تبليغاتX
تبسم قلم
تبسم قلم
.

 

 

 

 

 

 

دكتر غلامعلي رجايي : دوشنبه هفته ای که گذاشت برایم دو اتفاق افتاد که بنظرم رسید نقل آنها برای خوانندگان گرامی مطالبم که غالبا از سر لطف با درج اظهار نظرهایشان در پای نوشته های بی مقدارم در سایتها ورسانه های مکتوب مرا شرمنده خود کرده و می کنند مفید فایده ای باشد.

اتفاق اول وقتی بود که ازکلاس درسی که برای دانشجویان کارشناسی ارشد دارم بیرون آمده بودم.

آقای خمجانی فراهانی که یکی از فارغ التحصیلان پژوهشکده امام خمینی وانقلاب اسلامی است پایان نامه ای درباره زندان وشکنجه در دوره پهلوی نوشته بود که این پژوهشکده درتابستان امسال ارزیابی آن رابرای چاپ به من سپرده بود .

من کار او را با انجام اصلاحاتی مناسب چاپ تشخیص داده بودم و او در همین راستا با توصیه دکتر ولایی برای شنیدن توضیحات اصلاحی ام به تهران آمده بود.

در این دیدار یک ساعته آقای فراهانی که خود از زندانیان چند سال حبس کشیده رژیم شاه است و در مقطع متوسطه اراک تدریس می کند نمی دانم به چه علت از میان آن همه خاطرا ت زندان خود که در رساله اش آورده بود تنها به خاطره ای از دوره زندان قصر خود که با مهندس بهزاد نبوی ارتباطی داشت اشاره کرد.

نبوی ، این یار دیرین و وفادار شهید رجائی که متاسفانه هنوز در زندان است و انتظار آن می رفت برادران! پاسدار! بازداشت کننده و دل رحیم ! او درقرار گاه ثار الله !سپاه! ودوستان دل رحم تر از آنها ! در دادستانی انقلاب ! تهران به رغم داشتن چند بیماری از جمله قلب که وی دراین چند ماه به آن دچار شده ، به احترام آن همه سابقه زندانهای سخت دوره شاه وخدمات فراوانی که بدون منت به نظام داشته ودارد بر اساس عطوفت اسلامی لااقل به او اجازه دهند دوره درمان خود را در منزل وتحت نظر خانواده اش بگذراند تا برای کشیدن بقیه حبسی که حتما در انتظار اوست بتواند بهبودی نسبی خود را به دست آورد و از سلامتی لازم! برخوردار باشد! اما متاسفانه این اتفاق درباره این چریک پیر انقلاب نیفتاد واین بی عاطفگی دوستان! مایه خجلت من وامثال منی شد که چند صباحی را برای برپایی این نظام در زندانها ی سخت رژیم شاه گذرانده ایم.!

آقای فراهانی می گفت:در زندان قصر خانواده های زندانیان به تناسب وضع اقتصادی خاصی که داشتند معمولا برای زندانیان خود میوه می آوردن واز آنجا که وضع مالی خانواده بهزاد خوب بود گاه یک صندوق انگور عسکری مرغوب برایش می آوردند.او می گفت بهزاد که غالبا در زندان روزه مستحبی ( یا قضا ) می گرفت دم به این انگورها نمی زد بلکه صندوق انگور رادر ابتدای راهی که بچه های بند از آن عبور می کردند می گذاشت تا آنها به هر مقدار که بخواهند از آن بردارند و استفاده کنند.

این راکه گفت به یاد شایعاتی در باره دوره زندان بهزاد افتادم که در سال ۱۳۷۵ به هنگام گرد آوری خاطرات کتاب سیره شهید رجائی ازبعضی از دوستان اصولگرای فعلی درباره نماز نخواندن او!! در زندانهای قصر و اوین شنیده بودم ! والبته هرگز باور نکردم .همان کتاب که به رغم سه بار چاپ در دوسال اول انتشارآن ، فقط وفقط براساس سلایق سیاسی تنگتر از تنگ بعضی مسولان در بنیاد شهید به رغم زحمات سه سال پژوهش من، وخیلی ها که خواهان آن هستند بیش از ده سال است اجازه انتشار ندارد صرفا به این دلیل که در لابلای خاطرات بیش از صد راوی دراین کتاب بیش از هشتصد وپنچاه صفحه ای خاطرات وتصاویری از بهزاد نبوی وجود دارد!

جالب اینکه مدیرکل انتشارات وقت معاونت تبلیغات وپژوهش بنیادشهید که آدم شریفی ! بود درمباحثات مکرری که باو داشتم به من می گفت ما تنها به شرط حذف اسامی وخاطرات افرادی مانند نبوی ومصطفی ایزدی و.. دراین کتاب، آن راچاپ خواهیم کرد! که معلوم بود من به این امر هرگز تن در نخواهم داد و لذا این کتاب ارزشمند سالها در برزخ عدم چاپ بنیاد شهید ماند!ومن پس از سالها بناچار آن رابرای چاپ به ناشر دیگری سپردم.

چقدر در این مدت کوتاه پس از انقلاب، بعضی از همانهایی که ما آنهاراصالح می دانیم وانشاء الله صالح هستند با وارونه نشان دادن حقایق بر اساس منافع و سلایق سیاسیشان به تاریخ این انقلاب و ملت جفا کرده ومی کنند.

نظیرهمانها که امام در پایان وصیت نامه خود ادعای آنها را مبنی بر اینکه وی در سال ۵۷ بر اساس پیشنهاد آنها از عراق به پاریس مهاجرت کرده بکلی خلاف واقع دانسته واظهار کرده بود فقط بر اساس پیشنهاد فرزندش مرحوم حاج سید احمدآقا این تصمیم را گرفته استد.

اتفاق دوم که در ساعات پایانی شب این روز مرابیشتر از اتفاق اول متاثر کرد در دیداری مختصر از همسر وفرزندان برادر تازه درگذشته ام مرحوم حاج سید عبدالله موسوی مقدم بود که با سردار مقدم مسول کمیته ایثارگران مهندس موسوی وآقای طباطبایی از آزادگان نخبه کشور که او هم در کمیته ایثارگران موسوی فعالیت داشت به محضرشان رفته بودیم.

مرحوم حاج عبدالله از دوستان جانباز و اصلاح طلب خط امامی بود که در دوره ریاست جمهوری خاتمی و خرداد امسال درکمیته ایثارگران برای مهندس موسوی زحمات بسیاری کشید وحدود چهل روز پیش غفلتا دراثر سکته ای به جوار اجداد پاکش شتافت.

در مجلس ختم او در مسجد بلال از دوستان نزدیکش شنیدم او به رغم اینکه مجروح جنگ بود اما هیچگاه برای تشکیل پرونده جانبازی خود به بنیاد جانبازان مراجعه ای نکرده بود ولذا در بنیاد پرونده ای نداشت.

از قضا، درروز تشییع او، من با محبوب مردم ومظلوم این روزهای تلخ، حضرت آقای خاتمی که خدا وندعمرش را به بلندای آفتاب دراز فرماید توفیق دیداری خصوصی داشتم وضمن دادن خبر درگذشت این سید فداکار در راه خط امام از ایشان خواهش کردم در جهت تسلای دل همسر و فرزندان داغدار آن مرحوم پیام تسلیتی صادر نمایند که مرحمت نمودند وتقدیم خانواده وی شد.

دراین دیدار وقتی سردار مقدم به زینب دختر بزرگ مرحوم حاج سید عبد الله گفت زینب خانم ،آقای دکتر رجایی پیام آقای خاتمی را گرفتند که به شما تقدیم شد،اززینب جمله عجیبی شنیدیم که گفت اگر بدانید این پیام آقای خاتمی چه آب سردی برآتش دل درحال ازدیاد غم مرگ پدرم ریخت وادامه داد وقتی این پیام رابه ما دادید ومن آن راباز کردم وخواندم در جهت آرامش و تسلای دلم برای لحظاتی آن رابر روی قلبم گذاشتم و خدا می داند که با این کار چقدر دل من آرام شد.!

نمی دانم زینب دیگردر ادامه حرفهایش به ما چه گفت اما برای دقایقی انگار من دیگر در آن جمع نبودم و ناخودآگاه به یاد بی انصافیهای بعضی افراطیونی که خود را اصولگرا می نامند ولحظه به لحظه حلقه دوستان دلسوز انقلاب وایمانی خود را تنگتر وتنگتر می نمایند افتادم که این روزها در حق این سید وآن سید می کنند و با خود گفتم کاش الان یکی از این افراطیون اینجا بود واین خبر را برای دوستان خود می برد تا بدانند در فردایی که چندان دور نیست باید در محضر عدل الهی خود را برای پاسخ درباره این همه هتک حرمتهایی که در مورد خاتمی وموسوی وکروبی وهاشمی وگاه محسن رضایی نموده اند آماده کنند.

وقتی خواستیم رفع زحمت کنیم ناگهان به ذهنم آمد حال که یک پیام کتبی چند سطری خاتمی این همه می تواند خانواده مصیبت زده ای را آرام کند صحبت اوبا آنها چه خواهد کرد ؟ بلافاصله با منزل خاتمی تماس گرفتم .خودش گوشی تلفن رابرداشت .با پوزش از مزاحمت آن وقت شب به اوعرض کردم درمنزل مرحوم آقای موسوی هستیم وهمسر وفرزندان ایشان می خواهند چند جمله ای باشما توفیق مکالمه ای داشته باشند که با آغوش باز پذیرفتند و با یکایک همسر وفرزندان آن مرحوم احوالپرسی گرم ومحبت آمیزی کردند.

خدایا تو را به حرمت امام زمانمان سوگند می دهیم مملکت ما را از شر و آسیب دروغ و بی انصافی وتنگ نظری وخودبینی ومنفعت گرایی وخود خواهیهای ما مصون بدار ودلهای پر از کینه وکدورتمان را هماند روزها وماههای آغازین پیروزی انقلاب !نسبت به همدیگر مهربان ومهربان تر بگردان. آمین یا رب العالمین

 

ارسال در تاريخ یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط محمد باقر عباسي سملي

؟

 

۱۳/۸/۸۸

 

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 توسط محمد باقر عباسي سملي

به گزارش ” تغییر ” این گزارش حاکی است که مهدی کروبی بنا بر برنامه سال های اخیر خود در روز ۱۳ آبان ، ساعت ۱۰:۳۰ در میدان هفت تیر حاضر می شود و از آنجا برای شرکت در مراسم پرشکوه سالروز ۱۳ آبان اقدام می کنند

ارسال در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط محمد باقر عباسي سملي

 

آیا قوه ی قضائیه ، انقلاب را محاکمه خواهد کرد.؟

 

در دوران کودکی برای اولین بار با کتاب داستان راستان اثر ارزشمند آیت الله شهید مطهری رحمه الله علیه آشنا شدم ،تا آنجایی که یادم می آید یکی از داستان های کوتاه این کتاب (مجلس بگو ها بگو نه)بود . در آن دوران هضم این داستان برایم چندان آسان نبود . زیرا در دوران شور انقلابی و استقلال طلبی ناشی از آغاز انقلاب می زیستم . شاید شهید مطهری روزی که این داستان را در کتاب خود جا می داد هرگز برایش قابل تصور نبود که چنین مجلسی در نظامی تشکیل خواهد شد که خود یکی از تئورسین های آن بوده است و از بد حادثه فرزند خود نیز یکی از اعضای همین مجلس فرمایشی خواهد بود که درخواست محاکمه ی انقلاب (میر حسین موسوی) را دارد. واقعا که این حوادث از عجایب خلقتند.

در سایت عصر ایران مطلب ارزشمندی را در همین زمینه دیدم که حیفم آمد ، شما عزیزان همراه از آن بی اطلاع باشید. هر چند شاید قبل از من مطلب مذکور را مطالعه فرموده باشید.

عصرایران ؛ جعفر محمدی- آن طور که در خبرها آمده است، یکصد نماینده مجلس شورای اسلامی، با امضای شکایت نامه ای علیه میرحسین موسوی، از دادستانی کل کشور خواسته اند به جرایم او در خصوص حوادث بعد از انتخابات رسیدگی کند. دادستان کل نیز اخیرا وصول این شکواییه را تایید کرده است.

این شکایت نامه حاکی از آن است که نمایندگان مجلس تا چه اندازه در احقاق حقوق مردم مصمم هستند والا دلیلی نداشت که زمان ذی قیمت خود را مصروف پیگیری و شکایتی کنند که هیچ نفعی به حال شان ندارد.

وکلای مردم، آن طور که گفته اند، این شکایت را تا آخر پیش خواهند برد، البته آخرش چه خواهد شد؟ الله اعلم؛ ولی خیلی ها بدشان نمی آید که سرانجام میرحسین را جلوی ستادش دار بزنند و هکذا رییس اسبق مجلس ایران را!

ما نیز امیدواریم این اتفاق رخ دهد و مشکلات کشور به کلی حل شوند به جز چند مشکل فرعی و کوچک دیگر که آنها هم اهمیت چندانی ندارند و اساسا نیازی به ورود نمایندگان نیست.

مثلا چه نیازی هست نمایندگان مجلس کار به آن مهمی را رها کنند و در باره گران شدن نان یا افزایش 30 تا 60 درصدی لباس در آغاز فصل سرما یا صف های طولانی گاز و بنزین و مسایلی از این دست به خودشان زحمت بدهند؟!

یا اگر کارگران زیادی ماه هاست که حقوق نگرفته اند و خانواده هایشان در آستانه فروپاشی هستند و بعضی هایشان دست به خودکشی زده اند، باز مساله مهمی نیست. زندگی پستی و بلندی زیادی دارد و این هم یکی از آنها!

چندی پیش علی کردان، زیر یک نامه اداری را با این مضمون پاراف کرده بود که باید سگ های پول یاب تربیت کنیم.

این پاراف، جنجال برانگیز شد و وقتی خبرنگاری از وی علت این نوشته غیرمتعارف را پرسید، پاسخ داد: قرار بود چک حقوق مرا بدهند ولی خیلی طول کشید و من هم ناراحت شدم و آن مطلب را زیر نامه نوشتم.

واقعا در شرایطی که تعویق چند روزه حقوق کردان ، او را چنین آشفته می کند ، کارگران بیچاره ای که درآمدی جز حقوق ناچیز کارگری ندارند و ماه هاست که از آن هم محروم شده اند چه کاری باید بکنند؟!
البته اینکه چه کاری باید بکنند، ربطی به حوزه مسوولیت نمایندگان مجلس ندارد، آنها فعلا مشغله های مهم تری دارند و تا میرحسین را به اوین نفرستند آرام نمی گیرند.

نمایندگان مجلس اگر شنیدند که فقر و بیکاری زنان را به فحشا و مردان را به دزدی و جوانان را به اعتیاد و ... کشانده است، اصلا دلگیر نشوند و مبادا از کار اصلی شان غافل بمانند.

آنها برای خروج هر روزه صاحبان اندیشه و علم از کشور نیز دل نگران نباشند. اتفاقا هر چقدر انسان های نخبه بیشتر از کشور خارج شدند، برای خیلی ها بهتر هم هست.

اگر شالیکاران شمالی، گندم کاران خراسانی، باغداران آذری، نخل داران جنوبی و... به واسطه واردات بی رویه، به دلیل نبودن صنایع تبدیلی و بسته بندی و به علت سوء مدیریت ها به خاک سیاه نشسته اند و اگر سیب دماوند در 80 کیلومتری تهران روی دست کشاورزان باد کرده و سیب های خارجی از آن سوی دنیا خود را به بازارهای میوه پایتخت رسانده اند، آقایان خم به ابرو نیاوردند و شکایت جدیدی علیه عاملان این وضعیت تنظیم نکنند.

نمایندگان، کار چندانی با شایسته سالاری در عزل و نصب ها هم نداشته باشند و اگر هم بخواهند وارد این قبیل مسایل شوند، بگردند و ببینند چه کسی با مدرک تحصیلی جعلی به مناصب عالی رسیده است تا برای او پیام تبریک بفرستند!

نمایندگان به این مسایل پیش پا افتاده که سن اعتیاد در کشور به دوره نوجوانی رسیده، ایدز بیداد می کند، زنان خیابانی همه جا پراکنده شده اند و کودکان کار، به جای درس خواندن در دبستان در چهاراه ها آدامس و گل و فال حافظ می فروشند نیز اصلا توجهی نداشته باشند تا مبادا از آن کار اصلی باز بمانند و مردم را از خود برنجانند.

 لازم نیست نمایندگان مردم برای حل مشکل ترافیک هم کاری بکنند. مردم خودشان یکجوری با موضوع کنار می آیند. حتی اگر دولت به مصوبه نمایندگان برای اختصاص بودجه به مترو تره هم خرد نکرد، نمایندگان باز هم به رگ غیرت شان بر نخورد. فوقش مردم کمی بیشتر در ایستگاه های مترو منتظر قطار می مانند در داخل قطارها هم کمی صمیمی تر می نشینند و می ایستند!

نمایندگان حتی به خود این زحمت را هم ندهند که آمار اعلام شده توسط بانک مرکزی، سخنگوی دولت (نهم) و وزیر اقتصاد را درباره میزان درآمد نفتی در چهارسال گذشته با یکدیگر مقایسه کنند و از آقایان یک سوال کوچک بپرسند که ماجرای اختلاف های چند میلیارد و گاه چند ده میلیاردی در اعداد اعلامی چیست؟ (منظور از این اعداد دلار است. با ریال و تومان خودمان اشتباه نشود!)

نمایندگان مجلس بهتر است به کارهای مهم تری مانند پیگیری شکایت از موسوی بپردازند و کاری هم نداشته باشند که شرم آورترین وضعیت اینترنت در جهان متعلق به ایران است و حتی عراقی ها و افغانی ها هم به سرعت لاک پشتی اینترنت در ایران می خندند و مضحکه عام و خاص شده ایم.

نمایندگان مبادا از کارهای اصلی غفلت کنند و به مقولات حقیری مانند صنعت و معدن بپردازند و وقت خودشان را صرف حل مشکلات کارخانه های تعطیل و نیمه تعطیل و کارگران اخراج شده و ... کنند.نیازی هم نیست به جفای دیرین تحمیل خودروهای از رده خارج وطنی به ملت با قیمت چند برابری رسیدگی کند و داد مردم را بستانند.
مرگ سالانه 25-6 هزار ایرانی در تصادفات رانندگی هم که یک موضوع تکراری است و نباید وقت مجلس را به تکرار مکررات هدر داد.

اگر نمایندگان می بینند  که ساخت پروژه ای مانند اتوبان تهران- شمال پس از 40 سال همچنان لنگ لنگان ادامه دارد، وقتی می بینند که بعد از 30 سال هنوز پل میانگذر دریاچه ارومیه تکمیل نشده، اگر در سفرهای خارجی شان- که بیش باد- می بینند که فرودگاه بین المللی تهران بعد از 35 سال همچنان ناقص است، اگر در گذر از عباس آباد تهران، مصلای نیمه کاره ای را می بینند که 20 سال است در آن کارگران مشغول به کارند، اگر خبردار می شوند که تعلل های مسوولان در انجام پروژه های گازی باعث شده است قطری ها میلیاردها متر مکعب بیشتر از ما از میدان گازی مشترک برداشت کند و اگر...  اصلا جوگیر نشوند و خدای نکرده از امور مهمی مانند شکایت از موسوی و تعریف کردن حماسه کفش زدن به کروبی غافل نشوند زیرا در غیر این صورت ملت آنها را نخواهند بخشید.

 نمایندگان مردم ، وکلای آنها هستند و آینه تمام عیار خواست ها و مطالبات ملی و امروز ، در شرایطی که همه مشکلات مملکت حل شده و فقر و فساد و تبعیض نیز به موزه تاریخ رفته است ، تمام وجود مردم را این دغدغه پر کرده است که چرا موسوی هنوز آزاد است و مردم هر وقت در تاکسی و مترو و مهمانی ها و ادارات با همدیگر صحبت می کنند ، نه از بدبختی هایشان و از گرانی های جدید و سرگردانی هایشان در این اداره و آن سازمان ، که از میرحسین موسوی سخن می گویند و از تعلل نمایندگان در عدم پیگیری شکایت از او و مجازاتش!
خداوند چنین امثال نمایندگانی را که چشم به دهان مردم دوخته اند تا مطالبات شان را برآورده کنند ، زیاد کند!

و در پایان مزید اطلاع این نمایندگان روایتی از علی علیه السلام را ذکر می کنیم که فرمود: آفت حکومت ها 4 چیز است:
1-کنار گذاردن امور اصلی و مهم جامعه
2- پرداختن به امور فرعی
3-...
بقیه اش بماند برای وقتی که آقایان همین دو مورد را رعایت کردند!

 

ارسال در تاريخ دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط محمد باقر عباسي سملي

 

«كلمه لا اله الا الله حصنى، فمن دخل حصنى امن من عذابى.
قال فلما مرت الراحلة نادانا بشروطها و انامن شروطها.»

 (كلمه توحيد «لااله الاالله» دژ من است. هر كس در آن داخل شود از عذاب من ايمن خواهد بود / و ما را فرمودند با شرايط آن و من از شرط هاى آن هستم.) (امام رضا (ع))

 

شايد در اولين روزهاي آغاز جنبش سبز خيلي ها به عمق و ژرفاي اين حركت واقف نبودند. آنگونه كه بعد ها مشخص شد ، برگذار كنندگان انتخابات كمترين اطلاع را از بنياد و استحكام اين حركت نداشتند. اين كم اطلاعي به حدي بود كه كانديداي برنده اعلام شده ي انتخابات با حضور در جمع اندك هوادارانش پس از انتخابات اعضاي جنبش سبز(ملت ايران) را مشتي خس و خاشاك خواند.

اما بر شمردن و بررسي  سنگرهايي كه جنبش سبز با عمر اندك خود فتح نموده است قابل توجه و تامل است.

1- اولين سنگري كه ملت ايران در قالب جنبش سبز از دست كساني كه خس و خاشاكش مي شمردند بيرون آورد ، سنگر اهل بيت عصمت و طهارت(س) بود.

جنبش سبز با به اهتزاز در آوردن بيرق سبز آل رسول(ص) ، اولين و يكي از اساسي ترين سنگرهاي اشغالي توسط كودتا چيان را فتح كرد. و با سردادن شعار زيباي« ما اهل كوفه نيستيم حسين تنها بماند » عملا اصحاب كودتا را زمين گير كرد.

2- همانگونه كه در حديث شريف بالا آمده است ، اهل بيت سلام الله عليهم اجمعين باب ورود به دژ امن و مستحكم الهي هستند. كه در قدم اول فتح شده بود

 دومين و مهمترين سنگري كه پس از سنگر اهل بيت به دست ملت افتاد سنگر لا اله الا الله و الله اكبر بود كه بر سر هركوي و برزن به صدا درآمد و به شعار غالب جنبش سبز بدل شد. اين شعار به حدي كوبنده بود و كودتا گران را به گونه اي به وحشت انداخت كه شبها براي جلوگيري از سر دادن شعار الله اكبر توسط مردم بر ديوارهاي منازل علامت گذاري ميكردند تا صبح آنان را فقط و فقط به جرم گفتن الله و اكبر محاكمه كنند. اين حركت كودتاچيان آنچنان ناشيانه و رسوا بود كه مطابق اسناد تاريخي انسان را به ياد آغازين روزهاي علني شدن بعثت پيامبر اكرم(ص) و وحشت بت پرستان مكه از شعار  (قولو لا اله الالله تفلحو) آن حضرت مي اندازد.

3- سنگر سوم سنگر حرم مطهر امام راحل بود كه بدست ملت افتاد و از برگذاري شب احيا در آن ممانعت بعمل آمد.

4- سنگر مرجعيت شيعه

5- سنگر نماز جمعه

6- سنگر شهداي نامدار جنگ از قبيل همت و باكري و ...

7- سنگرروز قدس

8- سنگر شهداي نامدارانقلاب از قبيل شهيد بهشتي، شهيد رجايي، شهيد دستغيب ، شهيد صدوقي و .....

9- سنگر خيابانهاي پايتخت كه سالها در اشغال كودتا چيان قرار داشت

10- سنگر مناسبت هاي متعددي است كه اكنون به تمام و كمال در اختيار ملت است.

11- سنگر مهم و بي نظير دانشگاه

12- سنگر حوزه هاي علميه

13- سنگر مطبوعات

14- سنگر خانواده هاي شهدا

15- سنگر رزمندگان و جانبازان جنگ تحميلي

16- سنگر استديوم هاي ورزشي

17- سنگر هنرمندان و سينماگران

18- سنگر مدارس

19- سنگر مساجد حسينيه ها و تكايا

20- و در يك كلمه سنگر ايران،اسلام و انقلاب

 

آيا براستي بانيان انتخابات اگر مي دانستند كه به اين سرعت تمام اين سنگرها را از دست خواهند داد هرگز دست به چنين حماقتي مي زدند.؟

قطعا خير

اما هنوز هم دير نشده است مي توانند توبه كرده با اعلام برنده ي واقعي انتخابات  به در خانه ملت باز گردند ، بي شك ملت متمدن و مومن ايران اسلامي ظرفيت بخشش آنان را دارد.

 

ارسال در تاريخ سه شنبه پنجم آبان 1388 توسط محمد باقر عباسي سملي


گر تو آزاد نباشي

 

 

نه همين غمكده، اي مرغك تنها قفس است

گر تو آزاد نباشي همه دنيا قفس است

 

تا پر و بال تو و راه تماشا بسته است

هر كجا هست، زمين تا به ثريا قفس است

 

تا كه نادان به جهان حكمروايي دارد

همه جا در نظر مردم دانا قفس است.

 

 

زنده ياد فريدون مشيري

 

ارسال در تاريخ یکشنبه سوم آبان 1388 توسط محمد باقر عباسي سملي

بی شک ملت ایران پاسخ این هتاکی را روز ۱۳ آبان خواهند داد

به گزارش خبرگزاری کودتا (فارس) :

عصر امروز و پس از ورود حضرت آیت الله کروبی به نمایشگاه کتاب که با استقبال گسترده ی مردم حاضر در نمایشگاه کتاب روبرو شده بود ، مورد هجوم عده ای اوباش از پیش سازماندهی شده قرار گرفت ، که عمامه از سر ایشان به زمین افتاد و مطابق آنچه در عکس های انحصاری سایت کودتا (فارس) دیده می شود معظم له از ناحیه سر مجروح گردید .

زمانی که در شیراز دانشجو بودم  به کرات شنیدم که پس از انتصاب آقای حائری شیرازی به امامت جمعه شیراز که با اعتراض توده ی مردم شیراز مواجه شد امام راحل به احترام خواست مردم تصمیم به بر کناری ایشان می گیرد،لیکن در همین گیرو دار آقای حائری مورد تعرض فردی نادان در مسجد قرار می گیرد که عمامه وی بر زمین می افتد. با رسیدن این خبر به امام رحمه الله علیه ایشان می فرمایند برای حفظ حرمت عمامه پیامبر (ص) تا من زنده هستم باید حائری در شیراز بماند تا دیگر کسی به خود اجازه ی تعرض به عمامه یک روحانی را ندهد.

اما اکنون ما شاهدیم که با یک روحانی با آن سوابق چه برخوردی می شود.و من به عنوان یک رهرو راه آن پیر فقید به آن دسته از روحانیونی که شاید از این تعرض به آیت الله کروبی شادمان باشند باید این هشدار را بدهم که تردید نکنید زمانی که حرمت عمامه شکسته می شود دیگر چپ و راست نخواهد شناخت و همین کسانی که امروز عمامه از سر کروبی گرفتند بی شک به سراغ شما نیز خواهند آمد . تا دیر نشده فکری بکنید که فردا خیلی دیر است البته چه شما اقدام بکنید چه نکنید مردم جواب این اوباش را روز ۱۳ آبان خواهند داد.

 

ارسال در تاريخ جمعه یکم آبان 1388 توسط محمد باقر عباسي سملي

میرحسین موسوی: تا زمانی که مساله بحران قبول نشود و مردم اغتشاشگر نامیده شوند راه حلی پیدا نخواهد شد

   شبکه جنبش راه سبز (جرس):میرحسین موسوی در اولین مصاحبه تصویری اش ، درباره مسایلی درباره "طرح وحدت ملی" از سوی گروه ها ، احزاب و چهره های سیاسی مطرح است ، توضیحات مهمی ارایه کرد.


وی با این توضیح که از طریق رسانه ها در جریان این مساله قرار گرفته است گفت که تاکنون هیچ تماس و یا گفت و گوی مستقیمی در این باره با او انجام نشده است و چنانچه موضوعی باشد آن را با مردم در میان خواهد گذاشت.
وی در بخشی از توضیحاتش با بیان این که بعضی از افراد پیشنهاد چنین طرحی را با نیت خیر ارایه می کنند ،در این باره گفت:" تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند ، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد."


میرحسین موسوی همچنین با تشریح بیشتر درباره "زندگی کردن راه سبز امید" که در بیانیه شماره 13 او منتشر شده بود با اشاره به فعالیت های خود جوش هنری ، فرهنگی سیاسی و مذهبی که تا کنون در این راستا انجام شده و همچنین اهمیت نقش رسانه ها، گفت:" درحقیقت در اینجا مبارزه تبدیل به یک زندگی شده است، زندگی که ادامه دارد و هیچگاه توقف پذیر نیست، این طور نیست که بشود آن را در یک نقطه ای متوقف کرد. به همین دلیل این حرکت یک حرکت آسیب ناپذیر هم هست و در یک فضای گفت و گوی همگانی هم این حرکت ها تسریع می شود مسیرش و پیش می رود. "

 متن کامل سخنان مهندس میرحسین موسوی در اولین مصاحبه تصویری و اینترنتی وی به این شرح است:

 
توضیح درباره طرح وحدت ملی

  این اصطلاح به اشکال گوناگونی مطرح می شود که خوب است این موضوعات از همدیگر تفکیک شود. من در دیداری که بانمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس داشتم، بحث وحدت ملی را مطرح کردم که در آنجا قصد من از این اصطلاح بیشتر اشاره به یک حس و اراده جمعی بود که در طول انتخابات تشکیل شد که براساس پیوند با میراث تمدنی و منافع ملی خودمان در جهت سعادت و پیشرفت کشور بود و منظری که برای آینده گشوده می شد اهمیت پیدا می کرد و همه شاهد بودیم که علاقه ای در این باره در کشور ایجاد شده بود.

گمان می کنم حتی با توجه به مسایل بعد از انتخابات این سرمایه همچنان باید حفظ شود و سعی شود که تقویت شود ، وحدت ملی از این لحاظ فوق العاده برای ما مهم است و همه باید روی آن تکیه کنیم. در این جا منظور از وحدت ، وحدت بین همه اقشار است روشنفکران و مردم ، دانشجویان با مردم و قومیت ها مختلف با هم و فرهنگ های مختلف باهم است.

در استانه انتخابات زنجیره سبزی که میدان تجریش را به میدان راه آهن جوش داد یکی از بهترین مظاهر وحدت بود که همه اقشار مردم در آن شرکت کردند و این مساله در سراسر کشور ما موج پیدا کرد و بر اساس چنین تصوری ایده راه سبز امید شکل گرفت .

منتهی غیر از این موضوع مساله وحدت ملی در معانی دیگری هم بکار گرفته شد که بعد از مشکلات و مسایلی که در کشور پیش آمد که همگی بخوبی به آن وقوف داریم یک عده ای با انگیزه های گوناگون و گاه با انگیزه های خیر به دنبال این بودند که آیا می شود در گفت و گوهای افراد سیاسی می شود دامنه تنش ها را کم کردیا نه؟در این باره یک طرحی آقای هاشمی رفسنجانی داشتند یک موقعی هم بحث این شد که آیت الله مهدوی کنی در این باره نظریاتی دارند، کلن افراد گوناگونی در این باره اظهار نظر کردند. آن چه در این جا مهم است این که بنده تا بحال در این رابطه اظهار نظری نکرده ام با توجه به این معنا.

 منتهی با توجه به شایعاتی که از بحث هایی که در این باره مطرح است من یک خاطره ای از حضرت امام دارم که نقل می کنم ، نکته ای در آن هست که بنده بر اساس آن عمل می کنم. برسر مساله مک فارلین که بحرانی ایجاد کرد و مردم هنوز نمی دانستند که مک فارلین به ایران آمده یا چه اتفاقی افتاده ، این که آیا ایشان محرمانه به ایران آمده و برگشته . این موضوع اولین بار در یک روزنامه سوریه ای مطرح شد و در اینجا در بحثی که در میان سران سه قوه شکل گرفت گفته شد که این مساله به داخل کشور هم کشیده خواهد شد و با توجه به حسی که به مساله رابطه با آمریکا و گفت و گو با آمریکا وجود داشت طبیعی است که بحرانی را در داخل کشور ایجاد کند، روسای سه قوه که بنده هم در خدمتشان بودم به اتفاق رفتیم خدمت حضرت امام (ره) و با ایشان صبحتی داشتیم. وقتی این مساله برای ایشان توضیح داده شد که چگونه ، چطور و به چه دلیلی اصلن این فرد با چه گروهی آمدند و رفتند و نتیجه چه بود و گفته شد که این مساله در یک روزنامه لبنانی یا سوریه ای مطرح شده و به ایران هم خواهد کشید، ایشان فرمودند که بروید و به مردم این مساله را بگویید، مردم باید در جریان باشند و یک مقداری هم بحث کردند در این رابطه . وقتی که می خواستیم بلند شویم ایشان یک جمله فرمودند که همیشه به عنوان یک جمله ی طلایی و مهم در ذهن بنده مانده است. ایشان فرمودند؛ هیچ موقع کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح بدهید. که بنده این مساله در ذهنم باقی مانده است.
برای همین اگر گفت و گویی باشد، صحبتی باشد، بحث و موضوعی باشد طبیعتا به عنوان یک همراه این جریان عظیم با مردم آن را درمیان خواهم گذاشت و چیزی نخواهد بود که نتوانم از آن دفاع کنم.

 طبیعی است که در این رابطه با توجه به ضعفی که رسانه های ما دارند و برعلیه راه سبز امید فعالیت می کنند و ما رسانه رسمی نداریم و تمام رسانه های ما محدود شده است ، خبرهایی که در این رابطه یا مسایلی شبیه به این منتشر می شود خوب است که مردم به این که خود این رسانه ها متعلق به چه جناحی هستند و با چه قصدی این اخبار را منتشر می کنند، انشالله توجه خواهند کرد. این می تواند به همه ما کمک کند که در یک فضای اندیشمندانه و پر از ارزش های مورد اعتقاد خودمان حرکت کنیم.

 توضیح درباره این که آیا دیداریا تماسی در این باره با وی صورت گرفته است یا خیر؟ 

نه چنین صحبتی نشده است، البته من در جریان پیشنهادی که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه مطرح کردند و بعد پیشنهاداتی که تعدادی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام به ایشان کردند، هستم و همچنین از طریق رسانه ها در جریان صحبت هایی هستم که انتساب داده می شود که آقای حضرت آیت الله مهدوی کنی و دیگران مطرح کرده اند. و گاهی هم دیده ام که دیگران و افرادی با نیت های خیر چنین مساله ای را مطرح می کنند، ولی تماس مستقیمی در این رابطه با بنده گرفته نشده و نه نامه نگاری صورت گرفته و نه مذاکره رسمی در این رابطه گرفته است. کلن در این رابطه کاری انجام نشده است.

  درباره بیانیه شماره 13 و اینکه چگونه باید راه سبز امید را زندگی کنیم

 ملت ما یک حرکت بزرگی را شروع کرده و ماهم همراهش هستیم که انشاالله در گرو همین جهتی باشم که مردم در آن حرکت می کنند. اگر دقت شود اوایل این اتفاقاتی که در کشور افتاد بحث بود که چگونه باید حرکت کنیم و جواب ما چه باید باشد که از دستاوردهای بزرگ انتخابات و انقلاب اسلامی بتوانیم بهره مند باشیم و آنها را ادامه بدهیم. در این باره بحث حزب و جبهه و گروه های مختلف شد که مبارزات سیاسی تعریف شده در کشور یا در جهان مطرح بوده است ، ما فکر کردیم که آن نمی تواند مقصود و اهداف ما را برآورده کند و با تجربیات خود انتخابات خیلی همخوانی ندارد البته آن تجربیاتی که باهمدیگر داشتیم.

در این انتخابات ما دیدیم که خانواده ها ، گروه های سیاسی ، مذهبی ، هنری، فرهنگی و کلن هر کس در هرجایی که هست به شیوه خودش و بنا بر توانایی خودش کمک رساند و در این رابطه وارد این حرکت شد، در حقیقت دنباله هم بحثی است که داشتیم و مطرح شد که هر شهروند یک ستاد چنین کاری بصورت شبکه ای در کشور صورت گرفت.قدرت این حرکت هم از همین مساله نشات می گرفت نه از یک حرکت حزبی ، البته به این معنی نیست که احزاب موثر نبودند یا موثر نخواهند بود، نه آنها جایگاه خودشان را دارند و فوق العاده جایگاهشان ضروری است و ضرورت دارد که آنها هم همچنان فعالیت های خودشان را داشته باشند. ولی برای ادامه این راه و رسیدن به اهداف و آرمانها که تحت عنوان "ایران پیشرفته" مطرح شده است در جهت برآورده کردن خواسته های مردم و در حقیقت استیفای حقوق مردم ، ما فکر کردیم که مساله خیلی با بازتابی گسترده تر با توجه به تجربه انتخابات می خواهد پی گرفته شود، که همانطور هم شد و همین طور هم اعلام شد. در چنین نگاهی مهم نیست که هر کس چه قدر کمک می کند ، به چه شیوه ای کمک می کند، اصل این است که یک اراده و نیت همگانی در سطح کشور ایجاد شده و بشود ، حتی در یک خانواده و حتی یک فرد بتواند به تنهایی تا برسد به احزاب و گروه ها و تشکل هایی که سابقه دارند هر کس در چارچوب فعالیت های خود که در حال انجام است و با آن زندگی می کند بتواند به این حرکت عظیم کمک برساند. بنده همیشه اعتقاد داشتم یک آدم روشن دلی ، پیرزنی یا پیرمردی فردی که اصلن به هیچ نوعی نمی تواند در این فعالیت ها شرکت داشته باشد در گوشه خانه اش یک دعایی می کند ما این را به عنوان یک فعالیت در داخل این شبکه قلمداد کنیم تا برسد به فعالیت هایی که سازمان یافته و منظمی که هست.

امروز ما شاهد این هستیم که بصورت غیر عادی و استثنایی خلاقیت های هنری در میان گروه ها و دسته های هنری صورت می گیرد، این ها هیچ کدام تابع یک حرکت حزبی نیست ولی متعلق به یک شبکه گسترده اجتماعی است، ما تعداد کلیپ ها و سرودهایی که داریم در این مدت ساخته شده و تعداد طرح ها یی که در این مدت نقاشی شده ، کاریکاتورهایی که داریم در این مدت کشیده شده اصلن با هیچ دوره تاریخی کشورمان قابل قیاس نیست و در حقیقت آنها هستند که محتوای گفت و گو و حرکت این موج و این راه عظیم را هدایت می کنند و پیش می برند. این کار در داخل یک حزب صورت نگرفته است گاهی سه یا دو هنرمند باهم و یا در دسته های بزرگتر و کوچکتر در گوشه و کنار کشور و حتی در خارج از کشور به این راه کمک رسانده اند. همچنین گروه های مذهبی هستند ، هیات های مختلف ، هیات های خیریه و دسته های سیاسی و غیره .

درحقیقت در اینجا مبارزه تبدیل به یک زندگی شده است، زندگی که ادامه دارد و هیچگاه توقف پذیر نیست، این طور نیست که بشود آن را در یک نقطه ای متوقف کرد. به همین دلیل این حرکت یک حرکت آسیب ناپذیر هم هست و در یک فضای گفت و گوی همگانی هم این حرکت ها تسریع می شود مسیرش و پیش می رود. از این لحاظ رسانه ها اهمیت فوق العاده ای دارند و زحمتی که کسانی در رسانه های ما می کشند قابل تقدیر است و بنده همین جا بازهم توصیه می کنم با توجه به این که ما هیچ وسیله ای را در اختیار نداریم به این ابزار و وسیله بیشتر توجه شود و از امکاناتش بیشتر استفاده شود، این معجزه ای است که ما در طول انتخابات و بعد از انتخابات دیده ایم که باید با توجه به موقعیتی که داریم از این وسیله استفاده کنیم.

طبیعتا فضای زندگی های فردی و اجتماعی را از طریق رسانه ها به هم پیوند می دهیم و یک حرکت عظیم و گسترده و قابل دوامی را ایجاد می کنیم.
یکی از دلایل تداوم همین حرکت به نظر بنده همین قضیه است که متعلق به یک گروه اندک یا حزب و یا جریان مبارزه با تمام ابعاد و جزییات نیست بلکه یک جریانی است آمیخته با آرمان ها و آمال و شیوه زندگی خود مردم.
ما می خواهیم از تفسیر این که آیه ای که "خانه های خود را قبله قرار دهید " الهام گرفته و این طور باشد که مردم در رجوع به شبکه وسیع اجتماعی و این تشکل های ریز و درشت خودشان که هر کدام ما در آنها چندین سهم و شرکت داریم در حقیقت این حرکت شکل و ادامه پیدا کند.

 راه حل بحران چگونه بدست می آید؟

تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند ، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد.

برای همین وحدت ملی در معنای دومی که بنده ذکر کردم که فعالیت ها و دسته ها و گروه ها می کنند در این رابطه که برخی با نیت خیر است فکر می کنم که این مساله ضرورت دارد که در هر حرکتی به مردم احترام گذاشته بشود ، اکثریت مردم رانده نشوند ، مردم همه با هم اند حتی آنهایی که عقاید دیگری دارند، این تفکیک و تجزیه را ما می کنیم و متاسفانه مردم را از همدیگر جدا می کنیم . اصل این است که به مردم احترام گذاشته شود ، عقایدشان را قبول شود و این اصل که همه ما باید به قانون اساسی برگردیم و این که باید به حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان باید برگردیم ، آن موقع راه حل خیلی راحت پیدا می شود برای این مشکل.
 

جهت دیدن و یا دانلود کردن این ویدیو اینجا کلیک کنید.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 توسط محمد باقر عباسي سملي

دوش اندر شوره زار بي كسي

با دوصد من توشه ي دلواپسي

 

مي چكيد از گونه ي زيباش اشك

از صفايش انس و جن مي برد رشك

 

گفتمش اي سيرتت زيبا چو روت

از چه كردي اندر اين خلوت سكوت

 

چاره ي درد تو نبود هق و هق

با چنين احوال خواهي كرد دق

 

با تاسي بر علي مرتضي

خيز از جا و بكن غوغا بپا

 

خانه ي ظلم و ريا ويران نما

تا نشان باقي نماند زان بجا

 

تا بخشكد ريشه هاي كج روي

پاك گردد بوستان از هرزگي

 

اندر اين غم خانه ي پر ريب و رنگ

فرصتي نبود دگر بهر درنگ

 

شعر نيك يا حسين تا ميرحسين

نيست جز خط همان پير خمين

 

بايد احيا كرد آن خط بهار

تا كه افشا سازد اين قوم ضرار

 

خط تاريكي كه شيطان كرده رسم

دائما كوبان بود بر طبل خصم

 

خيره شد در چشم هايم لحظه اي

بسته شد در قلب چشمش حلقه اي

 

حلقه اي از اشك و اندوه و اميد

بس سخن ها داشت از نسلي رشيد

 

نسل نوپايي كه پرسشگر شده

اصغري كه امروز خود اكبر شده

 

كرد آغاز سخن آن زرد رنگ

چهچه مي زد مثل مرغان قشنگ

 

مات ماندم زان همه عقل و خرد

رشته هايم را سراسر پنبه كرد

 

گفت نسل تو بسان آبشار

گرچه زيبا بود اما بيقرار

 

تفرقه را جاي وحدت باب كرد

زين سبب بيداد را بنياد كرد

 

سازه ي بيداد اين دوران ما

نيست جز تاوان تقسيم شما

 

صلح را نسل شما آواره كرد

دوستي را نسل ما فواره كرد

 

از سر و روی شما بارد شرر

کرده اید انبان خود پر سیم و زر 

 

نسل ما فواره ي عشق وبهار

نسل تو ياد آور هر شوره زار

 

آبشار ارچه بود زيبا رفيق

ليك ويرانگر بود مثل حريق

 

 

شد بنا فواره بر بنياد عقل

تا نمايد نيك فرداي تو نقل

 

تا كند واگويه درد سالها

زخم هاي كهنه ي نسل شما

 

چون تعبد بود رسم آسمان

در زمين هم تابع وقت و مكان

 

ليك نسل تو چنان بابش نمود

كه خرد را كرد از پايه خمود

 

نسل ما فواره ي پرسشگريست

هر نداي عقلگون را مشتريست

 

از تعبد سخت بيزاريم ما

جز حقيقت را نپنداريم ما

 

مرجع تقليد ما باشد خرد

خالق هستي  چنين بنياد كرد

 

درعقيده  كرده او تقليد منع

تا به گرد عقلمان گرديم جمع

 

عقل حاكم ار بود بر جسم و جان

كي شود احساس حاكم بر روان

 

تا كند ويران بساط زندگي

از پس يك لحظه ي دلدادگي

 

نسل ما دارد شكايت از شما

شاهد اين شكوه مي باشد ندا

 

كي روا شلاق بر سيمين تنان

خس و خاشاكند اين اهريمنان

 

سبزه مي رويد زخون نسل ما

مي دهد سهراب از دل اين ندا

 

كي تهمتن محسن روح الامين

سبز بايد كرد سرتاسر زمين

 

 

 

گفتمش آرام تر اي يار من

بيقراري گرچه از بهر وطن

 

نسل ما در جبهه ها پرپر شده

دشت ها از خون ما كوثر شده

 

گر وطن باقيست امروز اينچنين

حاصل صد هاست چون روح الامين

 

بچه هاي جبهه با شور و صفا

همچو كوثر پاك و صاف و بي ريا

 

دوستي در جبهه ها معني گرفت

دشمني هرگز نباشد در بهشت

 

بچه های جبهه پاک و مخلصند

جملگی از مال دنیا مفلسند

 

آنكه بر روي گل ات شلاق زد

بود اندر صومعه گاه نبرد

 

شير مردان زمان جنگ ما

جملگي هستند بر خان خدا

 

مانده زان مرغان اگر اندك نفس

جملگي هستند زندان در قفس

 

لاله هاي پرپر بعد از نبرد

مي كنند امروز اينسان خاك و گرد

 

آنكه بر روي ندا خنجر كشيد

موسم پيكار در معبد خزيد

 

آبشار نسل ما خوناب بود

خون پاكاني چسان سهراب بود

 

خون مردان دلير عصر ما

ريشه كن بنمود بنياد جفا

 

چاره ي درد و غم  خودكامگي

وحدت است و وحدت است وهمدلي

 

چون رسيد اينجا سخن لبخند زد

عذر خواهي را ز دل بنياد كرد

 

گفت شادو سبزم ار تو با مني

جمع بايد كرد رسم دشمني

 

رهزنان را ما و تو رسوا كنيم

راي ملت را زنو احياء كنيم

 

بايد از نو صلح را بنياد كرد

ميهن خود را زنو آباد كرد

 

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 توسط محمد باقر عباسي سملي
 

 شگفت این است که صاحبان این قلم های هتاک و نشریات لجام گسیخته از چنان امنیت، آرامش و اطمینانی در برابر آنچه می نگارند برخوردارند که روئین تنی آنان طعنه بر اسفندیار روئین تن می زند. عدم برخورد مسؤولان اجرای عدالت با این رسانه ها به این شائبه دامن زده است که گویا دستگاه قضایی نمی تواند یا نمی خواهد مانع این قلم های هتاک شود. هیچ محکمه ای به این همه هرزه گویی و اهانت رسیدگی نمی کند و یا در صورت رسیدگی نتیجه ای در بر نداشته است.

 

باسمه تعالی

حضرت آیت الله لاریجانی

ریاست محترم قوه قضائیه

باسلام و تحیات

نزدیک چهار ماه از انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پیش و پس از آن می گذرد. در این دوره زمانی، ملت رشید ایران شاهد ناگوارترین صحنه ها و تلخ ترین حوادث سی ساله اخیر بود. حوادثی که دلسوزان انقلاب و علاقمندان ایران هرگز باور نمی کردند که روزی شاهد چنین صحنه ها و حوادثی باشند. خون هایی به ناحق بر زمین ریخته شده، زنان و مردانی ناعادلانه به بند کشیده شدند و هتک حرمت هایی صورت گرفت که قلم یارای نگارش آن ندارد.

عملکردهای ناصواب و سوء تدبیرهای آمیخته با خشونت، حیثیت و اقتدار جمهوری اسلامی را نشانه رفت و فاصله ای عمیق میان دولت - ملت ایجاد نمود و با کمال تأسف تلاش دلسوزان واقع نگر نیز به جایی نرسید و هر صدایی جز حمایت از وضع موجود و همگام شدن با افراطیونی که طعم شیرین قدرت، مانع واقع نگری آنان شده، با واژه هایی از قبیل خیانت، وابستگی به اجانب، براندازی نرم، شرکت در انقلاب مخملی و ... روبه رو شده و ابر غلیظ خشونت و کینه ورزی افق آینده ایران را سیاه و تاریک کرده است.

اگرچه در چنین فضایی، امید به تأثیرگذاری اقدامات خیر خواهانه کاهش پیدا کرده است امّا از آنجا که حضرت عالی در آغاز راه مسؤولیت پر مخاطره اداره قوه قضائیه قرار دارید به اقتضای آموزه های قرآنی و مستند به اصل هشتم قانون اساسی و با انگیزه خیرخواهی و امر به معروف و نهی از منکر لازم دیدیم نکاتی را متذکر شویم شاید التفات به نکات مورد اشاره، راهی برای برون رفت از شرایط ناگوار کنونی ارائه کند.

1-  قوه قضائیه که دستگاه تحت مسؤولیت شما است با اختیارات نشأت گرفته از قانون اساسی می تواند برون رفت از شرایط کنونی و ترمیم اعتماد آسیب دیده دولت- ملت را تضمین کند، مشروط بر آنکه قوه قضائیه براساس تعریف ارائه شده از این قوه در اصل 156 قانون اساسی مستقل بماند و مستقل عمل کند. همان طور که اگر هویت مستقل خود را از دست بدهد و از عهده وظایف و مسئولیت های خود بر نیاید و در نتیجه بازداشت های غیر قانونی و بی دلیل، دادگاه های فاقد شرایط و نمایشهای تلویزیونی ادامه پیدا کند این دستگاه قضایی است که باید علاوه بر پاسخگویی به موضوعاتی از قبیل بازداشتگاه کهریزک و جنایات رخ داده در آن، نسبت به تداوم قانون ستیزی و بی عدالتی هایی که شمه ای از آن نگاشته می شود نیز پاسخگو باشد.

حضرت آقای لاریجانی

نگذارید در بر همان پاشنه ای که تاکنون چرخیده است بچرخد. میثاق ملی ایرانیان یعنی قانون اساسی نقشه راه شماست. اصولی که ذیلاً آورده می شود مبیّن حقوق شهروندی آحاد جامعه و تعیین کننده حدود و مسؤولیت قوه قضائیه و مسؤولان محترم این قوه است.

1- اصل صد و شصت و هشتم قانون اساسی می گوید: رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت می گیرد.

2- اصل سی و دوم: در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلیل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد، متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.

3- اصل سی و نهم: هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به  هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

4- اصل سی و هفتم: اصل بر برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

5- اصل سی و هشتم: هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع، ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است و متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.

اصول مورد استناد، بخشی از قانون اساسی این میثاق ملی ایرانیان است که بر ضرورت تفهیم اتهام با ذکر دلایل روشن، ممنوعیت هتک حرمت و حیثیت بازداشت شدگان، منع شکنجه برای اقرار وکسب اطلاع و همچنین ممنوعیت اجبار اشخاص به شهادت، اقرار و سوگند تأکید دارد اما آیا در رفتار ضابطان دستگاه قضایی و برخورد بعضی از مسئولان قوه قضائیه نشانه ای از عمل به اصول یاد شده مشاهده می شود؟!

اسلام مظلوم و جمهوری نشأت یافته از اراده ملت و مبتنی بر دین مبین اسلام، نظام حقوقی خود را با این معیارها عرضه کرده اند. معیارهایی که حاکی از التزام به رعایت حقوق شهروندی و توجه عمیق به حقوق متقابل ملت- ملت و ملت- دولت و دوری جستن از هر گونه حق کشی، ظلم، بی عدالتی و اجحاف است. تفسیرهای ناصواب، برداشت های نا صحیح و کارکردهای بیگانه با روح قانون اساسی که متأسفانه کم و بیش در میان متولیان و مسئولان امر رایج شده است، علاوه بر تضییع حقوق ملت باعث می شود چهره نظام اسلامی مخدوش شده و رویگردانی از این نظام سرعت گیرد. طبیعتاً آنانکه بر قانون اساسی پوستین وارونه پوشانده و حقوق اساسی ملت را نادیده گرفته اند باید پاسخگو باشند.

2- در ارتباط با حوادث قبل و بعد از انتخابات جمع کثیری از چهره های خدوم، با سابقه روشن سیاسی و اجتماعی که بعضاً از مدیران با تجربه و رشد یافته در دامن نظام جمهوری اسلامی هستند توسط عوامل انتظامی و امنیتی بازداشت شده و در شرایط سخت و دشواری به سر می برند. ترکیبی از پیشتازان مبارزه با رژیم ستمشاهی و پیشکسوتان سیاست و مدیریت و پیش قراولان اطلاع رسانی و زبدگان عرصه قلم و مطبوعات کشور مورد سوء ظن قرار گرفته و در بازداشت بسر می برند. سرمایه های ارزشمندی که محصول مدیریت سی ساله انقلاب و دارای اندوخته هایی گران سنگ از شرکت در دفاع مقدس و پاسداری از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی جمهوری اسلامی و ایران اسلامی می باشند. نفس دستگیری و بازداشت اینان یکی از ضایعات خسارت بار امروز جامعه ما است و فاجعه بارتر اینکه در بازداشت و زندانی نمودن آنان صراحتاً موازین قانون اساسی و دیگر مقررات موضوعه کشور مورد بی اعتنایی قرار گرفته است.

جناب آقای لاریجانی

نه بازداشت شدگان امکان واگویی آنچه بر آنان رفته است پیدا کرده اند و نه ما امکانی برای حقیقت یابی کامل در اختیار داریم که بتوانیم تمامی وجوه تخلف را با شما در میان بگذاریم. اما آنچه در دید عموم قرار گرفته و می تواند تا حدودی ما را به کنه واقعیت ها رهنمون شود این است که ضابطان دستگاه قضایی نه تنها در جنایتگاه کهریزک که در سایر موارد نیز مرتکب تخلفاتی شده اند. شکستن در منازل بعضی از متهمان، ورود نیمه شب به منزل بعضی دیگر، انعکاس اتهامات اثبات نشده در رسانه های عمومی، نگهداری متهمان در باز داشتگاه های انفرادی که بی تردید یکی از مصداق های شکنجه و آزار متهمان است و ... نمونه هایی از این تخلفات به شمار می آید. مع الأسف استمرار بازداشت در بازداشتگاه های انفرادی و تداوم بلا تکلیفی و نامشخص بودن حدود و ثغور اتهام که همگی بر خلاف نص صریح قوانین موضوعه کشور است دامنه تخلف از قوانین را به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تسرّی داده و مسؤولیت مستقیم حضرت عالی را دو چندان کرده است.

3- علاوه بر نوع دستگیری و نقض قوانین در مورد افراد بازداشت شده، برخی از مطبوعات و نشریات وابسته به جریان حاکم، حیثیت بازداشت شدگان را مورد تعرض قرارداده و یا از این هم فراتر رفته  و گستاخانه و بی پروا چهره های ماندگار و مفاخری همچون آیت الله سید محمد خوئینی مؤتمن امام(ره) و دادستان کل کشور و امیرالحاج منصوب از طرف آن حضرت و حضرت حجة الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی فرزند فاضل امام(ره)، عضو مؤسس و رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز را هدف قرار داده و روزی نیست که نسبتی ناروا، افترایی از بیخ و بن دروغ و اتهامی واهی متوجه این دو عزیز سلاله پاک پیامبر نکنند. هر چند که این دو تنها نیستند و با کمال تأسف چهره های ارزشمند دیگر انقلاب حتی بیت رفیع حضرت امام خمینی(ره) نیز آماج قلم های هتاک قرار می گیرند که قطعاٌ از وقوع چنین تخلفاتی بی اطلاع نیستید.

شگفت این است که صاحبان این قلم های هتاک و نشریات لجام گسیخته از چنان امنیت، آرامش و اطمینانی در برابر آنچه می نگارند برخوردارند که روئین تنی آنان طعنه بر اسفندیار روئین تن می زند. عدم برخورد مسؤولان اجرای عدالت با این رسانه ها به این شائبه دامن زده است که گویا دستگاه قضایی نمی تواند یا نمی خواهد مانع این قلم های هتاک شود. هیچ محکمه ای به این همه هرزه گویی و اهانت رسیدگی نمی کند و یا در صورت رسیدگی نتیجه ای در بر نداشته است.

جناب آقای لاریجانی

نگرانی ما ناشی از هدف اتهام قرار گرفتن یاران امام(ره) و خدشه وارد شدن بر دامان پاک آنان نیست چراکه داوری خداوند متعال که احکم الحاکمین است و اعتماد و علقه مردم مسلمانی که در زیر بمباران اهانت و تهمت روز به روز بر علاقه و اعتمادشان به این فرهیختگان بیشتر و بیشتر می شود ما را کفایت می کند. اما نگرانی و دغدغه خاطر ما نسبت به کاهش بلکه ریزش اعتماد عمومی به سیستم قضایی نظام است. چگونه است که با اشاره ای، روزنامه ای تعطیل و شریان اطلاع رسانی حزب و گروهی به طرفة العینی مسدود می شود اما وفور ده ها و بلکه صدها عنوان مجرمانه در کارنامه بعضی روزنامه ها و رسانه ها بر گستاخی آنان افزوده و دستگاههای قضایی جمهوری اسلامی ناتوان از تحقق عدالت به بیان کلیاتی در مذمت دروغ و افتراء بسنده می کند؟!

رئیس محترم قوه قضائیه

گرچه ناهنجاری هایی که شمه ای از آن اشاره شد محصول مدیریت کوتاه شما نیست اما با کمال تأسف استمرار آن در این مقطع، بار مسؤولیت را به دوش شما می افکند. انتظار جامعه از شما که پرورش یافته دامان مرجعیت و برخوردار از حمایت آنان هستید این است که «یومَ تُبلَی السَرائر» را در نظر بگیرید و با ابزار عدالت، چشم پرده دری و هتاکی و اتهام زنی را هدف قرار دهید و به سال ها روئین تنی اینان پایان دهید. مطمئن باشید که عمل به وظیفه و دادخواهی از مظلوم، موجب خشنودی خدای متعال و باعث اعتماد و اطمینان مردم خواهد بود و طبعاً از این طریق است که آبروی جمهوری اسلامی که بر اثر بعضی سوء تدبیرها خدشه دار شده است حفظ خواهد شد.

مجمع روحانیون مبارز با اینکه همچون دیگر بنیان ها و تشکل هایی که افتخار عنایت امام راحل را با خود دارند یا منتسب به آن حضرت هستند ودر شاخص ترین وجه آن مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) و بیت عزت و شرف آن حضرت، این روزها از هجمه هتاکان در امان نمانده است و زخم توهین و بی احترامی بر چهره دارد اما لحظه ای در دفاع از انقلاب و زدودن زنگارهای انحراف از چهره آن تردید نکرده و معتقد به بازگشت به راه و رسم امام(ره) و بهره گیری از ظرفیت های قانون  اساسی برای فائق آمدن بر مشکلات بحران زای فعلی است.

خداوند ما را در بندگی اش ثابت نگهدارد و توفیق پاسداری از راه و رسم امام عزیز را عنایت فرماید.

مجمع روحانیون مبارز

نوزدهم مهرماه 1388

 

ارسال در تاريخ شنبه بیست و پنجم مهر 1388 توسط محمد باقر عباسي سملي
قالب وبلاگ