تبليغاتX
تبسم قلم
تبسم قلم
.

   نطق خواندنی اعلمی در مجلس هفتم 

 

 

آری اعلمی گوهری تابناک بود بر تارک تاریخ قانونگذاری ایران زمین

اعلمی معنای مجلس بود در مجلس هفتم و بدون اعلمی ها هر

مجلسی بی معناست

آری اعلمی و اعلمی ها توسط آقای جنتی و هم فکرانش رد صلاحیت

شدند تا ما دیگر به این زودی ها شاهد ایراد چنین نطق هایی در

مجلس نباشیم

اگر باور نمی کنید بخوانید آخرین نطق دوران نمایندگی اعلمی را:

"در منطق رژیم گذشته آزادي، يعني به زندان كشيدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههاي تبليغاتي بود و در آن منطق تمدن و ترقي يعني تبعيت تمام شريانهاي مملكت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاههاي قانونگذاري و قضايي و اجرايي از يك مركز واحد محسوب می شد ،ما همه اينها را از بين می بریم ، در جمهوري اسلامي حتی كمونيستها هم در بيان عقايد خود آزادند و راديو ، تلویزيون و مطبوعات نیز مطلقا آزادً است و دولت حق نظارت بر آنها را ندارد."

در نظامی که ما به آن پایبندیم،در شرایطی که یک  فرد عادی بدلیل انتساب یکی از اعضای خانواده اش به یکی از گروههای غیر قانونی در هزار توی گزینش ها گرفتار شده و اجازه نمی یابد که حتی به عنوان یک کارگر و کارمند ساده در اداره ای مشغول بکار شود ، بطریق اولی شخصی که پسرش عضو سازمان مجاهدین خلق بوده و در بهمن سال 60  در اثر در گیری با پاسداران کشته شده است و عروسش نیز پس از متواری شدن بخارج از کشور در بالاترین رده های سازمان مذکور به فعالیت ادامه میدهد، مجاز نیست تا با قرار گرفتن در راس نهادی بکمک همفکرانش از جایگاه خدائی در چشم بر هم زدنی فرزندان انقلاب و کشور را به بی دینی متهم کنند.

{ منظور برادرم اعلمی عزیز از فرد فوق الاشاره، آقای جنتی دبیر شورای نگهبان است } 

برابر بودن رهبر در برابر قوانین با سایرین به این معناست که متناسب با اختیاراتی که رهبری دارد در برابر تعطیل شدن هر یک از اصول مذکور و محروم شدن مردم از حقوق مصرح در قانون اساسی ،خود و اشخاص حقیقی و حقوقی منسوب ایشان در قبال مردم مسئول و پاسخگوی اعمال خویش هستند. برابر بودن رهبر با سایرین در برابر قانون به این معناست که هیچکس فراتر از قانون نیست و  از همان حقوق شهروندی برخوردار می شود که یک فرد عادی بهره مند است ،لذا  اگر از قانون تخطی کرده و در اثر آن ظلم،حق کسی ضایع شد، حق داد خواهی و شکایتش از افراد خاطی در هر سطح و مقامی که هستند محفوظ باشد  و اینان باید در همان دادگاهی محاکمه شوند که من و امثال من محاکمه می شویم، همچنانکه علی (ع) در اثر شکایت یک یهودی، در نزد قاضی منصوبی محاکمه می شود که افراد عادی محاکمه می شوند و گرچه حق با علی است اما بر اساس ضوابط موجود چون دلیلی برای اثبات ادعایش ندارد محکوم می شود، این روش و منش حاکم اسلامی است که جرج جرداق مسیحی را بعد از 14 قرن در برابر عظمت و انسانیت علی به کرنش وامیدارد تا آنجا که در کتاب "امام علی صدای عدالت انسانی" در وصف این اسوه انسانیت و عدالت بنویسد: "چه می شد بر تو ای دنیا، اگر نیروهای خود را جمع می کردی و در هر زمانی یک علی می آوردی با عقلش و با زبان و ذوالفقارش". آری التزام ما به اسلام و نظامی است که اگر در آن احتمال دهیم که زمامدار مسلمین از عدالت خارج گشته و مسیر کج را می رود، چنانکه معمار انقلاب وعده داده بود مجاز به استیضاحش باشیم بدون اینکه متهم به در نوردیدن خط قرمزها و ضدیت یا عدم التزام به اسلام و نظام شویم . اساسا نظام معهود، نظامی است که طبق اصل 111 قانون اساسی اش اگر رهبری آن از انجام‏ وظايف‏ قانوني‏ خود ناتوان‏ و يا فاقد يكي‏ از شرايط مذكور در اصول‏ پنجم‏ و يكصد و نهم‏ قانون اساسی گردد، خود بخود معزول و برکنار خواهد شد.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي

       نامه خواندنی امام علی(ع) به همه عثمان های تاریخ

 

 

 آيا به همين راضى باشم كه مرا امير المؤمنين گويند و با مردم در سختيهاى

روزگارشان مشاركت نداشته باشم ؟

 تو را اين درد بس كه شب با شكم سير بخوابى و در اطراف تو گرسنگانى باشند

 در آرزوى پوست بزغاله ‏اى

(نامه ۴۵ نهج البلاغه)

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي

آیا سال 1387 سال شکوفایی شقایق های اندیشه ایرانی خواهد بود.؟

 

چند سالی است که مقام رهبری در پیام نوروزی خود نامی را برای سال جدید انتخاب می کند. و بلافاصله توسط رسانه های جمعی و حکومتیان بر سر هر کوی و برزن و از بام تا شام با هیاهوی فراوان و هزینه های گزاف به ظواهر آن نامگذاری پرداخته می شود تا جایی که اصل و هدف موضوع در لابلای این غریو چاپلوسان بادمجان  دور قاب چین تقریبا محو و غیر قابل رصد می شود.  و به ندرت می توان مطلبی علمی در تبیین و ترسیم چگونگی اجرایی شدن این پیام در حوزه های قدرت یافت.

اینکه در چند سال گذشته چه میزان به این شعارها جامه عمل پوشانده شد ، بماند برای وقتی دیگر ، چه جامعه و افکار عمومی خود بهترین قاضی است.

اما سال جاری را باید دید که کدام مولفه ها بیشتر به شکوفایی خواهند رسید.

1- آیا ما شاهد شکوفایی شکم بارگی ظاهر آراستگان باطن مریض خواهیم بود و بر فقر فقیر و غنای غنی افزوده خواهد شد وشکم عده ای  نور چشمی از پرخوری خواهد شکفت.؟

2- و یا شاهد شکوفایی شیوه های نوین رقص شمشیر بر  سر ارباب اندیشه وادب، اهل قلم و قلندری وآزادیخواهان و نام آوران عرصه ایثار و جهاد و شهادت خواهیم بود.؟

3- یا اینکه شاهد شکوفایی عصری و فصلی نوین در عرصه اندیشه این ملت.؟

آنچه مسلم است اینکه تمام حاکمان جهان با هر عملکرد و نگرشی

 

 خواهان جامعه ای

 

 با نشاط و پر رونق ، شکوفا و بالنده

 

 و راضی از عملکرد حاکمیت می باشند.

 

لیکن آنچه تا حدی قابل پیش بینی است. به استناد پاسخ زاغ به جغد که جهت مهر دخترش ویرانه ای را از وی طلب کرده بود . گفت : اگر این ملک است و این روزگار / ویرانه دهمت صد هزار ، می توان گفت با این مجلس و این دولت و این ... ، سالی که نکوست از بهارش پیداست.

 حال باید از قضاوت عجولانه پرهیز کرد و منتظر ماند تا چه بازی کند روزگار.

نتیجه هرچه باشد، امیدوارم گزینه دوم نباشد.

 

ارسال در تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي
    

 

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

 

                         فلک راسقف بشکافیم وطرحی نودراندازیم

 

نوروز آغاز بهار و رهایی دانه از دامن خاک است. نوروز فصل

نوین رویش جوانه هاست به امید

رهایی انسان از اسارت خوی حیوانی خویش ، اندیشه از

اسارت جهل و ریا

                           و قلم از اسارت شمشیر .

 

حیف  بستان  است  منزلگاه زاغ

حیف  ظلمت باد  حاکم  بر  چراغ

باید از نو ساخت باغ و  هم چراغ

باید از رستم گرفت  از نو  سراغ

  

              سال نو بر همه انسانها مبارک باد

 

 

ارسال در تاريخ شنبه سوم فروردین 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي
قالب وبلاگ