بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف استان بوشهر
اکنون کشور عزیزمان ایران اسلامی یکی از حساس ترین برهه های تاریخ 150 سال اخیر خود را می گذ زراند. کج اند یشی و انحصار طلبی بی حد و حصر در داخل( که متاسفانه اصلاح طلبان دولتی نیز از آن بی بهره نمی باشند) که امکان هر نوع اظهار نظر را از صالحان و نیک اندیشان وطن پرست سلب نموده است از یک سو و کینه ورزی و سلطه طلبی قدرتهای زور گوی جهان معاصر که طبیعی ترین حقوق انسانی یک ملت که حق اند یشیدن است ، را نیز برای ساکنان این مرز و بوم به رسمیت نمی شناسد از دیگر سو بیش از هر زمانی هوشیاری خرد ورزانه همیشگی شما مردم تیز بین و با فراست را طلب می نماید.بی هیچ تردیدی بهترین و کاراترین اهرم دفع خطر طماعان و بداندیشان خارجی و گشایش فضای تنفس داخلی در دست توانای ملت متمدن ایران و به تبع آن شما مردم پاک نهاد و آینده نگر بوشهر قرار دارد .از طرفی همگان شرایط ویژه نیمه اول دهه هفتاد را که بی شباهت به فضای ملی و بین المللی کنونی حاکم بر کشور نبود را به خاطر داریم . و نیز همچنین اعجاز رای ملت در دوم خرداد هفتاد و شش را از یاد نبرده ایم که از یک سو منجر به تلطیف نگاه جهانی به ایران و نظام و انقلاب و از سوی دیگر ایجاد فضای باز سیاسی - فرهنگی و شکوفایی اقتصادی در داخل گردید .پس در چنین شرایطی بر شما مالکان اصلی این سرزمین فرض است تا دگر باره آستین همت بالا زده با خلق حماسه ای دیگر به مراتب با شکوهتر از خرداد 76 بقا ء و دوام این کهن بوم را تضمین نمایید .به همین مناسبت فرزندان شما در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان مردمی متشکل از گروههای سیاسی اصلاح طلب و جمع کثیری از نخبگان دانشگاهی ، روزنامه نگاران و اصحاب قلم و اند یشه اصلاح طلب گرد هم آمده اند تا با رایزنی با تمام کاندیدا های همفکر در سراسر استان پس از حصول توافق نهایی به معرفی کاندیداهای مورد توافق در چهار حوزه استان جهت شرکت در رقابت های انتخاباتی مجلس هشتم اقدام نمایند. که نتیجه این رایزنی ها در آینده ای نزدیک طی اطلاعیه های بعدی به اطلاع شما مردم متین استان خواهد رسید.
دبیر خانه ستاد ائتلاف اصلاح طلبان مردمی استان بوشهر
بادامچیان ------------ حجاریان
یک مصاحبه و یک نقد ، تقابل تحجر و روشنفکری
حجاریان تئوریسین جبهه اصلاحات که با گلوله جهل و جور و فساد اکنون ویلچر نشین
شده است
و بادامچیان از توابین دوران ستمشاهی که با درخواست عفو واعلام وفاداری به
اعلاحضرت در ۲۸ مرداد ۱۳۵۵ با اعلام برائت از پیشینه انقلابی خود از زندان آزاد شد و
اکنون نه تنها تئوریسین جناح راست بلکه مدعی تئوریسینی کل انقلاب نیز می باشد
اکنون با ارائه مصاحبه حجاریان و نقد بادمچیان قضاوت را بر عهده شما می گذارم که
آمریکا از عملکرد کدام گروه(جناح راست یا اصلاح طلبان) بیشترین بهره را می برد؟
آفتاب:
آقاي حجاريان شما چه تأثير و اهميتي براي انتخابات مجلس هشتم، در روند تحولات
سياسي - اجتماعي ايران قائل هستيد؟
به شرط تعويض تركيب سياسي مجلس فعلي در مجلس هشتم، اميد ميرود كه بتوان به
آرمانهاي دموكراسي، آزادي، توسعه، تنشزدايي و صلح نزديكتر شد؛ البته اين كار لاجرم
متناظر با تغيير تركيب دولت، از صدر تا ذيل نيز خواهد بود.
به نظر ميرسد اقليت اصلاحطلب حاضر در مجلس هفتم بسيار خاموشتر از اقليت
محافظهکاران در مجلس ششم است. علت آن از نظر شما چيست؟ آيا همين امر يک ضد
تبليغ براي فرستادن اصلاحطلبان به مجلس آينده نيست؟
دليل عدم تأثيرگذاري و سكوت اقليت اصلاحطلب مجلس هفتم، عدم سازماندهي، عدم
برخورداري از ليدر و بيتفاوتي احزاب نسبت به اقليت مجلس هفتم است كه مورد آخر به
اين برميگردد كه احزاب عمده اصلاحطلب پيشاپيش اعلام كرده بودند انتخابات مجلس هفتم
را به رسميت نميشناسند.
شانس اصلاحطلبان را براي ورود به مجلس هشتم چگونه ميبينيد؟
تا زمان برگزاري انتخابات مجلس هشتم احتمالات فراواني وجود دارد كه ميتواند شرايط را
تغيير دهد؛ از جمله به نظر من مسأله قطعنامه سوم شوراي امنيت سازمان ملل قطعاًً ميتواند
تأثيرات دوگانهاي بر شرايط كشور داشته باشد.
شانس ائتلاف ميان جناح حاكم را در چه حد ارزيابي ميکنيد؟
اگر اصلاح
شرايط قطبي به وجود خواهد آمد.
آيا هنوز تاکتيک «فشار از پايين و چانهزني در بالا»، در مجموعه سياستهاي اصلاحطلبان
جاي دارد؟
بايد بگويم
زيادي داريم تا همه اصلاحطلبان به اين شعار گردن نهند.
در ارزيابي از اين سياست، شما ميتوانستيد در موردچانهزني از بالا تصميم بگيريد؛ اما
روي عامل فشار از پايين چگونه حساب کرده بوديد؛ چون به نظر ميرسد وجود يا عدمش
از اختيار شما خارج باشد.
همان طور كه گفته شد اعتقاد چنداني به اين شعار ميان اصلاحطلبان وجود نداشت. حتي در
قسمت چانهزني نيز دقيق عمل نشد.
آيا فشار از پايين همان عاملي نيست که شما براي ايجاد تفوق قدرت حقيقي بر قدرت حقوقي
به آن نياز داريد؟
بله، همين طور است.
امروز به نظر ميرسد خيلي بيش از هميشه افکار عمومي به ضرورت اصلاح امور و
تصحيح حاکمان رسيده باشد. چگونه ميتوان اين مطالبه را به اراده اجتماعي يا نوعي
فشار از پايين تبديل کرد؟
گمان ميكنم واقعيتهاي روزمره زندگي، كمكم جامعه را به جايي ميرساند كه بدون
دموكراسي و صلح نميتوان وضعيت معيشتي را نيز سامان داد و اين خود عاملي است براي
تبديل نيروي اجتماعي به نيروي سياسي.
آيا شما يک تحليل طبقاتي از پايه هاي اجتماعي اصلاحطلبان، يا حتي مشارکت که شما
عضو مرکزيت آن هستيد، داريد؟
با آنكه كشور
اما به نظر ميرسد كه به تدريج نشانههايي از رگههاي افقي طبقاتي نيز در حال شكلگيري
است و طبعاً اصلاح طلبي، متكي بر طبقات متوسط جديد است.
آيا شما افقي براي حل مشکل انرژي هستهاي، با حفظ مصالح ملي در حضور همين دولت،
ميبينيد؟ چقدر از نگراني غرب را در اين مورد واقعي و در حوزه دستيابي ايران به سلاح
هستهاي ميبينيد؟
نه! غرب تلاش ميكند قضيه پرونده هستهاي را آگرانديسمان كند.
شما بارها گفتهايد که ما هنوز به مطالبات انقلاب مشروطيت دست نيافتهايم؛ اگر چنين است،
آيا امروز ميتوان از مطالباتي در حوزه حقوقبشر سخن گفت که مطالبات اين زماني
هستند؟ بله، بعضي از حقوق شهروندي جزء مطالبات جنبش مشروطه هم بوده است. مثلاً
خروج از حالت رعيتي به شهروندي قطعاً مطالبهاي مشروطهخواهانه است.
آيا شما احتمال حمله محدود يا گسترده نظامي به ايران را واقعي ميبينيد؟
بله، حتي اگر
دست از تحريك برداشت.
آيا نزديکي رابطه ايران با روسيه ميتواند سپري دفاعي براي ما در مقابل احتمال حمله
نظامي آمريکا فراهم کند؟
آمريكا براي
رسد به روسيه.
مناسبات ايران با افغانستان و عراق را چگونه ميبينيد و به نظر شما چه تغييراتي بايد در
آن صورت بگيرد؟
مادامي كه دولتهاي اين كشورها، روابط خود با ايران را كاملةالوداد ميدانند بايد اميدوار
باشيم. منتها اين نكته را فراموش نكنيم كه دولت مركزي در اين كشورها بسيار ضعيف است
و قدرتهاي جهاني عملاً بر آنها قيوميت دارند.
ادامه مطلب...
از آنجایی که بخش عظیمی از جمعیت کشور را جوانان تشکیل داده
و در ایام انقلاب یا به دنیا نیامده بوده و یا در سنین پایین بوده که کمتر
در جریان آرمانهای حقیقی نسل انقلاب و رهبری انقلاب قرار گرفته اند
با خود اندیشیدم که شاید با ارائه متن سخنرانی حضرت امام در بهشت
زهرا که گویای بخشهایی از آرمانهای ملت در آن ایام است بتوانم قدمی هر
چند کوچک در راستای اطلاع رسانی به نسل تشنه حقیقت انقلاب بر دارم.
1- امام خمینی (ره) مشروعیت قانونی رهبری خود را به رای مردم
می داند:(من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من
دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم،
من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار)
این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند،
ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این
پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید،
انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید.
یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر
جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند
توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از
این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار).
می گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است
این، یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونی باید برود، تو
غیرقانونی هستی،، دولتی كه ما می گوئیم، دولتی است كه متكی به آرای ملت است
متكی به حكم خداست، تو باید یا خدا را انكار
كنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینكه به امر آمریكا و
اینها وادار كند یك دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام كند.)
2- امام خمینی حق تعیین سرنوشت را حق تمام نسلها می داند :
( آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان
كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در
مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و
با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند.
پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی
از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است.
برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه
یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر
سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند،
رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی
رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد،
این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین
می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق،
فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه
سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت
هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر
آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه
ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان
آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای
سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان
باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش
از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی
داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه
یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی،
اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم
به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر
فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد،
آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان
باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از
آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان،
سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت
محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور
و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است،
پس سلطنت محمدرضا هم غیر
قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی
بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی
سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای
ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این،
هشتاد سال پیش از این
بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند،
آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی
نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و
مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه
سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه
ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه
ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی
را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه
است از برای اینكه سلطنت او باطل است.).....( من از شما
مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند،
چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها
را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به
عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس
هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه
بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس،
مجلس غیرقانونی است.
بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند
به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است،
این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه
در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند)
3- مخالفت امام خمینی با توسل به خشونت برای بقاء حکومت: (آیا یك ملتی كه فریاد می كند
كه ما این دولت مان،
این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی
و حق قانونی و حق
بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق
این ملت این است كه یك
قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان
هم در جاهای دیگر
من باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث
برای ما رفت، فرار كرد
و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد،
قبرستان های ما را آباد كرد.)
ادامه مطلب...
چهره معماری شهرها ي معاصر ما چنان به هم ريخته است
كه انسان از روي پيشينيان احساس شرم مينمايد.
به اعقتاد برخي از متخصصان علم زبانشناسی واژه شهر برگرفته
از «خشتهر» در زبان اوستايي و پارسي هخامنشي و به معني
سرزمين و كشور است كه در فارسي نو خشتهر به شهر تبديل و
بجاي بلده عربي بكار ميرود.
نام ايران در دوره هخامنشيان «آريانام خشتهرام» بوده
كه به معني «سرزمين و پادشاهي ايرانيان» است.
ادامه مطلب...
محمد رضا خاتمی :
اگر ايستادگي در برابر ظلم و انحرافات تندروي است، من افتخار مي کنم
تندرو هستم،
در 20 سال اول انقلاب در درون حاکميت تندروي صورت گرفته است
يا نه؟
حذف این غده چرکين و سالم سازي وزارت اطلاعات آيا تندروي به شمار
می رود؟!
آيا مهم نيست عدل و داد برپا شود و مبارزه با ظلم و ستم انجام گيرد؟
ريشه اصلي تندروي ها در کشور ما، تفکرات، انديشه ها و عملکردهايي است
که قتل هاي زنجيره اي را آفريد.
امروز:جوانان جبهه مشارکت ايران اسلامي در آخرين روز از اردوي منطقه اي خود به استان سيستان و بلوچستان، ميزبان محمدرضا خاتمي عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت بودند.
به گزارش خبرنگار سایت امروز دبیر کل سابق جبهه مشارکت در جمع جوانان این حزب به برخی از انتقادات وحملات صورت گرفته به اصلاح طلبان پیشرو در دو سال گذشته پاسخ داد.
وی بیان داشت هرچه به زمان انتخابات نزديک مي شويم، موج تبليغات کور و کر کننده اي که چندي است آغاز شده، بالا مي گيرد. مهمترين نکته اين تبليغات پر سر و صدا ترس از وجود جرياني به نام اصلاحات است چرا که دليلي براي پافشاري بر چيزي که به زودي طبل رسوايي آن به صدا در مي آيد وجود ندارد.
نايب رئيس مجلس ششم سخنان خود را با اين سوال ادامه داد: «تندروي اصولا چيست؟ آيا تعريف جامع و کاملي از تندروي وجود دارد؟ آيا اين مسأله به برداشت افراد باز مي گردد؟» سپس تندروي را يک امر نسبي و غير قابل تفکيک از شرايط دانست که ابتدا بايد اعتدال به عنوان يک معيار تعريف شود تا تندوري نسبت به آن تشخيص داده شود.
به گزارش سایت امروز عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت در ادامه تاکید کرد: «اگر در جامعه اي با ظلم روبه رو هستيم، ايستادگي در برابر اين ظلم اعتدال به حساب مي ايد و نأيستادن در برابر آن کندروي است و به حسب شدت اين ظلم کندروي و تندروي مشخص مي شود. هيچ کس نه در تاريخ اسلام و نه در تاريخ جهان حرکت امام حسين(ع) را يک حرکت تندروانه به حساب نمي آورد. همه مي دانند از حرکت پيامبر(ص) در دل کفار و مشرکين چه مي گذرد اما هيچ کس اين حرکت را تندروي فرض نمي شمارد.» او همچنين به مثالهايي از تاريخ انقلاب اسلامي پرداخت و گفت: «ما قبل از انقلاب حرکتهاي مسلحانه در کشور داشتيم و بعضي از کساني که امروز علم اعتدال برداشته اند و مي خواهند رقيبان را از صحنه اعتدال بيرون کنند، يا عضو اين حرکت ها بودند يا مويد انها. آن حرکت ها تندروي بودند يا نه؟ اگر تندروي نبودند پس مشخص مي شود معياري وجود دراد که مشخص مي کند اين حرکت ها تندروي بودند يا نه.»
محمدرضا خاتمي سپس به جريان اصلاحات و بحث هاي مطرح در آن پرداخت و گفت که يکي از مباحث اصلي اصلاحات اين است که در 20 سال اول انقلاب در درون حاکميت تندروي صورت گرفته است يه نه؟ جريانهاي مختلفي در داخل کشور اتفاق افتاده که همه معتقديم تندروي بوده است. سوال ما از کساني که امروز بر طبل اعتدال مي کوبند اين است که شما در آن تندروي ها که ريشه بسياري از انحرافات است، چه نقشي داشتيد؟ چرا نمي نشينيد اين جريان ها را آسيب شناسي کنيد و جلوي آن ها را نمي گيريد؟
او در ادامه با اشاره به اين نکته که پس از جريانات انتخابات مجلس هفتم تنها جايي که اين پديده آسيب شناسي رسمي شد جريان اصلاحات بود گفت: « يک سري حرکت هايي اما در جريان اصلاحات بوده که آن را نماد تندروي مي دانندو يکي از اين حرکت ها طرح قانون مطبوعات بود. اما آيا اين نکته را براي ديگران تصوير مي کنند که مجموعه عواملي که به تدوين قانون جديد مطبوعات منجر شد چه بود؟.» خاتمي ادامه داد: «آن سيل بنيان کني که مطبوعات با آن روبه رو بودند و به بن بست رسيدن همه راهها بود که ما را به تدوين قانون مطبوعات رساند.کساني که ادعاي ريش سفيدي دارند و معتقد بودند با لابي و بازي پشت پرده مي توان جلوي اين سيل را گرفت حتي توانايي جلوگيري از بسته شدن يک روزنامه را هم نداشتند.»
سپس نايب رئيس مجلس ششم به دفاع از عملکرد مجلس در آن دوره پرداخت و گفت: «در برابر اين سيل بنيان کن آيا اگر مجلس مي خواهد از حق قانوني خود براي حفظ حقوق مطبوعات استفاده کند تندروي است؟! و ايا در برابر جريان ضد قانون تسليم شدن اعتدال است؟! اينکه ما بخواهيم اين روند را يک روند شفاف کنيم مي شود تندروي اما اگر بخواهيم اين روند را از ديد مردم پنهان کنيم مي شود اعتدال؟»
نماینده اول تهران در مجلس ششم در ادامه سخنرانی خود به دو بحران مهم در دوره اصلاحات يعني قتل هاي زنجيره اي و ماجراي کوي دانشگاه اشاره کرد و در اين زمینه گفت: « حذف این غده چرکين و سالم سازي وزارت اطلاعات آيا تندروي به شمار می رود؟! جرياني که پس از ان اطلاعات موازي شکل گرفت و ضربه هاي فراواني را به کشور وارد کرد. آيا ییگیری ماجراي کوي دانشگاه که طبق نظر بسیاری از ناظران سیاسی کشور خود هزینه روشنگری در پرونده قتلهاي زنجيره اي است تندروي است؟ بله؛ برخورد مي کنند، قلع و قمع مي کنند، اما آيا ايستادگي تندروي است؟! آيا مهم نيست عدل و داد برپا شود و مبارزه با ظلم و ستم انجام گيرد؟»
رضا خاتمی در ادامه به مسئله پيگيري مفاسد اقتصادي پرداخت و عنوان کرد که يکي از مسائلي که هيچ جا مطرح نمي شود مسأله مبارزه با مفاسد اقتصادی به وسیله مجلس ششم است .
خاتمي در اين باره گفت: «نهادي به ما اعلام مي کند که هجده ميليارد درآمد دارد بعد متوجه مي شويم که صد و هشتاد ميليارد بوده، وقتي مي خواهيم آن را اعلام کنيم در برابر مجلس مي ايستد و تمام امکانات خود را براي برخورد و تخريب مجلس به کار مي بندد. اما ايستادگي در برابر کسي که به ضديت با حقوق مردم کاملا شناخته شده است مي شود تندروي! آن چيزي که در 8 سال اصلاحات رخ داد و بسياري آن را تندروي مي دانند واکنش طبيعي بود که در برابر ظلم و انحراف صورت مي گرفت.»
محمد رضا خاتمي سپس گفت: «اگر ايستادگي در برابر ظلم و انحرافات تندروي است، من افتخار مي کنم تندرو هستم، اگر تسليم شدن در برابر انحراف اعتدال است، من خودم را آلوده اين اعتدال نمي کنم. حتي اگر مجبورشوم از سياست کناره گيري کنم.»
دبیرکل سابق جبهه مشارکت در ادامه افزود: «ريشه اصلي تندروي ها در کشور ما، تفکرات، انديشه ها و عملکردهايي است که قتل هاي زنجيره اي را آفريد. اگر بخواهيم در برابر تندروي بأيستيم، بياييم در برابر اين حرکات بأيستيم و آن ها را ريشه يابي کنيم.»
دبير کل سابق جهه مشارکت در ادامه با اشاره به اين آيه قرآن «لا يحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم» عنوان کرد که اگر بتوانيم حقوق خود را با ارامش به دست آوريم دليل ندارد که فرياد بزنيم. در غير اين صورت حق فرياد زدن را به فرموده قرآن داريم.
نايب رئيس مجلسس ششم بار ديگر به عملکرد اين مجلس پرداخت و گفت: «مجلس ششم طبق آمار يکي از پرکارترين مجالس پس از انقلاب است که کمترين وقت را در مسائل سياسي گذاشت. اين مجلس با يک سري فشار ظالمانه روبه رو بود و به طور طبيعي در برابر آن ها واکنش نشان داد. اين ايستادگي ها باعث شد يک آرامش نسبي در کشور حاکم شود و اين اطمينان را به مردم داد که در درون حکومت کساني هستند که از حقوقشان دفاع مي کنند. اين آرامش سبب مي شود که زمينه رشد و توسعه در کشور فراهم شود.»
خاتمی در پايان با اشاره به وضعيت کنوني کشور گفت: «حالا حکومت يکدست شده است، امکانات و تبليغات هم به طور کامل در اختيار آنها است اما امروز شاهدیم که تشنج و نا آرامي در کشور افزایش چشمگیری داشته است.





