از جنگ متنفرم اما دلم برای جبهه ها تنگ شده است
سی و یکم شهریورماه یاد آور آغاز تهاجم نظامی رژیم بعث عراق به کشور
عزیزمان ایران است .در 31 شهریور 1359 شمسی صدام حسین رئیس جمهور
معدوم وقت رژیم عراق با بکار گیری 14 لشکر مکانیزه و عبور از مرزهای
شناخته شده بین المللی جنگی نا خواسته را بر ملت ایران و انقلاب نو پای این
ملت تحمیل نمود. که شاید تا چندین نسل این ملت مظلوم نتواند از زیر بار
خسارات معنوی و مادی آن کمر راست نماید.اما این جنگ مملو از آموزه های
تلخ و شیرین بود.مملو از زشتیها و زیباییها و اشکها و لبخند ها ، جنگ در زمانی
آغاز شد که ارتش ما تقریبا نفسهای آخرخود را می کشید ،جنگ زمانی آغاز شد
که هیچ یک از شعارهای کلیدی انقلاب ملت از قبیل استقلال ،آزادی و
جمهوریت و اسلامیت اصیل در کشور نهادینه نشده بود و ملت تازه رسته
از قرنهای متمادی سیطره دیکتاتوری فردی هنوز با ابتدایی ترین حقوق
خود که همانا حق انتخاب آزاد است آشنا نبودند. و این انقلاب نو پا بسان
زورقی بود در معرض تند بادهای بنیان کن.
و شاید یکی از دلایل حماقت صدام نیز مشاهده همین وضعیت بود.
اما در همین اوضاع نابسامان و هولناک بود که ملت خردمند ایران اعم از
زن و مرد و پیر و جوان تحت رهبریهای حکیمانه امام راحل و با تاسی از
پیشینه و فرهنگ تاریخی دینی و میهنی خویش به یاری ارتش شتافت و در
آغازین روزهای جنگ ارتش توانمند و کار آزموده عراق را زمین گیر کرد.
و ارتش ایران نیز پس از مشاهده این حمایتهای بی نظیر ملت به سرعت
خود را باز سازی نمود و در کنار نیروهای مردمی که توسط سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی سازماندهی می شدند. حماسه هایی به یاد ماندنی آفرید که
سالها زمان می برد تا بتوان اوج این افتخارات را شناخت .چهره نورانی
سبز پوشان بی مدعای سپاه در کنار بسیجیان جان بر کف تحسین ملائک
را برانگیخته بود و لبخند زیبای خدا را به نمایش می گذاشت.جبهه بهشتی
بود در دل جهنم جنگ و دانشگاهی بود در آوردگاه جهل و جنون بشر،هر
چند از جنگ متنفرم اما دلم برای جبهه ها تنگ شده است ،برای آن دوستی ها
، صمیمیت ها ، بی ریایی ها، محبت ها و عشق و از خود گذشتگی و ایثارها.
دلم برای جنگ جبهه تنگ نیست برای آمال و آرزوهای اهل جبهه تنگ است
.دلم برای آتش و خون و ویرانیهای جبهه تنگ نیست دلم برای انسانهای آسمانی
جبهه تنگ است. برای انسانهایی که نهایت آرزوی آنان زیارت کربلا بود
و بزرگترین درخواست آنان درخواست یک چفیه.
دلم برای زمانی و مکانی تنگ است که فرصت طلبان و ریا کاران را در
آن وادی جایگاهی نبود .آری دلم برای زمانی تنگ است که امام بود و
ارزش و ضد ارزش جایشان عوض نشده بود ،دروغ زشت بود و
دزدی ننگ و بر روی چاپلوسان خاک می پاشیدند. و آن مکان جبهه بود
و دیگر تمام شد .
روح امام شاد ویاد و خاطره همه هم رزمانم گرامی باد
محمد نوريزاد نويسنده و كارگردان طي مقالهاي دغدغهها و نگرانيهاي خود را درباره برنامههاي خبري، مذهبي، حجاب و سختيهاي كار در سيما را تشريح كرد.
نوريزاد در اين مقاله كه رونوشت آن را در اختيار اين خبرگزاري قرار گرفته، نوشته است: مهندس ضرغامي، تا آنجا كه نويسنده ميشناسد و تجربه دارد، حتي نقدهاي تند را با رويي گشاده ميپذيرد. من حقيقتاً خود را دوست و دوستدار ضرغامي ميدانم. هرگز بناي تخريب او را و نديدن زحمتهاي او را ندارم. نگران اين هستم كه ناگهان به خود آييم و فرصتها را از كف رفته ببينيم. پيشاپيش از ضرغامي، به خاطر صراحت قلم خود پوزش ميخواهم و خداي متعال را در خيرخواهي اين مطلب، شاهد ميگيرم.
وي در مورد كار در سيما يادآور شده است: كار كردن در تلويزيون، هم در حوزه برنامهسازي، و هم در جايگاه مديريتي، بسيار حساستر و نافذتر و فرسايندهتر از ساير رسانههاست. چرا كه جدا از برنامههاي زنده، توليد يك برنامه تلويزيوني، به عبور از مراحلي نيازمند است كه آميزهاي از هنر و مديريت و فن و ابزار و طرح و برنامه را ميطلبد.
به گفته محمد نوريزاد، ضرغامي در بدو ورود به صدا و سيما، چهار مرحله سخت پيش رو داشت: 1 ـ فراواني كاركنان صدا و سيما، 2 ـ مديران متفرق، 3 ـ اغتشاش در طرح و برنامه، 4 ـ نوسان بودجه.
وي تاكيد كرد: با خوشرويي متداولي كه در ضرغامي بود و هست، دستي به تركيب ساختاري صدا و سيما نخورد. او اصلاً بناي اين را نداشت كه يك كارمند فلان شبكه و بهمان شهرستان، حتي اگر بيكار و اضافي باشد، از او رنجيده خاطر شود.
به گفته وي، ضرغامي سطح كيفي مديريت حاكم بر صدا و سيما را پايين كشيد. گاه افرادي را بر منصبهايي نشاند كه با اطمينان ميشود بر سوختن و هدر رفتن آن موقعيت رسانهاي تاكيد ورزيد.
محمد نوريزاد در خصوص مذهب در تلويزيون تاكيد كرده است: مذهبي است كه امكان ارتباط با ساير نحلههاي فكري را از خود سلب كرده و يك جانبه بر سر مخاطب بارانده ميشود. مذهبي فرسوده و خسته و از رمق افتاده. در اين مذهب، از انعطافها و پيچشهاي ظريف فقهي و تطابق آن با ظرفيتهاي روز يا بهتر بگويم: نشاطي كه ذاتي مذهب است، خبري نيست... حال آنكه، مذهب، يك شاهراه است تا مردمان از آن بهره ببرند و به مقصد برسند.
وي افزود: آزاردهندهترين جلوه مذهب ضرغامي، آنجاست كه قرار است مستقيماً يك گزارش ورزشي خارجي و بينالمللي پخش شود. ضرغامي اگر ميدانست حذف پيدرپي صحنهها، چه خراشي به جان مردم مياندازد، و همزمان اگر از وزن نفرت مردمان نيز خبر داشت، چه بسا ترجيح ميداد مثل بسياري از موارد مشابه، از خير پخش مستقيم آن مسابقات صرف نظر كند و گلچين آن را با كمي تاخير تحويل مردم دهد.
به گفته وي، ضرغامي در اين سالهاي رياست خود بر سازمان صدا و سيما، اگر بيست درصد براي كيفيت برنامهها و دكلهاي بالاي كوهها در سراسر كشور و جشنوارهها و مقتضيات كاركنان، وقت و انرژي صرف كرده باشد، هشتاد درصد دغدغه و حساسيتش را به مذهبي كردن همه شبكهها و ريز و درشت اين نگراني محوري اختصاص داده است.
وي در مورد حجاب در صدا و سيما تاكيد كرد: رسانهاي كه افتخار ميكند به «ملي» بودنش، به مسله حجاب كه ميرسد، كاملاً عموميت خود را كنار ميگذارد و به ناشيانهترين وجه ممكن، اتفاقاً حجاب را به زير ميكشد. ضرغامي يك سند، بله فقط يك سند ندارد كه با اين همه اصرار بر پوشش بازيگران و حذف بدپوششي رهگذران يك گزارش خياباني، جمعيت حجاب دوستان از جايگاهي به جايگاهي بالاتر صعود كرده باشد. چرا، پاسخش مشخص است: پذيرش حجاب، يك پذيرش دروني است كه با «رشد» حاصل ميشود. حجاب يك يونيفورم تشكيلاتي يا پوشش متحدالشكل كارگران يك كارخانه نيست.
وي تاكيد كرد: آراستگي صورت ظاهر جامعه ميبايستي از ذات جامعه بجوشد، و گرنه آشوبي از ظاهرسازيها و تزويرها و دوروييها و تظاهر به مذهب در عرض و طول جامعه ميپيچد و چارستون باورها و ذخاير روحي و رواني و فرهنگي و ايماني جامعه را ميجود، ضرغامي اما از همگان در اين عرصه پيشي گرفت.
نوريزاد يادآور شده است: برجستگي و ذكاوت و هوشمندي يك مدير فرهنگي در اين نيست كه كركرههاي خاصي از جامعه را پايين بكشد و بسياري را بالا نگاه دارد. بلكه هوشمندي در اين است كه با ارائه تصويري درست از جامعه، مخاطبان اين نظام را فزوني دهد.
محمد نوريزاد سپس به سانسور در تلويزيون پرداخته و مينويسد: منصفانه اين كه سانسور در يك رسانه و يك تلويزيون نميتواند نباشد. بزرگترين رسانههاي آزاد جهان نيز بنا به ضرورت اهل سانسور و مميزياند. اما اين روند، در تلويزيون ضرغامي، از اندازه بيرون شده است.
وي مينويسد: اين همه شبكه راديويي و تلويزيوني را مگر ميشود با درايت و درستي و هموشمندي اداره كرد، پس بايد با چند بخشنامه، رگ حساسيت تمامي شبكهها را بيرون كشيد و همه را به خنثي گويي واداشت. چرا كه در بستر وسيع خنثي گويي و خنثي سازي، احتمال خطا و آسيب و پرخاش مسئولان برتر، به حداقل ميرسد.
به گفته وي، ضرغامي از بين تمامي كشورهاي توليد كننده آثار سينمايي، فيلمهاي آمريكايي را بيش از همه پخش ميكند. و اولين چيزي را كه در اين فيلمها سانسور ميكند، پرچم آمريكا است. اين حساسيت، نشان از پرداختن به سطح پوك يك مناسبت سياسي دارد. مثل اين كه ما غذاي آمريكايي را بخريم و بخوريم و در جهت انكار همان غذا، بر چسب كارخانه اش را بكنيم و در سطح زباله اندازيم.
وي در اين مقاله مينويسد: اين همه موسيقي كه با بشكن و كوبش دست و پا توليد نشده. اگر حرام است چرا پخش ميشود، ميبينيد كه اين سوالهاي سرگردان در سطح جامعه ما رواج دارد و همزمان مردم به كياست ما ميخندند. اما ضرغامي، هرگز نخواست يك سلسله برنامه استدلالي بين يكصد جوان پرسشگر و يك مرجع فهيم و نترس، بسازد و پخش كند و ريشه اين پرسشهاي ويرانگر را بيرون بكشد و به دور اندازد.
نظر سنجيهاي تلويزيوني موضوع ديگري است كه نوريزاد آن را مدنظر قرار داده و مينويسد: نظر سنجيهاي گاه به گاه، دقيقاً همان چيزي است كه در جامعه ما، به نجات مسئولين ما آمده است. و ضرغامي نيز هرگز نتوانسته از اقبال مردمي در اين نظر سنجيها شگفت زده نشود. هدايت اين نظر سنجيها در اين است كه او هرگز به سراغ كارهاي نكرده خويش نميرود. و مثلاً از مردم نميپرسد: ما چگونه بايد باشيم، و چه بايد ميكرديم كه نكرده ايم، و چه فرصتهايي را از دست داده ايم، چه ظرافتها و دقتها و هوشمنديهايي كه به كار نبسته ايم، نسبت به سطح جهاني و رويارويي با جنبههاي مختلف احقاق حق مردم، در كجا قرار گرفته ايم،
وي در مقاله خود در مورد زير پوست خبر سيما نوشته است: شايد زير پوست غفلتهاي هريك از ما حادثهاي خانه كرده باشد، اما براي مسئولين و يك نظام چشم به راه، غفلتها، از اندازه كه بيرون روند، به فاجعه بدل ميشوند...صدا و سيماي ما، به هر دليل، از كنار برخي از حادثههاي بزرگ كشوري، صورت برميگرداند و سياست شتر ديدي نديدي اتخاذ ميكند. اين نديدن حادثهها، و نديدن عاملان آن، بر خلاف نظر ضرغامي و دوستانش، باعث خفه شدن و كمرنگ شدن آنها نميشود.
رفتی و رفتن تو افسرد قلب ما را
آتش زد این مصیبت بر خرمن مدارا
پرواز مرغ روحت تا عمق آسمانها
پژمرد بوستان را در سر زمین دارا
در حسرت نگاهت ای اسوه محبت
زد چاک بر گریبان هم دار و هم ندارا
اند ر غم فراقت ای باغ سبز احمد
دریاست دیده خلق پنهان و آشکارا
خستی قلب خصمت ای سمبل سلامت
ازاینکه حصرو حبسش نابود درتوکارا
گفتا امام خوبان همچون ابوذری تو
کزضربت کلامت بشکافت سنگ خارا
ای زاده پیامبر وز نسل پاک حیدر
ای رحمت مجسم آیت تویی خدا را

(اصل(5) قانون اساسی): (در زمان غيب حضرت ولي عصر "عجل الله تعالي فرجه" در جمهوري اسلامي ايران و ولايت امر و امامت امت بر عهده فقيه عادل و با تقوي، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است كه طبق اصل يكصد و هفتم عهدهدار آن ميگردد.)
(اصل (107) قانون اساسی): ( پس از مرجع عاليقدر تقليد و هبر كبير انقلاب جهاني اسلام و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت آيتاللهالعظمي امام خميني "قدس سرهالشريف" كه از طرف اكثريت قاطع مردم به مرجعيت و رهبري شناخته و پذيرفته شدند، تعيين رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبري درباره همه فقهاء واجد شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم بررسي و مشورت ميكنند هر گاه يكي از آنان را اعلم به احكام و موضوعات فقهي يا مسائل سياسي و اجتماعي يا داراي مقبوليت عامه يا واجد برجستگي خاص در يكي از صفات مذكور در اصل يكصد و نهم تشخيص دهند او را به رهبري انتخاب ميكنند و در غير اين صورت يكي از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفي مينمايند. رهبر منتخب خبرگان، ولايت امر و همه مسئوليتهاي ناشي از آن را بر عهده خواهد داشت.
رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است.)
(اصل(111) قانون اساسی): (هر گاه رهبر از انجام وظايف قانوني خود ناتوان شود. يا فاقد يكي از شرايط
مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم گردد، يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضي از شرايط بوده است، از مقام
خود بر كنار خواهد شد.
تشخيص اين امر به عهده خبرگان مذكور در اصل يكصد و هشتم ميباشد. در صورت فوت يا كنارهگيري يا
عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعيين و معرفي رهبر جديد اقدام نمايند. تا هنگام معرفي رهبر، شورايي مركب از رييس جمهور، رييس قوه قضاييه و يكي از فقهاي شوراي نگهبان انتخاب مجمع تشخيص مصلحت نظام، همه وظايف رهبري را به طور موقت به عهده ميگيرد و چنانچه در اين مدت يكي از آنان به هر دليل نتواند انجام وظيفه نمايد، فرد درگير به انتخاب مجمع، با حفظ اكثريت فقهاء، در شورا به جاي وي منصوب ميگردد.
اين شورا در خصوص وظايف بندهاي 1 و 3 و 5 و 10 و قسمتهاي (د) و (ه) و (و) بند 6 اصل كيصد و دهم، پس از تصويب سه چهارم اعضاء مجمع تشخيص مصلحت نظام اقدام ميكند.
هر گاه رهبر بر اثر بيماري يا حداكثر ديگري موقتا از انجام وظايف رهبري ناتوان شود، در اين مدت شوراي مذكور در اين اصل وظايف او را عهدهدار خواهد بود.)
مطابق اصل 111 قانون اساسی که در فوق آمد .مجلس خبرگان عالی ترین
جایگاه در قانون اساسی را به خود اختصاص داده است که وظایف آن را
می توان به سه بخش تقسیم نمود
1- انتخاب رهبر
2- نظارت بر عملکرد رهبر
3- در صورت لزوم عزل رهبر
حال با چنین جایگاهی که طراحان قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی
برای مجلس خبرگان رهبری منظور داشته اند و گستره وظلیف و اختیارات
رهبری براستی جایگاه واقعی مجلس خبرگان در نیم قرن اخیر در
جمهوری اسلامی کجا بوده؟ و عملکرد عینی و ملموس این مجلس در
این دوران طولانی چه بوده است.؟
بیلان کار مجلسی با چنین جایگاه عظیم قانونی که با رای مستقیم مردم انتخاب
میشوند برای موکلین خود از بدو تشکیل، از اول انقلاب تا کنون چه بوده است؟
حضرت امام (ره) را که خود مردم بدون دخالت خبرگان انتخاب نمودند .تنها
برونداد ملموس این مجلس از آغاز تا امروز انتخاب آیت الله خامنه ای پس
از رحلت جانسوز امام (ره) به عنوان رهبر انقلاب بوده است که این تنها یک
بخش از وظایف سه گانه خبرگان رهبری است وعظیم ترین رسالت این
مجلس پس از انتخاب رهبر آغاز می گردد که همانا نظارت
مستمر بر عملکرد رهبری و ارائه گذارش به ملت است.
وبخش سوم که خدای نا خواسته در صورت اثبات عدم کفایت رهبری
در راستای انجام وظایفش عزل رهبریست.
که کارنامه عملکرد خبرگان در موارد دوم و سوم از حوزه وظایف
این شورا عملا خالیست ویا اینکه از دید مردم به عنوان مالکان اصلی
انقلاب و کشور مخفی مانده است.حال با انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی به
عنوان رئیس جدید خبرگان باید منتظر ماند که آیا موفق خواهد شد که این
نهنگ عظیم الجثه به گل نشسته را به جایگاه اصلی آن یعنی آقیانوس اجتماع
باز گرداند یا خیر؟

پس از يك ماه جنجال و تخريب آيتالله هاشمي رفسنجاني توسط برخي جريانات سیاسی، سرانجام وي امروز به رياست مجلس خبرگان انتخاب شد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در جلسه امروز مجلس خبرگان كه اولين جلسه پس از رحلت آيتالله مشكيني به شمار ميرفت، آيتالله اکبر هاشمي رفسنجاني و آيتالله احمد جنتي، كانديداي رياست مجلس خبرگان شدند كه هاشمي با 41 رأي مقابل 34 رأي جنتي، رئيس دوره چهارم مجلس خبرگان شد.
در حالي كه كانديداتوري احمد جنتي براي بسياري غيرمنتظره بود، به نظر ميرسد به دست آوردن بيش از 30 رأي توسط وي، ناشي از فشار برخي نهادهاي خارج از مجلس خبرگان بوده است. چرا که هاشمي در حالي امروز تنها توانست 41 رأي كسب كند كه پيشتر همواره با بيش از هفتاد رأي، نايبرئيس اول مجلس خبرگان بود.
اين گزارش می افزاید: طي يك ماه اخير پس از رحلت آيتالله علي مشكيني كه رياست دورههاي اول تا چهارم مجلس خبرگان را بر عهده داشت، از یک سو جريانات اصلاحطلب، با انتشار گزارشهاي پياپي به طرح موضوع انحرافی رياست آيتالله مصباح يزدي به فضاسازي در آستانه انتخاب رئيس جديد مجلس خبرگان ميپرداختند و جریانات راست تندرو با گمانه زنی های متعدد و از جمله طرح آیت الله یزدی در مقابل رفسنجانی تلاش کردند جایگاه هاشمی را تضعیف نمایند. این در حالی است که آیت الله یزدی، جانشین آیت الله مشکینی در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که خود از چهره های مبارز و باسابقه به شمار رفته و روابط خوبی نیز با هاشمی دارد، از ورود به این سناریو خودداری کرد و هم اکنون در جایگاه اصلی اقدامات مجلس خبرگان (دبیرخانه) فعالیت می کند.
همچنين طي يك ماه اخير، به بهانههاي مختلف از جمله انتشار كتاب خاطرات آيتالله هاشمي رفسنجاني، وي هدف تخريبهاي گسترده قرار گرفت كه به نظر ميرسد هدف اصلي اين تخريبها اثرگذاري در جلوگيري از رياست وي بر مجلس خبرگان بود.
خبرنگار «بازتاب» در پایان می افزاید: ناپختگی جریانات قدرت طلب سیاسی که بر خلاف توصیه های بزرگان نظام، این بار با تحمیل هزینه های گزاف به کشور، اختلافات سیاسی را به مجلس خبرگان نیز کشاندند باعث شد ریاست هاشمی بر خبرگان که امری طبیعی و قابل پیش بینی بود، یک پیروزی برای او به حساب آید.
برخی از موارد چالش بر انگیز دنیای مدرن با بخشی از احکام دینی مصطلح
در جهان اسلام که در تضاد با اعلامیه جهانی حقوق بشر بوده و برای هر
عقل پرسشگر نیز غیر قابلهضم است از قبیل نابرابری دیه زن و مرد ،
سنگسار و ...... را وقتی انسان بررسی مینماید متوجه می شود که جملگی
فاقد ریشه قرآنی بوده و عمدتا ناشی از برداشت و تفسیر فقها
در اعصار و مکانهای مختلف است . در چنین شرایطی که دنیای مدرن
دانسته یا نادانسته بجای به چالش کشیدن فقها دین مبین اسلام را به چالش
کشیده است ضمن ارج گذاری به زحمات ذی قیمت فقهای عظام بر عموم
جامعه روشنفکران مسلمان اعم از دانشگاهی و یا حوزوی فرض است تا با
پایه ریزی یک رستاخیز بازگشت به قرآن به داد اسلام برسند .
و یا بهتر است بگوییم به داد مسلمین و حتی فراتر از آن به داد بشریت برسیم
زیرا تنها مکتب آسمانی که امروزه مدعی اداره و نجات جوامع انسانی است
دین مبین اسلام است که تفاسیر غیر جامع و بعضا متحجرانه آن را نیز در
پرتگاه انزوا قرار داده است.در اینجا در راستای پاسداشت نگاه نوین
آیت ا... صانعی به مسائل پیش گفته بخشی از فرمایشات ایشان در مصاحبه
با ایسنا را تقدیم میدارم:
آيتالله العظمي صانعي گفت: در اصلاح قانون مجازات اسلامي بايد نظريه افرادي که اجتهادشان مسلم و تثبيت شده است، پرسيده شود.
آيتالله العظمي يوسف صانعي، مرجع تقليد و استاد حوزه علميه قم در گفتوگو با خبرنگار ايسنا- منطقه خراسان، در دفترش در مشهد به پرسشهايي دربارهي لايحه اصلاح قانون مجازات اسلامي كه در آينده به مجلس خواهد رفت پاسخ داد و گفت: من به آقايان عرض کردهام، اگر ميخواهند قانوني بنويسند که اشکالي به آن وارد نشده و جامعه هم پذيراي آن باشد و از نظر قانون اساسي هم بياشکال باشد، بايد نظريه افرادي که اجتهادشان مسلم و تثبيت شده است و با متد حوزه پيش رفتهاند را جويا شوند.
وي افزود: تمام مسايلي که مورد اشکال است، خصوصا در استفتائات قضايي، بنده در کتابهايم پاسخ دادهام و آن طور که بنده برداشت کردهام، با پاسخهاي من هيچ اشکالي به آنها نيست.
صانعي با اشاره به اينکه در قانون اساسي آمده است که مصوبات مجلس نبايد خلاف شرع باشد، گفت: خلاف شرع چيزي است که همه خلاف ميدانند و نه خلاف شرع به نظر بنده يا فلان مجتهد زيرا اين، خلاف شرع مقيد است.
وي ادامه داد: اگر مطلبي مورد اختلاف است و فقيهي که مدتها قبل زندگي ميکرده، آن را به گونهاي بيان داشته که اکنون پاسخگوي دنياي اسلام است، ميتوانيم آن نظر را قانون کنيم.
اين مرجع تقليد با بيان اينکه کساني که ميخواهند قانوني بگذارند، بايد نظراتي که بر خلاف قانون مجازات كنوني است را لحاظ کنند تا قانوني بياشکال داشته باشيم، به ايسنا گفت: درست است که قوانين جزايي ما از تحريرالوسيله امام (ره) گرفته شده است اما ايشان فرمودند "تحقيق بايد بر تحقيقات اضافه شود."
صانعي با اشاره به بيانات حضرت امام(ره) گفت: ايشان فرمودند افراد بايد آبرويشان را بگذارند و طوري اجتهاد کنند که پاسخگوي دنيا باشند.
وي دربارهي قوانين مصوب مجلس كه در شوراي نگهبان رد ميشود، افزود: اگر موردي هم در شوراي نگهبان مورد قبول واقع نشود، به مجمع تشخيص مصلحت نظام ميرود و بررسي ميشود.
ديه عاقله را به معناي رايج بين فقها قبول ندارم
وي دربارهي عاقله به ايسنا گفت: بنده ديه عاقله را به اين معناي رايج بين فقها قبول ندارم و آيتالله مقدس اردبيلي هم اين حرفها را به چالش کشانده است.
صانعي با ذکر اينکه عدهاي گفتهاند عاقله براي اين ديه را ميپردازد که بايد فرد خطاكار را به نحو درستي تربيت ميکرده، افزود: مگر در دنياي امروز ميتوان اقوام و خويشان را تربيت کرد.
وي تصريح کرد: پرداخت ديه توسط عاقله جايي است که عاقله در کار خاطي تاثير داشته و کنترل کننده وي باشد که ميتوان به کودک و ديوانه اشاره كرد.
صانعي افزود: مطلبي ضروري اسلام است که صدها روايت منطبق با آن مطلب وجود داشته باشد اما وقتي برداشت تنها از چند روايت است، ميتوان گفت برداشتي هم ميگويد، ديه بر عاقله مواردي را که در قانون آمده شامل نميشود.
وي با بيان اينکه به طور مثال عاقله افراد موجي جنگ، حکومت است، افزود: بر حکومت است که اين افراد را در مکاني نگهداري کند يا مبلغي به خانوادهشان بپردازد تا وي را محافظت كنند، حال اگر حکومت محافظت نکرد، بايد ديه وارده را بپردازد.
صانعي افزود: اين تعريف فقهي زيبا از عاقله تا بيايد قانون شود، امام زمان (عج) ظهور خواهند کرد.
از نظر فقهي ثابت کردم که ديه مرد و زن برابر است
صانعي، منشا تفاوت ديه مرد و زن را در زمان شهيد بهشتي دانست و گفت: بهشتي در آن شرايط انقلابي اين وجه اعتباري را مطرح کرد كه چون مرد خرجي ميدهد، ديه وي دو برابر زن است.
وي افزود: اصل اين مطلب نادرست است و شهيد بهشتي آن زمان اين مطلب را بيان داشته است وگرنه شهيد بهشتي يک مجتهد است که امروز به او احتياج داريم.
صانعي با اشاره به اينکه در فقه شيعه اصلا اين حرفها و اينگونه مسايل مطرح نيست و با اعتباراتي که اشکال دارد، نميتوان قانون درست کرد، ادامه داد: اين يک فکر و تحليل است و قواعد فقه شيعه با تحليل درست نميشود بلکه ابتدا بايد قرآن، متون و روايات را ديد و در کنار آن تحليل کرد.
وي خاطرنشان کرد: بنده از نظر فقهي ثابت کردم که ديه مرد و زن برابر است.
قصاص، زيباترين قانون اسلام است
وي همچنين افزود: در باب قصاص هم، به عقيده من زن و مرد در كنار هم قصاص ميشوند، بدون اينکه تفاوتي را بپردازند.
صانعي با اشاره به اينکه در باب حدود يکي از دو راه را بايد حل کنيم، گفت: يک راه اين است که بگوييم حسب فتواي مشهور، آيين دادرسي در اين مورد شهادت 4 مرد يا 4 مرتبه اقرار فرد لازم است.
وي ادامه داد: در غير اين صورت بايد اين موارد را تنها مربوط به زمان معصوم بدانيم و به اين ترتيب مشکل را حل کنيم، حال اگر با راههاي ديگر اين جرم ثابت شد ميتوان تعزير كرد.
آيتالله العظمي صانعي خاطرنشان کرد: تعزير مجازاتي است که جرمشناسان، روانشناسان و جامعه شناسان نظر ميدهند که چه طور ميشود افراد را مجازات کرد.
وي با ذکر اينکه قصاص زيباترين قانون است، افزود: در قانون قصاص، آزادي، عاطفه و حق حيات حفظ شده است.
وي ادامه داد: هر قانوني آزادي انسان را محدود ميکند، در حالي که در قانون قصاص، صاحبان خون مختارند.
زن از تمام اموال شوهر اعم از زمين و غير زمين ارث ميبرد
صانعي در ادامه با بيان اينکه در قانون ارث ميگويند، زن فقط از اموال منقول همسرش ارث ميبرد، گفت: اکنون ديگر منقولها ارزشي ندارند و سبب ميشود که نصف جمعيت ما از حقوقشان محروم شوند.
وي افزود: بنده نظرم اين است که زن از تمام اموال شوهر اعم از زمين و غير زمين ارث ميبرد.
وي با اشاره به اينکه ما مقلد ديگران نيستيم، افزود: اجتهاد يعني هر کس برداشت خودش را بگويد و بنده اين گونه برداشت کردهام.
صانعي در پايان گفت: درخصوص تمام حرفهايي که بنده عرض ميکنم امام (ره) رضايت داشتند، کما اينکه در چندين مورد که با امام (ره) صحبت ميکردم، ايشان جواب مثبت دادند.
ادوار نیوز: تشکیل کمیته دفاع از حق تحصیل در دانشگاه علامه
ادوارنیوز: دانشجویان تعلیق شده از تحصیل دانشگاه علامه که در پی اعتراضات دانشجویی بهار گذشته در این دانشگاه از تحصیل محروم شده اند با تشکیل کمیته ای قصد پیگیری وضعیت خود را دارند در بیانیه شماره یک این کمیته آمده است:
هر کس حق دارد از آموزش بهره مند شود (ماده ي 26 از اعلاميه ي جهاني حقوق بشر)
حق آموزش و تحصيل از جمله حقوق اساسي بشر و در زمره ي مهمترين حقوق شهروندي است که در تمامي اسناد مهم حقوق بشري از اعلاميه ي جهاني گرفته تا ميثاقهاي مربوط به آن،که به تاييد دولت ايران نيز رسيده است از آن ياد شده است. قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز به عنوان متني که حدود و ثغور و اختيارات و تکاليف قانوني قواي حکومتي بر اساس آن تعريف مي شود، در بند سوم از اصل سوم خود «آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه، در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي» را از وظايف اصلي دولت جمهوري اسلامي خوانده است. اصل سي ام قانون اساسي نيز به نحو صريحي وظيفه ي دولت در تامين حق آموزش براي همه را متذکر مي شود. مع الاسف تا امروز موارد بسياري بوده است که «حق آموزش» افراد بدون توجه به اصول اوليه ي حقوقي و به طور غير قانوني، نقض و سلب شده است. يکي از بارزترين موارد نقض حق آموزش صدور احکام «تعليق از تحصيل» به وسيله ي کميته هاي انضباطي براي دانشجويان است . امروزه کمتر فعال دانشجويي را مي توان يافت که طعم تلخ محروميت از تحصيل را تحت عناوين مختلف سه ستاره، اخراجي يا تعليقي نچشيده باشد. متاسفانه اين احکام محروميت از تحصيل نه مطابق قانون که بر اساس سلايق تنگ سياسي صادر مي شود. دانشجويان دانشگاه علامه طي ماه هاي اخير به کرات با اينگونه احکام سياسي، غير قانوني و عاري از هرگونه منطق اخلاقي و حقوقي مواجه شده اند. احکامي که اکثرا به خاطر تلاش براي استيفاي حقوق دانشجويان و به تاوان بيان اعتقادات و انتقادات براي دانشجويان دانشگاه علامه صادر شده اند. دانشجويان دانشگاه علامه در حالي به دلايل عقيدتي و سياسي و صنفي از تحصيل محروم مي شوند که بنا بر نص صريح اصل بيست و سوم قانون اساسي « تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ کس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» اين در حالي است که دانشجويان محروم از تحصيل هر گز از مدار مسالمت و قانون خارج نشده اند و جز تمکين رييس و کادر مديريت دانشگاه در برابر قانون، خواست ديگري نداشته و ندارند.
با اين حال کميته ي انضباطي دانشگاه علامه در يک روند نا عادلانه که حداقل حق دفاع و بديهي ترين اصول دادرسي عادلانه نيز درآن رعايت نشده است اقدام به صدور حکم محروميت از تحصيل براي نزديک به ۳۰ نفر از فعا لين دانشجويي دانشگاه علامه کرده است.
متاسفانه مديريت، حراست و دبير و رييس کميته ي انضباطي دانشگاه، نه تنها نقض آشکار قانون را به رويه ي معمول خود تبديل کرده اند، بلکه استناد دانشجويان به قانون اساسي را نيز بر نتا فته و صراحتا اعلام کرده اند که بر اساس صلاحديد خود تصميم مي گيرند. به راستي آيا کساني که به صراحت عدم التزام خود به قانون اساسي جمهوري اسلامي را نشان مي دهند، صلاحيت و شايستگي مديريت بر دانشگاه و قضاوت در مورد دانشجويان را دارند؟ آيا احکام صادر شده به آمريت و عامليت چنين افرادي مي تواند دستمايه ي محروميت فرزندان اين ملت از «تحصيل و آموزش» قرار گيرد.
ما دانشجويان محروم از تحصيل دانشگاه علامه با اعلام رسمي تشکيل کميته ي دفاع از حق تحصيل(دانشگاه علامه) و ضمن تاکيد بر التزام کامل به تمامي قوانين موضوعه از اين به بعد حقوق مسلم خود را از طريق تمامي مراجع و مقامات قانوني پيگيري مي کنيم و در راه استيفاي حقوق خود و ديگر دانشجويان محروم از تحصيل از هيچ کوششي فرو گزار نمي کنيم. ما خواستار الغاي کليه ي احکام غير قانوني صادر شده هستيم و در اين راه خواهان کمک از همه ي تشنگان عدالت و پاسبانان قانون هستيم و معتقديم در صورت رسيدگي منصفانه و قانوني به احکام صادر شده تمامي آنها لغو و دانشجويان به کلاسهاي خود باز خواهند گشت.
کميته ي دفاع از حق تحصيل دانشگاه علامه ،ضمن دعوت از محرومان از تحصيل ساير دانشگاههاي کشور به پيگيري وضعيت خود، آمادگي لازم را جهت هر گونه همکاري با ايشان اعلام مي کند و از مسئولان صلاحيت دار دولتي و قضايي مصرانه مي خواهد نسبت به احقاق حقوق تمامي دانشجويان محروم از تحصيل(تعليقي) و تنبيه قانوني صادر کنندگان اين احکام غيرقانوني اقدامي موثر مبذول دارند.
همچنین این دانشجویان صبح امروز در آغاز پیگیری های خود با شیرین عبادی رییس کانون مدافعان حقوق بشر دیدار کردند:
در این دیدار که با سرکار خانم شیرین عبادی و جناب آقای محمد علی دادخواه انجام شد این دو وکیل و مدافع خقوق بشر پس از شنیدن سخن دو تن از دانشجویان مبنی بر روند وارد آوردن فشار به دانشجویان و اساتید و شدت گرفتن این فشار در دوره ریاست جدید دانشگاه علامه ، لغو کانون های فرهنگی و سیاسی و علمی در دانشگاه ، توقیف شدن مجوز نشریات و ندادن مجوز جدید به افراد متقاضی ، احضار های مکرر دانشجویان به کمیته انظباطی ، حراستی شدن فضای دانشگاه ، تحریک دانشجویان به خشونت ، تآ سف خود را ابراز کردند و خانم عبادی فرمودند که از امکانات قانونی خود استفاده می کنند برای پیگیری وضعیت دانشجویان استفاده می کنند و اضافه کردند : خوشبختانه " لوییزو آریو " کمیسار یای عالی حقوق بشر برنامه آمدن به ایران دارند که من موارد نقض حقوق بشر و مسایل شما را به ایشان منتقل می کنم. خیلی عجیب است برای آنها که کسانی که حتی تعلیق قطعی هم ندارند از ورودشان به داخل دانشگاه شفاهآ هم جلوگیری می شود؛ ایشان اضافه کردند که حق تحصیل از حقوق بنیادین هر انسانی است ، باید از تمام امکانات قانونی در سطح ملی و بین المللی استفاده کنید تا به حق خود برسید، در اسلام هم به این نکته توجه شده. در اینجا آقای داخواه افزودند: شما یک سری حقوق مسلم ، فطری و بنیادین دارید که به آنها حقوق بشر می گویند ، تحصیل از جمله همین حقوق فطری شما است. دانشگاه حق مکتسب است و این با اینکه غیر قانونی به شما اجازه ورود به دانشگاه نمی دهند و جلوی این حق را گرفتند منافات دارد. اگر قانونی بود کتبی اعلام می کردند به این دلیل اجازه ورود نمی دهیم اما غیر قانونیست که گریز می کنند.
سپس یکی از اعضای کمیته از نقض غیرعادلانه حقوق خود سخن گفتند و اینکه ابلاغ بعد از تاریخ دعوت و تشکیل جلسه به دست فرد رسیده و بدون حضور فرد در مواردی جلسه تشکیل شده و عناوین و اتهاماتی به افراد گفته می شود که مصادیقش وجود ندارد و یا اتهاماتی که جزء جرایم عمومی است به افراد گفته شده. احکام حکم محرمانه دارند. روند تفهیم اتهام همراه با توهین و تحقیر دانشجویان است . نه حق دفاع به دانشجو داده می شود و نه تفهیم اتهام رعایت می شود. و در پی این سخنان یکی از اعضای کمیته به بی سابقه بودن این قضایا اشاره کرد و گفت : روند حکم ها 40 برابر شده است. در زمان ریاست قبلی دانشگاه علامه ، هیچ حکم سیاسی نداشتیم فقط 1 احظار بوده است اما الان برای 27 نفر که احظار شده اند حکم 40 ترم تعلیق آمده است و از رییس دانشگاه می خواهیم توضیح دهند اما ایشان وقت نمی دهند! آقای دادخواه در توضیح این مسایل فرمودند: نظام منطقی این نیست که وقت دادگاه زمانی ابلاغ شود که زمانش گذشته! و اضافه کردند: اگر شما از دیوان عدالت دستور موقت دارید و تمکین نمی کنند و حکم شما اجرا نمی شود باید انفصال کسی که اجرا نمی کند را بدهند.
در نهایت خانم عبادی با دیدن بیانیه اعلام موجودیت کمیته فرمودند که : من وکالت شما را قبول می کنم و پیگیر کارتان هستم و گزارش شما را هم به این مقام عالی رتبه حقوق بشر که به ایران می آید هم می دهم. و فرمودند ما با فرزانگی پیش خواهیم رفت.
اعضای کمیته هم فعلآ وکالت خود را به سرکار خانم عبادی دادند تا بقیه دانشجویان ممنوع الورود و تعلیق خورده هم بدهند.
سپس اسامی اعضای کمیته دفاع از حق تحصیل را اعلام کردند ، به این شرح:
مجید دری: دبیر
سلیمان محمدی: سخنگو
امیر رییسیان: مشاور حقوقی
عسل اخوان: منشی و مسِول روابط عمومی
مهدیه گلرو: عضو کمیته
امیر حسین ایرجی: عضو کمیته
رشید اسماعیلی: عضوکمیته
خاتمی، محور و محبوب ترین چهره اصلاحات
بدنبال تشتت آراء منجر به شکست اصلاح طلبان در ریاست جمهوری نهم که باعث فراهم شدن فرصت بهره گیری رقیب از این تشتت آراء و در نهایت پیروزی مشکوک آنان گردید متاسفانه مجددا و در آستانه انتخابات مجلس هشتم شاهد کوبیدن برخی از چهره های شاخص و محترم جبهه اصلاحات بر طبل تفرقه می باشیم که جای بسی تامل دارد.
هر چند حقیر خود بنا به تحلیل های شخصی قابل دفاع در انتخابات ریاست جمهوری نهم به حمایت از این بخش از اصلاح طلبان بر خواستم لیکن اکنون دامن زدن به اختلافات گذشته را به هیچ وجه شایسته نمی دانم و به کلیه دوستان هم جبهه ای هشدار می دهم که حذف هر یک از گروههای 18 گانه مقدمه ای برای حذف سایر گروهها خواهد بود وهوشیاری هر جه بیشتر همگان را می طلبد.و در راستای نیل به حفظ وحدت نیز خاتمی راهمچنان محبوب ترین چهره اصلاح طلب جهت محوریت این جریان فکری می دانم
آرزوی ما ایرانی آباد و آزاد در پرتو آیین رهایی بخش اسلام ناب محمدیست
نیمه شعبان ، خجسته زاد روز فلسفه انتظار پایان
سیطره زر و زور و تزویر و پالایش فطرت
پاک انسانی از همه آلودگیها در راستای حاکمیت
قانون بر گرفته از آموزه های وحیانی بر جمله
تشنگان عدالت مبارک باد


ای خداوندان عصر عافیت
ای تهی دستان درس معرفت
ای نگهبانان دین اندر شعار
ای غریقان زمین در معصیت
ای سیه بختان ظاهر رستگار
ای سیه رویان روز آخرت
اشک فرزند شهیدان گوهر است
برتر از صد گوهر اشرافیت
شرم دارید از شلمچه از جفیر
پیشه ننمایید راه شیطنت
اشتر آسا می چرید لف لف حرام
نیستید طالب ز یزدان مغفرت
روح روح الله مکدر از شماست
زین سبب دارد به انسان تسلیت



