره) از ورود آن روزنامه به جبهه ها جلوگیری شد. تا باعث تضعیف روحیه ی غیور مردان مسلمان ایران زمین نگردد. آن روز ارزش تحمل دولت در مقابل نقد های بی رحمانه منتقدین آن هم در حالی که کشور درگیر جنگ بود و در شرایط اضطراری به سر می برد چندان روشن نبود.اما امروز آن ارزش به وضوح بر همگان روشن است . دفاع جانانه ی مهندس جوان ما (مهندس موسوی)درآن زمان از آزادی قلم و بیان امروز بهتر و بیشتر از هر زمان قابل درک و ستایش است.

ورود جمله ماندگار( تعطیلی فله ای مطبوعات )دراعتراض به برخورد جمعی با رسانه ها در عصر اصلاحات توسط مهندس موسوی در ادبیات سیاسی ایران خود نشان از باورهای عمیق وی به آزادی بیان و قلم دارد و همانگونه که عرض شد در سخت ترین شرایط در طول انقلاب(دوران دفاع مقدس) نیز این باور را به اثبات رسانده است.

به راستی اگر دولت امروز ایران در آن زمان و در آن شرایط اضطراری زمام امور کشور را بدست داشت آیا جامعه مطبوعاتی کشور را یکجا عامل بیگانه و مزدور اجنبی قلمداد نمی کرد.؟و آیا .....

آیا در آن شرایط اضطرار که به قول مرحوم آغاسی (ره)عرصه بر شیران عالم تنگ بود،اگر امروزی ها حاکم بر کشور بودند سرنوشت اهل قلم این مرزو بوم قابل پیش بینی بود.؟و آیا......

پرهیز مطلق رئیس دولت دفاع مقدس از استفاده ابزاری از نام شهید و مقوله خدایی شهادت که منبعث از باور عمیق ایشان به ضرورت مبارزه ی با خرافات و واپسگرایی داشت قابل ساعت ها تحلیل و بررسی است. بر هیچ کس پوشیده نیست که بخش در خور توجهی از رزمندگان و در نهایت شهدای ما بر خاسته ی از حوزه و دانشگاه بودند اما ما شاهد دفن پیکر مطهر هیچیک از این عزیزان در آن ایام در این اماکن علمی و تربیتی نبودیم. آیا نباید از عملکرد کسانی خون گریست که عزیزترین ارزشهای ملی و دینی ما را درچنین شرایطی قرار داده اندتا بدنبال آن بتوان دانشجوی ایرانی را در مقابل دفن همه ی ارزشهای انسانی در دانشگاه معرفی نمایند.براستی اینان چه اهدافی را دنبال می کنند.من به عنوان یک رزمنده که بسیاری از همرزمانم درآغوشم به پرواز درآمده اند و به عنوان یک دانشگاهی وقتی شاهد شعار دانشجویان در دانشگاه مشهد در مقابل مهندس موسوی که فریاد زدند (شهید در دانشگاه دانشجو در بازداشتگاه)بودم پشتم لرزید و آه از نهادم برآمد که به کدامین هدف این دوبال پرواز فرهنگ ایرانی را در مقابل هم قرار داده اند.؟ آیا ظلمی فاحش تر از این را می توان بر این دو سرمایه ی معنوی این ملت روا داشت.؟ فریاد اعتراض فرزندان شهدا به همراه دانشجویان عمق این کج سلیقگی ها را بیشتر نمایان می سازد.

براستی خوشبینانه ترین قضاوت را در این زمینه چه می توان جز کج اندیشی و تحجر نام نهاد. نگاه مهندس موسوی به مقوله علم و دانشگاه برگرفته ی از نگاه امام راحل (ره) است که در جایگاه علم و دانش فرمود: «مداد العلماء افضل من دماء الشهداء براي اينكه، دماء شهدا اگر چه بسيار ارزشمند است و سازنده، لكن قلمها بيشتر مي تواند سازنده باشد. و شهدا را، قلمها مي سازند »(صحيفه امام -ج 16- صفحه 227)
    

از دیگر عناصراعتقادی مهندس میر حسین موسوی که وی را از هر رقیبی برجسته تر می سازد باور قلبی ایشان به سازگاری دین و آزادی و همچنین دین و دموکراسی و جایگاه دینی رای مردم در نظام اسلامی است. برای مهندس موسوی همانقدر تضعیف جمهوریت نظام غیر قابل تحمل است که تضعیف اسلامیت آن.

اجتماع یکجای لطافت هنر ،دقت ریاضیات و محاسبات مهندسی،سیاست ورزی تئوریک و توام با تجربه های موفق و در نهایت دینداری روشنفکرانه در روح و جان مهندس اصلاحات، از وی شخصیتی ساخته است که می توان ادعا کرد که رای به او یعنی نه به تحجر و آری به آزادی است.

 





نویسنده : محمد باقر عباسي سملي ; ساعت 2 روز چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388

دل سروده های شخصی

تبعات تزویر

دوش ديدم از قلم خون مي چكيد

افعي تزوير هم از ره رسيد

با لباس و ظاهري آراسته

گو كه ازعرش برين برخاسته

داشت در دستان دو ده انگشتري

بر جبين هم آيت افسونگري

خلق از تزوير او اندر عذاب

مملكت از جهل او در التهاب

هر دم آرد آيتي را از كتاب

تا كند تزوير خود را شرع ناب

حلقه ي نفرت به گرد چشم داشت

آهويي هم درقفس چون خصم داشت

 

 

داد ميزد اتقوالله مردمان

چشم بايد بست بر سيمين تنان

از چه اينسان روزه خواري مي كنيد

موسم حج ميگساري مي كنيد

صبح تا بعد طلوع در خواب ناز

بر نمی خیزید از بهر نماز

وای من با خنده شادی می کنید

تا سحرگه عشوه بازی می کنید

دف زنید و پای کوبید هم زمان

خون چکان کردید قلب آسمان

ماتم و اندوه بود آيين ما

شادماني منع شد در دين ما

شادماني شغل بي دينان بود

مطمئنا كار ابليسان بود

ثروت دنيا بود مثل لجن

دور بايد ساختش از خويشتن

 

 

ناگهان آهو زدل آهي كشيد

در قفس چرخي زدو بالا پريد

اشك در چشم قشنگش حلقه زد

بر سر افعي چو تندر داد زد

گفت شرمت باد اي رجاله مرد

ذلتت را ديده ام گاه نبرد

كافري برتر بود از دين تو

بوده تزوير از ازل آيين تو

لوطيان را با دغل افسرده اي

آهوان را در قفس پژمرده اي

بلبل و بستان زدستت درعذاب

كفتران از دام تو در اضطراب

جنگ چون آید تماشاگر شوی

صلح حاکم چون شود پرپر شوی

صد کلک داری تو در زیر نقاب

ابر کینت بسته ره برآفتاب

دعوی دین داری ای بدکاره مرد

اهل دل را کرده ای رخساره زرد

خلق را دعوت به دینداری کنی

لیک اندر خانه خماری کنی

از نفاقت بیرق دین واژگون

می چکد دائم ز دستان تو خون

مغز انسان می خوری ضحاک وار

پای ممبر می شوی پرهیزگار

شرم کن از روی احمد ای پلید

توبه کن شاید شود قلبت سپید

 

 

چون به پایان آمد آهو را کلام

برکشید افعی ریا را از نیام

گفت مکروهی نجاستخواره ای

هیز کوهستانی و پتیاره ای

بی حجابی مرتدی دیوانه ای

اهل بزمی ساقی میخانه ای

چشم زیبا ی تو باشد چون سراب

باعث گمراهی نسل شباب

پاک باید شد زمین از نسل تو

تا شود نومید خلق از وصل تو

افعی تزویر بد کیش  پلید

با ریا حلقوم آهو را درید.

خون آهو را مکید از روی کین

لیک یک قطره فتادش برزمین

چشمه ای جوشید از این قطره خون

دامن صحرا نمودش نیلگون

عرصه بر افعی نمودش سخت تنگ

سبز و خرم گشت صحرا بی درنگ

سبز شد صحرا چو از خون غزال

افعی تزویر شد دولت زوال

قمری و کبک و قناری هم زمان

شادو خندان در زمین و آسمان

لوطیان در رقص با سیمین تنان

مومنان سرمست از بانگ اذان

بلبلی شوریده دل با ناله گفت

ای که جانها جملگی در دست توست

آهو ی ما بسته دیده بر جهان

لیک نام نیک او شد جاودان

آهوی ما مظهر آزادی است

جای او امشب حسابی خالی است

 





myspace backgrounds
Myspace Backgrounds