تبليغاتX
تبسم قلم
تبسم قلم
.

           نيروهاي نظامي نبايد بازيچه‌

               دست سياستمداران شوند

 

 

 

تکیه رژیم ستم شاهی بر قوای مسلح در راستای تعمیق و تحکیم سیستم

 فرد سالار و در جهت سیطره مطلق خودکامگی شخص اول مملکت  ،

 پیشگامان انقلاب بویژه بنیان گذار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت

 امام خمینی(ره) را بر آن داشته بود تا در فرصت های متعدد ملت و

 مسئولان کشوری و لشکری را از خطر احیاء چنین تفکر شومی تحت

هر عنوانی مورد تذکرات مکرر قرار دهند.که واضح ترین آن در

 وصیت نامه آن حضرت آمده و به شرح زیر است:

 

(             وصيت‌ اكيد من‌ به‌ قواي‌ مسلح‌ آن‌ است‌ كه‌ همان‌ طور كه‌ از

 

 مقررات‌ نظام‌، عدم‌ دخول‌ نظامي‌ در احزاب‌ و گروهها و جبهه‌ها است‌ به‌

 

آن‌ عمل‌ نمايند؛ و قواي‌ مسلح‌ مطلقاً، چه‌ نظامي‌ و انتظامي‌ و پاسدار و

 

 بسيج‌ و غير اينها، در هيچ‌ حزب‌ و گروهي‌ وارد نشده‌ و خود را از

 

 بازيهاي‌ سياسي‌ دور نگه‌ دارند. در اين‌ صورت‌ مي‌توانند قدرت‌ نظامي‌

 

خود را حفظ‌ و از اختلافات‌ درون‌ گروهي‌ مصون‌ باشند. و بر فرماندهان‌

 

 لازم‌ است‌ كه‌ افراد تحت‌ فرمان‌ خود را از ورود در احزاب‌ منع‌ نمايند.

 

 و چون‌ انقلاب‌ از همة‌ ملت‌ و حفظ‌ آن‌ بر همگان‌ است‌، دولت‌ و ملت‌ و

 

 شوراي‌ دفاع‌ و مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ وظيفة‌ شرعي‌ و ميهني‌ آنان‌

 

 است‌ كه‌ اگر قواي‌ مسلح‌، چه‌ فرماندهان‌ و طبقات‌ بالا و چه‌ طبقات‌

 

 بعد، برخلاف‌ مصالح‌ اسلام‌ و كشور بخواهند عملي‌ انجام‌ دهند يا در

 

 احزاب‌ وارد شوند كه‌ ـ بي‌اشكال‌ به‌ تباهي‌ كشيده‌ مي‌شوند ـ و يا در

 

 بازيهاي‌ سياسي‌ وارد شوند، از قدم‌ اول‌ با آن‌ مخالفت‌ كنند. و بر رهبر

 

 و شوراي‌ رهبري‌ است‌ كه‌ با قاطعيت‌ از اين‌ امر جلوگيري‌ نمايد تا كشور

 

 از آسيب‌ در امان‌ باشد.)

 

پس از رحلت حضرت امام معمولا با نزدیک شدن به هر انتخاباتی نگرانی احتمال دخالت برخی دستگاه های نظامی- انتظامی له یا علیه بر خی گروههای سیاسی درون نظام بر فضای سیاسی کشور سایه می افکند.

و با عث هشدارهایی در این زمینه از سوی رهروان صدیق راه امام و دلسوزان انقلاب می گردد که در اینجا شاهد این هشدار از سوی نوه امام آقای سید حسن خمینی می باشیم که به شرح زیر است :

(نوه بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي ايران گفت: اگر نيروهاي نظامي بخواهند براي هميشه با دل‌هاي مردم پيوند برقرار كنند، بايد سعي كنند خود را درگير و روبه‌روي هيچ قشري از مردم قرار ندهند و با همه مثل پدر رفتار كنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني طي سخناني در جمع روحانيون عقيدتي سياسي ارتش در حرم مطهر امام خميني(ره) اظهار كرد: در آغازين روزهاي انقلاب و دفاع مقدس، ارتش همراه نيروهاي مردمي در مقابل دشمن ايستاد و مقاومت كرد و مي‌توان گفت يكي از بزرگ‌ترين عوامل متفاوت بودن ارتش جمهوري اسلامي ايران، داشتن ريشه‌ مردمي و ديني است.

وي خطاب به روحانيون حاضر گفت: قطعا حضور شما روحانيون در محيط‌هاي نظامي هم ايجادكننده پيوندي است كه اگر وجود نداشته باشد، حكومت مانند حكومت رضاشاه سقوط مي‌كند.

فرزند يادگار امام گفت: يك ملت ارتش را تنها براي روز رژه نمي‌خواهد بلكه ارتش درفشي است براي فرو كردن در چشم دشمن.

وي افزود: نيروهاي نظامي نبايد بازيچه‌ دست سياستمداران شوند؛ زيرا ورود آن‌ها به اين عرصه باعث مي‌شود كه آن‌ها مردم را از دست بدهند، تاكيد امام(ره) براي عدم ورود نظاميان به عرصه‌ سياسي نيز شايد به همين دليل بود.

نوه امام خميني(ره) اظهار كرد: وطن و خاك به ذات اصالت ندارد، بلكه مرز، جامعه اسلامي و حكومت اسلامي بودن است كه ارزش مضاعف به اين خاك مي‌دهد؛ به همين دليل اگر ارتش و ارتشي در دل با دين پيوند داشته باشند، ايستادگي‌اش چندبرابر خواهد شد.)

 

از نظرات خود ما را محروم نسازید

 

ارسال در تاريخ شنبه بیست و هشتم مهر 1386 توسط محمد باقر عباسي سملي
 امضاء هر قراردادی که نافی حق مالکیت و حاکمیت ایران بر 50

   درصد در یای مازندران با شدازدید ملت نا مشروع و مردود است

 

در هفته جاری شاهد تشکیل جلسه سران کشورهای حاشیه دریای مازندران

 

 در تهران خواهیم بود . و به احتمال قوی قدمهایی در راستای تعیین رژیم حقوقی این دریا

 

 در این نشست برداشته خواهد شد.که با توجه به شرایط بین المللی ایران هیچ تصمیمی در

 

 این شرایط نمی تواند تامین کننده منافع ملی و حتی تمامیت عرضی ما  باشد. بنابر این نفس

 

 بر گذاری این نشست تحت هر توجیهی که باشد به دلایل زیر زیر سوال است و امضاء هر

 

 قراردادی که نافی حق مالکیت و حاکمیت ایران بر 50 درصد در یای مازندران باشد از دید ملت

 

 نا مشروع و مردود است:

 

أ‌-        زیاده خواهی های استکبار جهانی از یک سو وسوء  مدیریت

 

 در عرصه دیپلماسی خارجی در دولت نهم از سوی دیگر با کمال تاسف کشور

 

 عزیزمان را در یکی از ضعیف ترین و آسیب پذیر ترین دوران تاریخی خود در عرصه

 

 روابط بین الملل قرار داده است

 

ب‌-    شرایط ویژه کشور در ارتباط با مباحث هسته ای ، اعضای نشست را جهت اعمال فشار

 

 و سهم خواهی بیشتر تحریک می نماید.

 

ت‌-    حضور طلبکارانه رئیس جمهور روسیه  در این نشست  به عنوان

 

 حامی ایران در شورای امنیت سازمان ملل در بحث هسته ای ، از قدرت مانور و

 

 چانه زنی دیپلماتهای ما به شدت می کاهد.  

 

 

 با عنایت به موارد پیش گفته و ضرورت آگاهی مردم از پیشینه تاریخی

 

 در یای مازندران اطلاعات جامعی از سیر تاریخی حاکمیت و مالکیت

 

ایران بر این دریا را که بر گرفته از سایت آریا بوم می باشد تقدیم علاقه مندان می نمایم :

 

                                      حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران

دکتر هوشنگ طالع - عبدالله مرادعلی بیگی

پیش‌گفتار

می‌دانیم که تمام جهانیان دریای شمالی ایران را به نام یکی از کهن‌ترین اقوام ایرانی، یعنی «کاسپی‌ها» که در زمان باستان ساکن کرانه‌های این دریا بودند، «دریای کاسپین» می‌نامند.[1] این را نیز می‌دانیم که در طول سده‌های بسیار تا به امروز نام «مازندران» بر این دریا، بیش از هر نام دیگری به گوش فرزندان این سرزمین خوش آهنگ بوده است.

اما این را نمی‌دانیم چرا چند سالی است که تعدادی از نهادهای سیاسی، فرهنگی و آموزشی کشور به هنگام نام بردن از این دریا، به جای نام‌های ایرانی مطرح آن در ایران و جهان، از نام جعلی و مطرود «خزر» استفاده می‌کنند. حال آنکه در هیچ اثر تاریخی و جغرافیایی که از دوران باستان به دست ما رسیده هرگز از این دریا با نام خزر یاد نشده است.

از نوشته‌های «هکائتوس میلتی»(Hekataios Milesios) جغرافی نگار یونانی که قبل از هرودوت می‌زیست (کمابیش 480-546 پ.م) پیداست که این دریا به نام «دریای هیرکانی» (دریای گرگان) خوانده می‌شد.[2] گویا اول کس از میان مورخان باستان هرودوت بود که در اثر تاریخی خود آن را «دریای کاسپین) ثبت کرد.[3]

 

 

 

 

 

 

 

 

از آن زمان تا به امروز در همه‌ی جهان، این دریا با همین نام کهن ایرانی شناخته می‌شود و همه‌ی جهانیان آن را دریای کاسپین می‌نامند. در نقشه­های جغرافیایی جهان نیز همین نام است که کاربرد علمی و عملی دارد.

اما پس از ظهور اسلام، مورخان و جغرافی‌نگاران مسلمان که به شرح احوال تاریخی اقوام ساحل‌نشین دریای شمالی ایران پرداختند، در بیان موضع و موقعیت جغرافیایی سرزمین قلمرو هر قوم، ناچار اسامی بومی هر بخش از آب­های کرانه‌ای دریا را که از نام محل و قوم مردم ساحل‌نشین همان بخش برگرفته بودند، در آثار خود آوردند. همان گونه که امروزه ما به همان شیوه، اسامی محلی و بومی مصطلح میان ساحل‌نشینان در یک محدوده ساحلی را برای آب­های کرانه‌ی آن بخش به‌کار می‌بریم. برای مثال می‌گویم : دریای انزلی، دریای چمخاله، دریای رامسر و ... از این‌رو در عصر اسلامی و در میان مسلمانان نام‌های چندی مانند : مازندران، تبرستان، آبسکون، گرگان (هیرکانیای باستان)، گیلان، دیلم، قزوین (کاسپین) و نیز خزر و غیر آن از برای این دریا پیدا شد. چنان که گفته شد این نام‌ها در آثار این نویسندگان تنها معرف حوزه‌ی محدودی از آب‌های کرانه‌ای بود و گاه قلمرو حضور و یا اقتدار قومی را در طول ساحل مورد نظر می‌رسانید.

«خزر» هم یکی از همان چند نام و عنوانی بود که نویسندگان مسلمان به دلیل سکونت قومی بدین نام در استپ‌های مجاور کرانه‌های شمال غربی دریای شمالی ایران، بر آب‌های کرانه‌ی آن بخش از دریا داده بودند. خزرها هیچ‌گاه حضوری گسترده بر گستره‌ی آب‌های دریای شمالی ایران نداشتند. زیرا چیرگی خوی صحراگردی بر آنان، سبب پرهیزشان از دریا می‌شد. از این رو قلمرو این نام حتا در اوج اقتدار و قدرتمداری خزرها، هرگز محدوده‌ای فراتر از آب‌های کرانه‌ی میان دو سوی دهانه‌ی رود ولگا (رود اتل) تا سواحل شمال «دربند» (باب‌الابواب)، در آن سوی مرزهای ایران زمین را در برنمی‌گرفت.

گذشته از آن، طول دوران حضور خزرها در بستر تاریخ نیز چندان دراز نبود. آنان در سده­ی چهارم میلادی در منطقه­ی سفلای رود ولگا پیدا شدند و در سده­ی دهم میلادی، به انهدام گراییدند.[4] پیش از پیدا شدن خزرها در کناره‌ی رود ولگا، این سرزمین محل زیست «سکاهای آریایی» بود.

در برابر، از باستان زمان، بیش‌تر سواحل و آب‌های دریای شمالی ایران، در قلمرو تاریخی، قومی، فرهنگی، تمدنی و سرزمینی ایران قرار داشته است.

خزرها قومی وحشی، متجاوز و خون‌ریز بودند. اقوام سرزمین‌های همسایه از هجوم پی‌درپی آنان که برای غارتگری انجام می‌شد و با شقاوت و بی‌رحمی بسیار همراه بود، پیوسته در وحشت مرگ بسر می‌بردند. سرزمین‌های آبادان و پرنعمت ایران در قفقاز از آفت هجوم آنان بارها دستخوش ناامنی و ویرانی گسترده شده بود. در جنگ­های ایران و روم در عصر خسروپرویز، خزرها از متحدان اصلی رومیان در حمله به ایران بودند.[5] روس‌ها یک بار در دوران خلافت عباسیان به کمک و مساعدت خزرها پای به دریای مازندران گشودند و سواحل مازندران، گیلان و اران را به باد غارت و کشتار دادند.[6]

ایرانیان در عصر خسرو انوشیروان برای جلوگیری از یورش‌های خانمانسوز این قوم خون‌ریز، بر تنها گذرگاه طبیعی عبور این هجوم‌گران به سرزمین قفقاز، در حدفاصل کوه و دریا سدی محکم بستند و آن را «دربند» ساختند.[7] برخی به غلط ساختن این سد را به اسکندر گجستک نسبت می‌دهند و «سد سکندر»ش می‌خوانند. این سد که مرز ایران با انیران در آن منطقه بود. در عصر اسلامی نیز به دفعات مورد مرمت قرار گرفت و تا چند قرن، کار دفاع از سرزمین‌های ایرانی نشین قفقاز را برای مدافعان در برابر هجوم اقوام صحراگرد شمالی، آسان می‌کرد.

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 توسط محمد باقر عباسي سملي
                                        کشور، ملک مطلق کسی نیست

 

    احساس مالکانه داشتن نسبت به مردم

 

    و کشور بزرگترین مشکل و درد بی‌ درمان

 

           جامعه ماست....

 

در سالهای پیش وقتی قیمت نفت به مرز ١٨ یا ٢٠ دلار میرسید، احساس بر این بود که وضع اقتصادی خوبی در انتظار است. اما اکنون با نفت ٨٠ دلاری که قدرت اقتصادی ما چند برابر شده است، متأسفانه آثار یک اقتصاد سالم و پویا را نمی‌بینیم. اگر یک برنامه دقیق و همه جانبه‌ای داشتیم بسیاری از مشکلات کشور در این شرایط قابل حل بود...کشور، ملک مطلق کسی نیست. احساس مالکانه داشتن نسبت به مردم و کشور بزرگترین مشکل و درد بی‌ درمان جامعه ماست....

 

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 توسط محمد باقر عباسي سملي

 

عید سعید فطر

 

عید پاکی جسم و پالایش روح

 

 بر عموم مسلمین جهان مبارک باد

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه هجدهم مهر 1386 توسط محمد باقر عباسي سملي

 

      فزت و رب الکعبه

 

 

بر خرمن مهتاب سیاهی چو شرر  زد

 

 بر فرق  فلق  حاسد  انصاف  نظر  زد

 

 بر  قافله  صبح حرامی  به   سحر گاه

 

بر   پیکره   عدل  تحجر   به   تبر    زد

 

 

آری نزاع نور و ظلمت  نزاع دیروز و امروز نیست.بلکه

 

 سابقه ای کهن و دیرین دارد و تاریخ مجرب ترین

 

 و آگاه ترین آموزگارعبرت انسان است. مثلث شوم زر و زور و

 

 تزویر  اولین بار نیست که نور را به زعم خود به مسلخ برده و

 

 با رقص مرگ او دست افشانده و پای کوبیده است .

 

 اما چه سود ؟  خون همه آزادی خواهان تاریخ

 

 از آغاز تا امروز مژده فتح صبح و مرگ سیاهی و ظلمت

 

 را فریاد میزند.و آن روز بی هیچ شک فرا خواهد رسید.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه نهم مهر 1386 توسط محمد باقر عباسي سملي

                                       

                                      دختران فروشی دمشق

 

 روزنامه فرانکفورتر آلگماینه - مترجم: منیره کاظمی

 

 

 

  

 یک اگر با یک برابر بود دختران عراقی به حراج گذاشته نمی شدند ، شرم

 

 دارم بنویسم که مطابق اظهارات موثق بر خی منابع، دختران ایرانی نیز در

 

 حاشیه خلیج فارس بعضا کالاهای ارزان این حراجی ها می باشند.

 

براستی آیا مقصر اصلی این مصیبت آمریکا و عیاشان عربند یا بی کفایتی و

 

 خودکامگیهای صدام که جان ملت عراق را به گونه ای به لب رساند

 

 که به دخالت قدرت خارجی نیز برای رهایی خود رضایت دادند؟

 

حال بخوانید این گذارش روزنامه الگمانیه را و پاسخ پرسشم را در

 

 صورت صلاحدید در بخش نظرات مرقوم فرمایید:

 

• یک مرد کوتاه و چاق، با پای برهنه و بدون دندان نیش بر روی

 ضرب میزند او سرگرم کننده کلوپ شبانه "غزال" است. این کلوپ در

 حومه دمشق قرار دارد و در این دوشنبه شب حسابی شلوغ و پر سر و

 صدا است. در پشت بعضی از میزها مردان سالمند سعودی، پدران

خانواده ای مشغول کشیدن غلیان و نوشیدن چای و

«جانی واکر با برچسب سیاه » می باشند. نورافکنها دایره وار

 روی پیست رقص میچرخند. و در آنجا در زیر نورهای رنگین

 نوجوانان دختری در حال رقص هستند ...

 مشروح گذارش را در بخش ادامه مطلب مطالعه فرمایید.

 

 

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه هفتم مهر 1386 توسط محمد باقر عباسي سملي
 

   «اقای رییس جمهور شما تمام نشانه های یک

 

     دیکتاتور کوچک و بی رحم را دارید.» 

                   

 

 

  

رییس دانشگاه کلمبیا که پیش از سخنرانی احمدی نژاد سخنرانی کرد در

 

 مقدمه ی طولانی اش بارانی از تهمت ها و توهین را به ایران و شخص

 

احمدی نژاد نسبت داد. «اقای رییس جمهور شما تمام نشانه های یک دیکتاتور

 

 کوچک و بی رحم را دارید.» ------- «آقای رییس جمهور انکار هولوکاست

 

 شما در سال 2005 باعث می شود که شما در این دانشگاه مسخره به نظر بیایید.

 

این از دو حالت خارج نیست شما یا خیلی بی کله و اهل تحریک کردنید

 

و یا فوق العاده بی سوادید!» (که حضار شروع به دست زدن کردن و وی

 

 برای جلوگیری از تندتر شدن جو خواست که دست نزنند). -------- آقای

 

 رییس جمهور شما باید بدانید که ما مرکز جهانی مطالعات یهودی و مطالعات

 

در باره ی هولوکاستیم. واقعیت این است که هولوکاست مستند ترین

 

 حادثه ی انسانی در تاریخ بشری است! در نتیجه، اظهارات پوچ شما

 

در انکار هولوکاست ما را به ترس وا می دارد.... می شود لطفا این

 

 مسخره بازی مشمئز کننده را تمام کنید؟ ... آیا می خواهید ما را هم

 

از نقشه ی جهان محو کنید؟ -------- آقای رییس جمهور من شک دارم

 

 که شما شهامت عقلی این را داشته باشید که به این سئوالات پاسخ بدهید

 

 اما جواب ندادن های شما هم برای ما معنا دار خواهد بود. و توقع دارم

 

که شما ذهن افراطی اتان که نشانگر کردار و گفتارتان است را به نمایش

 

 بگذارید! ------- من فقط یک استادم و رییس دانشگاه و متاسفانه باید بار

 

 تمام اکراهی که جهانیان از شما دارند را به دوش بکشم.

 

 

آنچه در فوق آمد بخشهایی از سخنان اهانت آمیز رئیس دانشگاه کلمبیا

خطاب به آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران بود.

بنده صرف نظر از عملکرد درون مرزی احمدی نژاد و باز صرف نظر

 از درستی و یا نا درستی اتهامات وارده توسط آقای بولینجر ، تنها ذکر

 این نکته را بر خود واجب دیدم که وقتی رئیس یکی از دانشگاههای

معتبر آمریکا در برخورد با میهمان مدعو خود از رعایت ابتدایی ترین

آداب معاشرت انسانی اجتناب می نماید ، از سربازان اشغالگر آمریکایی

در اقصا نقاط جهان چه توقعی می توان داشت.

من به عنوان یک دانش آموخته دانشگاه از تمام مردم دنیا بخاطر برخورد

غیر انسانی آقای بولینجر با نماینده یک ملت پوزش می طلبم و

احساس شرم می نمایم.قطعا همه کسانی که بنده را می شناسند می دانند

 که حقیراولین قربانی توطئه های دولت احمدی نژاد و همفکرانش در بوشهر

 می باشم و هرگز قصد دفاع از وی را ندارم تنها دفاع من ازملت ایران و محیط علم

و دانش یعنی دانشگاه است که توسط آقای بولینجر آمریکایی  زیر سوال افکار

عمومی جهانیان رفته است .

 

قبل از پرداختن به پیامد های این سفر، شاید طرح چند پرسش از آقای رئیس جمهور

 خالی از لطف نباشد.اول اینکه به کدام حق و مطابق کدام قانون جنابعالی بخش اعظم

 فرصت دفاع از حقوق ملت ایران در یک مجمع جهانی را به کشورهایی از قبیل

افغانستان، عراق، فلسطین ، لبنان و .... که خود دارای کرسی قانونی و فرصت

 برابر با سایر ملل در این مجمع جهت دفاع از حق خود دارند اختصاص می دهید؟ 

 براستی آیا معادل دفعاتی  که شما از فلسطین ،عراق ، افغانستان و لبنان در

 مصاحبه های مختلف و سخنرانی در دانشگاه کلمبیا و سازمان ملل نام برده اید

 از ایران اسلامی و ملت مظلوم آن نیز یاد کرده اید؟  آیا مناسب نبود که

 بجای بر شمردن ظلم  دنیای استکبار به کشور های مذکور

(عراق،افغانستان،لبنان،فلسطین و ...) به بخشی از اجحافات قدرتهای

 استکباری طی یک و نیم قرن اخیر از قبیل تحمیل جنگهای نا خواسته به

ملت ایران که برخی از آنان منجر به جدایی بخشهای زرخیز این گربه آرمیده

 بر پهنه آسیا گردید می پرداختید؟ آیا مناسب نبود به کودتای 28 مرداد  علیه دولت

 ملی و مردمی ایران و متعاقب آن حمایت بی دریغ استکبار از یک دیکتاتور

 خودکامه نیز اشاره ای می نمودید؟ آیا مناسب نبود به تحمیل جنگ هشت ساله

 بر این ملت و خسارات معنوی غیر قابل جبران آن و بالغ بر هزار

 ملیارد دلار خسارت مادی این جنگ و ممانعت استکبار از پرداخت

 حتی یک ریال خسارت به این ملت در حالی که دولت کویت بخش

اعظم خسارات ناشی از تهاجم صدام به آن کشور را از دولت عراق

دریافت می نماید نیز می پرداختید؟آیا مناسب نبود در این مجمع جهانی

از حق پایمال شده ملت ایران در دریای مازندران دفاع می نمودید؟ آقای رئیس جمهور

 آیا نباید جلسه دانشگاه کلمبیا در اعتراض به اهانتهای بی شرمانه آن نوچه

 سهیونیست که در کسوت یک رئیس دانشگا ه بر ملت ایران روا داشت

 را ترک می کردید؟ و آیا.....

آقای رئیس جمهور باور کنید اگر کسی جنابعالی را نمی شناخت و برای

اولین بار تلویزیون را روشن می کرد وپای سخنرانی حضرتعالی

 می نشست، بی شک شما را رئیس جمهور شجاع یکی از کشورهای عراق،افغانستان،فلسطین و یا لبنان معرفی می نمود.

و دوم اینکه آیا زمان آن نرسیده است که از فرهنگ غنی دینی و

 میهنی خود در تعاملات جهانی بهره جوییم و از انزوای روز افزون

این ملت متین و تمدن آفرین در عرصه جهانی ممانعت به عمل آوریم؟

آیا بهتر نیست بجای تشدید تنش در محافل بین المللی از این شعر زیبا

 و پر محتوای شاعر که می فرماید : 

             بگزار شست او ببندد روز گار       با زبان دوستی مغزش در آر

و یا پذیرش وزارت مامون عباسی توسط هشتمین گوهر تابناک آسمان ولایت

 و امامت پند گیریم.

آقای احمدی نژاد،رئیس جمهور محبوب و مردمی ملت ایران !،شما

خود بیش از من مستحضرید که القائده و طالبان را آمریکا،پاکستان و

 عربستان سعودی بوجود آوردند و اولین قربانیان سیطره طالبان این

 جرثومه های تحجر ،دیپلماتهای مظلوم ما در افغانستان بودند . اما امروز

 ما شاهدیم که پیش قراولان مبارزه با القائده و طالبان نیز همین سه

 کشورند و اولین متهمان پیش قراولی حمایت از تروریزم نیز  با کمال

 تاسف نظام اسلامی خودمان است . هر چند این اتهامی واهی و نارواست

 لیکن آیا زمان آن نرسیده است که در تدبیر خود تجدید نظر نماییم؟

و اما پیامدهای این سفر برای ملت ایران:

با عنایت به سیطره مطلق سهیونیزم بین الملل بر رسانه های معتبر

 جهانی ،این رسانه ها با یک خیزش همه جانبه ، فراگیر و از پیش طراحی

 شده چنان فضایی در جهان و به ویژه دنیای غرب ایجاد نموده بودند که

 اظهارات بحق اما بی موقع آقای احمدی نژاد بهترین فرصت را برای بهره برداری سیاستمداران کهنه کار آمریکایی سهیونیستی فراهم نمود تا :

1-     یکی از سخت ترین تحریمهای آمریکا علیه ملت مظلوم ایران

 با اکثریت قاطع آراء در کنگره آمریکا به تصویب برسد.

2-     متمم دوتن از سناتور های آمریکایی مبنی بر قرار دادن

 نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست گروههای تروریستی

جهان که در منافات با تمامی مقررات حاکم بر جامعه جهانی است به تصویب

 کنگره برسد که در صورت تصویب در سنا و ابلاغ به دولت جهت اجرا،

 عملا مجوز تهاجم نظامی  به کشور عزیزمان ایران را صادر نموده اند.

3-     بازگشت مجدد آلمان به جبهه ضد ایرانی، آمریکایی - اروپایی

4-     آماده سازی شورای امنیت جهت تصویب قطعنامه سوم تحریم علیه ملت ایران.

 

و اینها تنها بخشی از تبعات سفر آقای احمدی نژاد به سازمان ملل بود که

 گریبانگیر ملت ایران گردید و بر شمردم و حسرتم را از سفر های آقای

 خاتمی این فرزند فاضل امام که در آن سفر ها آقای کلینتن رئیس جمهور

 وقت آمریکا آرزوی دست دادن با آقای خاتمی را داشت دو صد چندان کرد

 و بر ایمانم به این فرمایش امام راحل (ره) مبنی بر اینکه جناح راست توان

اداره یک نانوایی را هم ندارد افزود. و ای کاش رئیس جمهور محترم

به این سفر نرفته بود.

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه چهارم مهر 1386 توسط محمد باقر عباسي سملي
قالب وبلاگ