تبليغاتX
تبسم قلم
تبسم قلم
.

 

ای خدای کعبه!

 

مردم ما را ....

 

 

قربانی جهل شرک و در بند جور نمرود مپسند

 

 

ای خدای کعبه!

این مردمی را که همه عمر،‌ هر صبح و شام در جهان

رو به خانه تو دارند، رو به خانه تو می‌زیند و رو به خانه تو می‌میرند

این مردمی را که بر گرد خانه ابراهیم تو طواف می‌کنند

قربانی جهل شرک و در بند جور نمرود مپسند

ای خداوند!

آنها که به آیات تو کفر می ورزند و پیامبران تو را به ناحق می‌کشند

و نیز مردانی را که از مردم برخاسته‌ و به عدالت و برابری می‌خوانند، نابود می‌کنند

بر جهان مسلطند

و تو ای! محمد

پیامبر بیداری و آزادی و قدرت

در خانه تو

حریقی دامن گستر در گرفته است

و بر سرزمین تو سیلی بنیان کن از غرب تاختن آورده است

و خانواده تو دیریست که در بستر سیاه ذلت بخواب رفته‌اند

بر سرشان فریاد زن

بر سرشان فریاد زن:

قم فانذر

بیدارشان کن

                                   

و تو ای علی!

ای شیر

مرد خدا و مردم

رب النوع عشق و شمشیر

ما شایستگی شناخت تو را از دست داده‌ایم

شناخت تو را از مغزهای ما برده‌اند

اما عشق تو را علی رغم روزگار

در عمق وجدان خویش

در پس پرده‌های دل خویش

همچنان مشتعل نگاه داشته‌ایم

تو ستمی را بر یک زن یهودی که در زمه حکومتت می‌زیست

تاب نیاوردی

و اکنون مسلمانان را در زمه یهود ببین

و بیین که بر آنان چه می‌گذرد

ای صاحب آن بازو

که یک ضربه‌اش از عبادت دو جهان برتر است

ضربه‌ای دیگر!

 

بیست نهم خرداد سالگرد شهادت شریعتی گرامی باد
ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي

 

معمای تخریب کتیبه تاریخی جزیره خارگ و مظلومیت

 

اداره کل میراث فرهنگی استان بوشهر

 

قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود      ورنه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود.

 

اکثر آگاهان عرصه میراث فرهنگی بر این امر واقفند که اگر درایت مرحوم مهندس بازرگان رحمت الله علیه و نگاه تیز بین و قاطعیت حضرت امام خمینی (ره) در اتخاذ تصمیمات صواب در آغازین روز های پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ملت ایران نبود، امروز ما از نعمت میراث گرانبهای جهانی تخت جمشید نیز بی بهره بودیم. بغض، کینه و نفرت ملت ایران از ستم رژیم گذشته که با نگاه متحجرانه بخشی از روحانیت به هویت ملی همراه شده بود. می رفت تا ملت ایران را برای همیشه از پیشینه درخشان فرهنگی -  تاریخی و تمدنی خویش بیگانه سازد. و بقول  شاعر که در صدر مطلب آمده است تنها عدم تقدیر مانع این اتفاق هولناک شده است و الا در آن ایام انهدام پیشینه تاریخی و هویت ملی ایرانیان نه تنها عملی مذ موم بحساب نمی آمد بلکه از اولویت های کاری بخش عظیمی از پیشگامان انقلاب به شمار می رفت.

هرچند هویت ستیزی  و حرص و ولع نیروهای مذکور درپاک کردن پیشینه تاریخی این ملت تا حد زیادی مهار گردید لیکن رسوبات آنگونه نگرش همواره سایه شوم خود را بر دستگاه میراث فرهنگی کشور و به تبع آن استان بوشهر حفظ نمود تا هرگز دستگاه متولی میراث فرهنگی کشور آنگونه که در شان و جایگاه تاریخی این ملت متمدن است قوام و دوام نیابد.

در دورانی که زدن انگ سلطنت طلبی و ساقط نمودن افراد از هستی از نوشیدن یک لیوان آب هم ساده تر می نمود ، تشکیل سازمان میراث فرهنگی در آن بحبوحه توسط تعداد انگشت شماری از نیروهای آگاه و وطن پرست و تاکید و پافشاری آن عزیزان بر ضرورت حفظ هویت ملی به حقیقت بیشتر به نوعی انتحار شباهت داشت تا خدمت. و چه ظلم ها که بر این رادمردان در این 30 سال روا داشته نشد. که متهم کردن  مدیر و کارکنان میراث فرهنگی استان به بی کفایتی در پاسداری از کتیبه تاریخی خارگ تنها بخش کوچکی از این داستان دنباله دار است. مثل دستگاه میراث فرهنگی در کشور و به تبع آن در استان بوشهربه مثل شناگر ماهری می ماند که با بستن دست و پای آو انتظار شنا در دریا و صید مروارید را از وی داشته باشید.

و چه مظلوم است چنین شناگری که همواره مورد شماطت منتظران صید مروارید واقع گردد.

بنده با عنایت به اینکه بالغ بر 5 سال بر میراث فرهنگی استان مدیریت کرده و تقریبا دارای شناخت جامعی از تمام زوایای این تشکیلات و همچنین حجم عظیم آثار تاریخی استان که بجای مانده از پنج دوره بزرگ تاریخی بشر در این استان است می باشم تصمیم به نگارش این مطلب در دفاع از متولیان میراث استان گرفتم .

و اما با عبور از این مقدمه به بحث اصلی که همان کتیبه تاریخی جزیره خارگ است می پردازم.

1- در صورت تاریخی بودن این کتیبه ، اولین کتیبه شناسایی شده دوره هخامنشی در استان و در یکی از حساس ترین جزایر خلیج فارس به شمار می آید که تخریب آن در هر درصدی که باشد پرسشی عظیم را در مقابل آگاهان این عرصه قرار می دهد وقصور میراث فرهنگی استان و کشور در اطلاع رسانی و معرفی این اثر ارزشمند قبل از تخریب و در زمان کشف ، در راستای معرفی ابعاد اهمیت موضوع، غیر قابل انکار است.

2- کثرت آثار تاریخی و محدودیت غیر قابل توصیف امکانات اداره کل میراث فرهنگی استان در پاسداری از این آثار تقریبا این اداره کل و مدیر و پرسنل زحمت کش آن را از هر تقصیری در این زمینه مبرا می سازد.

3- عدم هر نوع سابقه هویت ستیزی مردم استان بوشهر طی این 30 سال انقلاب و از طرفی وجود سوابق درخشان مردم این خطه در پاسداری داوطلبانه از آثار ارزشمند تاریخی استان ، ماجرای تخریب این کتیبه را بیشتر به یک معما بدل نموده است. که چرا در چنین شرایط حساس جهانی و منطقه ای که روستا شهری چون امارات متحده عربی نیز چشم طمع به خاک ما دوخته است باید تنها کتیبه هخامنشی استان آن هم در جزیره خارگ مورد تخریب قرار گیرد.

4- به اعتقاد این کمترین بجای اداره کل میراث فرهنگی استان با امکانات محدود ، این اداره کل اطلاعات استان است که با امکانات غیر قابل مقایسه با میراث فرهنگی باید به پرسش گرفته شود که چرا به رغم گذشت این مدت از این حادثه هنوز موفق به رمزگشایی این معما و سرانجام شناسایی و معرفی عامل و یا عوامل داخلی یا خارجی این اقدام جنایتکارانه نشده است.

5- در یکی از سایت های خبری استان اظهار نظر یکی از کارشناسان ارجمند میراث فرهنگی استان مبنی بر غیر تاریخی بودن این کتیبه را مطالعه نمودم که به رغم احترام والایی که برای این کارشناس متخصص و زحمت کش قائلم قطعیت چنین اظهار نظری جای چالش فراوان دارد. زیرا اظهار نظر در علوم انسانی با ریاضیات تفاوت ماهوی دارد و نمی توان در عرصه علوم انسانی آن هم در کنار تایید بزرگانی چون دکتر سرفراز و دکتر بشاش مبنی بر تایید تاریخی بودن این کتیبه اینگونه به صراحت به غیر تاریخی بودن آن رای داد.

6-  این کمترین به عنوان کسی که بخشی از عمر و جوانی خود را مصروف پاسداری از هویت بومی و ملی مردم این خطه نموده ام مصرانه از اداره کل اطلاعات استان می خواهم تا ضمن تعجیل در شناسایی عوامل این عمل ضد امنیت ملی  مانع تکرار آن شده و با یک اطلاع رسانی جامع و شفاف پرده از این معمای روز بردارد.

7- در پایان از مسئولان ارشد استان نیز می خواهم تا توجه بیشتری به دستگاه متولی فرهنگ و هویت ملی استان یعنی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری داشته باشند.

 

محمد باقر عباسی سملی

مدیر اسبق میراث فرهنگی استان بوشهر

 

 

ارسال در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي

اظهارات تکاندهنده عباس پالیز دار از نزدیکان احمدی نژاد علیه مقامات عالیرتبه جناح

راست در جمهوری اسلامی

من این مطلب را بدون هیچ دخل و تصرفی به نقل از وبلاگ خواهان صلح تقدیم می دارم و تنها این نکته را باید اضافه کرد که چه این اظهارات راست باشند که به اعتقاد من این تنها بخش کوچکی از پشت پرده جناح راست است که بر اثر اختلافات درون گروهی از پرده برون افتاده است. چه دروغ باشد ، تمام دوستداران انقلاب باید بر سردر خانه های خود در سوگ انقلاب خویش بیرق سیاه برافرازند.

حال بخوانید متن افشاگریهای آقای پالیزدار را پس از توضیح وبلاگ خواهان صلح:

 

کامل ترین روایت از افشاگریهای دکتر پالیزدار در همدان/فیلم

توضیح: قصدم از به رشته تحریر درآوردن تصاویر و نقل گفت و گوهایی کوتاه، تضعیف نظام نیست. هماره معتقدم و معتقد بودم نظام نباید خود را فدای افراد کند، و اگر کسی خطایی انجام می دهد نباید پشت وی قرار بگیرد.معتقدم نظامی پویاست که در آن همه پاسخگو باشند و مجبور به پاسخگویی وگرنه انقلاب و آرمانهای امام که این روزها همه داعیه دار آن هستند محلی از اعراب نخواهد داشت. این نوشته را که از روی فیلم سخنرانی و دو - سه گفت و گوی کوتاه تهیه کردم، نه تأیید می کنم و نه تکذیب، چرا که من اطلاعاتی در این خصوص ندارم، و به عنوان یک خبرنگار وظیفه خود می دانم به جریان آزاد اطلاعات کمک کنم. البته من نیز امیدوارم این موارد شایعه باشند و با حقیقت ارتباطی نداشته باشند. مطالب داخل ابروها اغلب سخنان خود سخنران است.قضاوت برعهده شما، تأیید و تکذیب برعهده ذی مدخلان. لینک فیلم برای دانلود در فور شیرد


دكتر عباس پاليزدار، رئيس امور زيربنايي مركز پژوهش‌هاي مجلس روز شنبه 14 اردیبهشت 87 در جمع دانشجویان همدانی دست به افشای پشت پرده ی مفاسد اقتصادی کشور زد.

عباس پالیزدار که از او به عنوان مشاور کمیسیون اقتصادی مجلس نیز یاد می شود، با بیان چگونگی دستیابی به پرونده های کلان مفاسد اقتصادی گفت: پس از انکه برای تحقیق و تفحص از قوه قضائیه ،در سازمان بازرسی مستقر شدیم ،پرونده های بسیاری را مطالبه کردیم اما قوه قضائیه اصل پرونده ها را به ما تحویل نمی داد، تا اینکه توانستیم به کدهایی دست یابیم و با رقمی بالغ بر 120 پرونده برخورد کردیم که به پرونده های کلان مفاسد اقتصادی مرتبط بود .

وی ادامه می دهد، با تمام کارشکنی ها بالاخره توانستیم پرونده ها را بدست بیاوریم و ببینیم در کشور چه فجایعی اتفاق افتاده، وقتی مطالعه کردم روزها و هفته ها از موضوعات مطرح شده در پرونده خوابم نمی برد.

دبیر کمیته تحقیق وتفحص قوه قضائیه در جمع دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا به پرونده هایی که وی و گروه تحقیق و تفحص بررسی کرده اند، پرداخت و گفت: یک آقایی آمد گفت یک پسر معلول جسمی دارم و می خواهم یک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم در دل همان موسسه زیر نظر خودم باشد. موسسه را ثبت کردند. بعد آمد گفت که اقا من ساپورت مالی می خواهم، نظام به ما برای این اقدام کمک کند. گفتند چه کمکی؟ ایشان گفت فلان معدن، سنگ مرمر دهبید فارس را بدهید به ما![دهبید بهترین معدن سنگ مرمردنیا و از منابع انفال جمهوری اسلامی ایران است]. بالاخره این اقدام انجام شد و معدن به ایشان واگذار شد. بعد از چند وقت گفت این کافی نیست! فلان معدن در زنجان را هم به من واگذار کنید و تا به حال این آقا که از علماست و مردم پشت سرش هم نماز می خوانند ،چهار معدن را به بهانه ساپورت یک موسسه توانبخشی تصاحب کرده!

در این زمان دانشجویان با اصرار فراوان از پالیزدار خواستند که وی نام این این شخص را بگوید. پالیزدار سرانجام تسلیم دانشجویان شد و گفت: آیت الله امامی کاشانی، استاد اخلاق و نمی دانم چه و چه که امام جمعه موقت تهران است.

نامزد "یاران احمدی نژاد"[پس از آنکه ائتلاف رایحه خوش خدمت یا حامیان رئیس جمهور به سه دسته منشعب شدند، پالیزدار به گروه یاران احمدی نژاد پیوست] در انتخابات شورای شهر تهران ، در ادامه افزود: رفتیم جلوتر دیدیم ، یک دانشکده ای را از مقام معظم رهبری اجازه تاسیس اش را گرفتند. آمدند نزد مقام معظم رهبری گفتند که می خواهیم یک دانشگاه علوم قضایی برای خواهران بسازیم در قم. با این توضیح که خواهران، به کارهای قضایی [اعم از بازجویی و بازپرسی و غیره] بانوان برسند. آقا هم استقبال کردند و مجوز تاسیس دانشکده را به این عده دادند.

بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی، نامه نوشتند به آقای نعمت زاده [وزیر صنایع دولت هاشمی رفسنجانی] مقام فعلی وزارت نفت که محبت فرمایید برای تاسیس دانشکده قضایی خواهران، کارخانه لاستیک دنا! را کارشناسی کنید جهت این دانشکده! از آنجا که موسسین دانشکده در دستگاه قضایی دخیل بودند، کارشناسان دادگستری ترسیدند و رقم کارشناسی کارخانه را 126 میلیارد تومان اعلام کردند، تا خوش بحال موسسین دانشکده شود. در حالی که قیمت واقعی ان بیش از 600 میلیارد بود. تازه 126 میلیارد شامل ویلاهای شمال، زمین های شیراز، پول نقد حساب کارخانه در بانک نمی شد. بعد دوباره همان آقا نامه نوشتند به نعمت زاده که محبت فرموده و تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمت زاده هم که از ارث پدریش می بخشید نوشت 50 درصد تخفیف!

دوباره نوشتند محبت فرموده تخفیف دیگری منظور فرمایید! خلاصه بعد از 5 بار نامه نگاری برای گرفتن تخفیف، قیمت را از 126 میلیارد به 10 میلیارد و 300 میلیون رساندند. بعد دوباره همان آقا نوشتند که ما امکان پرداخت این پول را نداریم، نعمت زاده نوشت که 80 درصدش را به اقساط بلند مدت و 20 درصدش را هم نقدی بپردازد، باز گفتند 2 میلیارد هم نداریم نقد بدهیم! ما بررسی کردیم دیدیم انبارهای شرکت دنا، به اندازه کافی محصول دارد! 8-9 ماه مهلت می خواهیم تا اجناس انبار را بفروشیم و 2 میلیارد را بدهیم! نعمت زاده قبول کرد و نوشت سفته ای 9 ماهه به ما بدهید. دوباره گفتند پول هم نداریم سفته بخریم! نعمت زاده هم نامه نوشت برای محمدتقی بانکی، رئیس وقت سازمان صنایع ملی ایران، مبنی بر اینکه 23 میلیون تومان از صندوق برداشت کنید، سفته بخرید، بدهید به آیت الله فلانی و فلانی امضا کنند و کارخانه را تحویل ایشان بدهید.

بعد از چند وقت هم دیدیم که کارخانه در بورس مطرح شد و فروخته شد به پشت پرده هایی که این ها را هدایت می کنند. کسانی مثل گنجی [منظور اکبر گنجی، فعالی سیاسی نیست.] صاحب کارخانه مهرام، صاحب تمام کارخانه های شرکت سرمایه گذاری بانک ملت، صاحب سرمایه گذاری های بانک صادرات است و ... این آیت اللهی که می خواستم نام شان را عرض کنم که برای یک دانشکده درخواست یک کارخانه کردند، این شخص آیت الله یزدی رئیس سابق قوه قضاییه [محمد یزدی در زمان ریاست بر قوه قضائیه این اقدام را انجام داد] دبیر فعلی جامعه روحانیت مبارز، و آقای محمد علی شرعی نماینده مجلس خبرگان از قم بودند.

مجددا آیت الله یزدی نامه نوشت؛ آقای فروزش، حمیدمان بیکار است، ترتیبی اتخاذ فرمایید تا از جنگل های شمال، جهت صادرات چوب بهره مند گردد! همان زمان آقای حمید یزدی مدیرکل حوزه ریاست قوه قضائیه بود! این کار هم انجام شد و جنگل های شمال به تاراج رفت. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی بازداشتگاه در شمال شد. کسی پرونده را به مردم لو داده بود، و گفته بود آقای حمید یزدی چوب های جنگل های شمال را می برند. خانواده شهدا اعتراض کردند، ما نمی توانیم برای نیازمان چوب برداریم اما اقای یزدی می تواند صادر کند؟ دیدند قضیه در حال لو رفتن است، بازداشت شدگان را آزاد کردند.

این ها اسنادش هست، همین جا، اگر لازم شد نشان می دهیم،چون دوستان وزارت اطلاعات گفتند اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادید.

عباس پالیزدار، دبیر و سخنگوی سابق خانه صنعتكاران، با بیان اینکه هر کارخانه ماشین سازی یک سری از ماشین های تولیدی اش بر اثر رعایت نکردن مسائل فنی و ایمنی دچار مشکلی یا شکستگی جک ها، نقص در بدنه و شیشه و همچنین خط خوردگی می شوند،[خودروهای کارشناسی شده] اظهار داشت: کارخانه های ماشین سازی موظفند این ماشین ها را با قیمت پایین و به صورت مزایده به مردم واگذار کنند اما غروی و مدیران قبلی ایران خودرو این کار را انجام نمی دادند و این ماشین ها را در اختیار دوستان خود قرار می دادند.

وی که مقالات با ارزشی از جمله رهبری و رفتارهای سازمانی؛ ناگفته هاي مديريت؛ عدم تحليل درست شرايط زماني و مكاني کشور؛ انقلاب اقتصادي ، درمان اقتصاد بيمار و فلج كشور؛ مشكلات توليدكنندگان با سيستم بانکی را به رشته تحریر در آورده، در ادامه اضافه کرد: ایران خودرو در اقدامی به تمام کارکنان قوه قضاییه یک دستگاه ماشین صفر کیلومتر را به عنوان ماشین کارشناسی شده تحویل داد، کارخانه ایران خوردو بدون هیچ ضابطه ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به نصف قیمت داد و بقیه اش را هم به اقساط که خیلی که ماشین به نامشان شد این قسط را هم نپرداختند. اما همین بذل و بخشش باعث شد صدای خیلی ها در بیاید.

مثلا یکباره بنیادی به نام بنیاد نهج البلاغه آمد گفت که اقا ما هم 500 تا ماشین با این تسهیلات می خواهیم. دوباره چند وقت بعد گفتند 517 خودروی دیگر نیز می خواهیم، حالا فکر می کنید چه کسان اعضای این بنیاد نهج البلاغه هستند؟ آقایان علی اکبر ناطق نوری، رفیق دوست ،عسگر اولادی، حسین دین پرور، معزی.

بعد از این ماجرا باشگاه پرسپولیس به سرپرستی عابدینی 2 هزار خودرو می گیرد.و بنیادی به نام "همگرایی اندیشه" هم صدایشان در آمد که آقا ما هم از این ماشین ها می خواهیم. لازم به گفتن است که بنیاد “همگرایی اندیشه” متعلق به حجت الاسلام فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات و ایت الله علم الهدی [امام جمعه بسیار معتقد و نگران اسلام مشهد] است. تعاونی وزارت کشور 2000 دستگاه، تعاونی صنایع وزارت دفاع فلان قدر، موشک کروز فلان قدر، یک لیست 20-30 عنوانه، ماشین دریافت می کنند اما به اسم کارشناسی، اما در واقع غیر از تعدادی از سری اول همه ماشین های صفر کیلومتر سالم.

شروع با ماشین کارشناسی بود اما بعد ماشین های صفر کیلومتر را دادند به آقایان. ماشین پرشیایی 17 میلیونی را با بهای 8-9 میلیون تومان می دادند به آقایان از دم قسط، آن ها هم چون ماشین به نام شان شده بود، چند قسط را پرداخت می کردند و مابقی را بیخیال می شدند.

اما ماجرا کجا مشخص شد؟ بالاخره این ماشین های کارشناسی شده، که طبق مدارک باید فروخته می شد و در واقع ماشین صفر کیلومتر جای ان تحویل داده شده بود، باید فکری به حال شان می شد. چون طبق اسناد اینها یعنی ماشین های کارشناسی را به نصف قیمت داده بودند و نمی توانستند بگویند که ماشین کارشناسی داریم. آمدند ماشین خراب و کارشناسی شده را بعنوان صفر دادند به مردم. شما حتما بین نزدیکانتان کسانی را می شناسید که خودروی صفر تحویل گرفتند اما هنوز راه نرفته که مشکل پیدا می کند، داخلش درب و داغان است، خط خوردگی دارد و مواردی از این قبیل.

رئیس دفتر ادبی ،مدیر فروش وقت ایران خودرو، در سازمان بازرسی اعتراف کرد که ادبی به من گفت ماشینی را ببرم بدهم به آقای ایکس از معاونین سازمان بازرسی، برای اینکه ماشین جز موارد کارشناسی شده به حساب آید، یک برف پاک کن اش را بشکنم و یک برف پاک کن سالم بگذارم در ماشین!

ببینید با مردم چگونه بازی می کنند. مردم صدایشان درامد. صاحبان 1300 خودرو دنبال مطالباتشان رفتند. رفتند شکایت سازمان بازرسی، سازمان بازرسی هم گفت ای بابا این همان پرونده ای است که ما خودمان گند زدیم. نه می توانیم باز کنیم پرونده را نه ببندیم. بدلیل شاکیان زیاد( 1300-1400 نفر)، مجبور شدند پرونده را ادامه بدهند، پرونده را می برند جلو، همه چیز رو می شود، مسئولین ایران خودرو میایند می گویند به چه کسانی تحویل دادیم و پرونده ماست مالی می شود.

پالیزدار تاکید کرد: من در مقابل شهید باکری ها، همت ها، زین الدین ها مدیونم و نمی توانم سکوت کنم.

پالیزدار در بخش دیگری از سخنان اش با بیان اینکه رئیس جمهور در برخورد با مفاسد اقتصادی با هیچ کس تعارف ندارد اظهار داشت: وقتی گزارشهایی مبنی بر تخلف برادر ریس جمهور به عنوان بازرس ویژه به رئیس جمهور می رسد ،احمدی نژاد فوراً او را بر کنار می کند که بعداً مشخص می شود این گزارشها بی پایه و اساس بوده است که این اقدام رئیس جمهور می تواند امتیاز بزرگی برای ملت ایران باشد.

وی گفت : مورد دیگر، دوازده معدن بزرگ در خراسان متعلق به آیت الله واعظ طبسی است و پرونده المکاسب هم که مربوط به آقازاده واعظ طبسی است.

پالیزدار که با سؤال های متعدد دانشجویان در خصوص بیشترین مفاسد اقتصادی کشور و اینکه چه کسانی در این رابطه دخیل هستند مواجه شد، گفت: اگر بخواهم فقط چند پرونده کوچک مفاسد اقتصادی را بگویم آنوقت می بینید که چه مصیبتی کشور را گرفته که داد رهبر راهم درآورده است.

وی ادامه داد: وقتی طی 16 سال گذشته پرونده هایی از مفاسد اقتصادی بررسی شد و مدیران به دادگاه معرفی شده و دادگاه حکم 5 ریال 10 ریال برای متهمان داده، می فهمید چه مصیبتی بر سر کشور آمده است.[بخش مشترک در سخنرانی دانشگاه همدان و شیراز در هفتم خردادماه]

پالیزدار با بیان اینکه بیشترین مفاسد اقتصادی طی 16 سال گذشته صورت گرفته است اظهار داشت: نمی خواهم بگویم، قبل از آن وجود نداشته، اما در این 16 سال سرعت بیشتری به خود گرفته است. این افراد فاسد که عمدتاً از سران هستند یک شبکه فامیلی مفاسد اقتصادی درست کرده اند که متلاشی کردن و پاره کردن این مفاسد بسیار سخت است.

وی ادامه داد: متأسفانه در دولت نهم هم افرادی به عنوان مفسد وجود دارند که آنقدر قدرت دارند که از دست احمدی نژاد هم کاری ساخته نیست.

شما نگاه کنید، که اقای احمدی نژاد چقدر جلوی پایش سنگ اندازی می شود، راست می گوید یک نخ را بکشید صدای خیلی ها در میاید، اینقدر اینها قوی هستند که بسادگی نمی توان حریف آنان شد و واقعا کمک مردمی می طلبد.

وی سپس اشاره کرد، الان تلویزیون مرا همراهی نمی کند، اما در زمان خاتمی بنا به دلایل سیاسی، تلویزیون همراهی می کرد.

وی گفت: یک برنامه ای به نام "تا انتها" در بحث قاچاق کالا و ارز در شبکه خبر اجرا می شد که من بعنوان کارشناس در آن شرکت داشتم. ده جلسه برنامه بود، 4 جلسه اش هیچکس جرأت نکرد بیاید جواب بدهد. تا اینکه بالاخره آقای قالیباف، بهرامی از وزارت بازرگانی و معاون گمرک آمدند و جواب هایی هم دادند.

در یکی از برنامه ها که مربوط به قاچاق کالا در فرودگاه پیام بود، مدام معاون گمرک می گفت، آقای عین ت [عباس تقی زاده بچه شابدوالعظیم] یکی از سرشاخه های اصلی است، که با او برخورد نمی شود، مدام نام این آقای عین ت را می اورد. که هنوز آزاد است. قبل از جلسه بهشتیان ،معاون گمرک ،به من گفت که آقای عین ت با ماشین پاترول امده در دژبانی را شکسته وارد شده و نگهبانان را هم کتک زده و کالاهایش را از گمرک تحویل گرفته، من چگونه با همچین فردی که پشتش آقای ناطق نوری است برخورد کنم؟ اگر به این موارد نمی پردازید و بحث را کارشناسی ادامه می دهید و به من گیر نمی دهید، من در برنامه تلویزیونی شرکت می کنم، من هم به او گفتم باشه! من چیزی نمی گویم. تا برنامه اغاز شد گفتم شما خودتان قبل از برنامه درباره آقای عباس تقی زاده چنین گفتید. این آقای تقی زاده 1100 پرونده دارد. فردای ان روز قالیباف امد گفت مژده ای برای شما دارم، تقی زاده را شبانه بازداشت کردیم. البته سرکاری دیگه!

وی سپس به موضوع قاچاق سیگار اشاره کرد، که چگونه 40 میلیارد نخ سیگار قاچاق در آن مقطع وارد کشور می شد، و تصریح کرد: کارخانه جات کشور در سیستان، تهران و رشت علیرغم اینکه می توانستند 51 میلیارد نخ سیگار نیاز کشور را تولید کنند اما ابلاغ رسمی داشتند که 14 میلیارد نخ تولید کنند، که همان را هم تولید نمی کردند و 10 میلیارد نخ تولید می کردند. توتون ایران که یکی از بهترین توتون ها بود می فروختیم تا با توتون ویرجینیا مخلوط شود و بقولی خوشمزه ترین سیگارها در خارج تولید شود و دوباره ما آن ها را وارد کنیم. ما می توانستیم توتون ویرجینیا را با قردادهای مشخص وارد کنیم و این سیگار را خودمان تولید کنیم. اگر خودمان تولید می کردیم 15000 شغل ایجاد می شد. همین الان که واردات قانونی شده و البته تولید نیز افزایش پیدا نکرده، بین 15 تا 20 میلیارد نخ سیگار قاچاق وارد می شد. قاچاقچی های ان هم مشخص هستند.

در بحث مواد مخدر نیز همینطور است، مدام می گویند یک تن این طرف مرز و فلان قدر در کجا گرفته ایم! چیزی در حدود 100 تن در روز مواد مخدر در کشور توزیع می شود، یک کیلو و دو کیلو نیست. من این موضوعات را به مسئولین وقت ستاد مبارزه با مواد مخدر آقای زرگر و سردار ابو در برنامه تلویزیونی گفتگوی ویژه خبری گفتم، که روزی در کشور بالغ بر 100 تن مواد مخدر توزیع می شود، شما چه فکر کرده اید درباره مردم، فکر کردید مردم نمی فهمند چه کسی این ها را وارد می کند؟ در همان مقطع این تجارت 18000 میلیارد تومان منافع سوداگران را تامین می کرد. یعنی نزدیک 16 درصد تولید ناخالص داخلی کشور، همان موقع گفتم آن وقت این عدد، رقمی است که توی متکا یا ساک بریزند و جابه جا کنند؟! طبیعتا باید بریزند در حساب بانک های کشور، یعنی شما متوجه نمی شوید این مقدار پول را چه کسی در بانک ها واریز می کند و چه کسی برداشت می کند؟ که آقایان در پاسخ زدند به صحرای کربلا، که حیدری مجری برنامه گفت، اینها که شما می گویید پاسخ آقای پالیزدار نیست! که پاسخی هم ندادند.

جلسه بعدی من نبودم، امدند گفتند اصلا 100 تن مواد مخدر در افغانستان تولید نمی شود، آقای پالیزدار اشتباه کرده، من سریعا با دفتر گفت و گوی ویژه خبری تماس گرفتم، خواستم بروم روی خط جواب بدهم، گفتند به ما گفته شده که قضیه را ماست مالی کنیم!

وی تأکید کرد: از هر زاویه ای بخواهیم به مفاسد اقتصادی بنگریم مصیبت بیشتری را خواهیم دید و نگرانی تان افزوده تر خواهد شد.

پالیزدار در پاسخ به سئوالی دربارۀ سفر پوتین به ایران و رژیم حقوقی دریای خزر، این سفر را یک سفر سیاسی خواند و اظهار داشت: در این سفر هیچ گونه معامله در خصوص دریای خزر صورت نگرفت فقط روسیه در رابطه با سپر موشکی آمریکا در یکی از کشورهای اروپایی از ایران کمک می خواست.

پالیزدار در خصوص تغییر دانش جعفری گفت: دانش جعفری یکی از مهمترین قولهایی که به رئیس جمهوری، داد حذف ربا از اقتصاد کشور بود و گفته بود که شرایط را به سمتی پیش می برم که ربا حذف شود اما نه تنها این کاررا نکرد اصلاً به دنبال این مسئله هم نبود لذا رئیس جمهوری به گفته خودش در سه سوت دانش جعفری را بر کنار کرد. همان موقع هم رئیس ستاد آقای احمدی نژاد گفتند که دانش جعفری این کاره نیست. عملکرد دانش جعفری و همکاران وی نشان می دهد که آن ها به سمتی که قرار بود ،نرفتند.

وی سپس به سازمان برنامه اشاره کرده، و بعد از بر شمردن وظایف سازمان برنامه و بودجه تصریح کرد: دلیل اینکه آقای احمدی نژاد سازمان برنامه و بودجه را از شکل قبلی اش خارج کرد، آن بود که سازمان برنامه غیر از سیاستگذاری متولی توزیع پول هم شده بود و در توزیع پول با مدیران وزارت خانه ها معامله می کردند ، مثلا فلانی را بگذارید مدیر، تا ما بودجه وزارت خانه تان را تایید کنیم، و مواردی از این دست، که باعث می شد بودجه در موعد مقرر به برنامه های اجرایی تزریق نشود و کاری هم در کشور انجام نشود، سازمان برنامه خودش یک مافیا شده بود. حرکت احمدی نژاد مفید بود و در آینده مشخص خواهد شد. سیاستگذاری ها هنوز در دست سازمان برنامه است اما توزیع بودجه در دست استانداری هاست.

وی اقدام رئیس جمهور را در تغییر وضعیت سازمان برنامه ریزی ستود و گفت: با توجه به اینکه این سازمان کارش تقسیم و توزیع بودجه شده بود لذا به وظیفه اش به درستی عمل نمی کرد و با دستگاه های اجرایی با پست و مقام معامله می کرد، که دیگر این اتفاق نمی افتد.

پالیزدار سپس در پاسخ به این پرسش که آقای جنتی چطور؟ گفت: من اطلاعات مستندی در مورد ایشان ندارم، چیزهای شنیده ام اما پرونده ای ندیده ام، بنابراین نمی توانم حرفی بزنم چون از صحت آن اطلاعی ندارم.

پالیزدار سپس در پاسخ به سئوال مشکوک بودن فوت وزیر دادگستری، وزیر سابق راه و فرماندهان سپاه گفت:فوت وزیر دادگستری در جاده ی تهران قم یک حادثه طبیعی بود. کریمی راد[وزیر دادگستری فقید] از جمله کسانی بود که در مبارزه با مفاسد جدی بود اما در بعضی موارد خیلی زیاده روی می کرد به طوری که در قضیه معدن خاک سرخ جزیره هرمز بدون دلیل استخراج از معدن را متوقف کرد به خاطر اینکه اعلام شده بود این معدن وابسته به آیت الله خزعلی است که مشخص شد چنین چیزی در کار نیست.

وی درباره سقوط هواپیمای شهید حاج احمد کاظمی [فرمانده فقید نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی] نیز گفت: این پرونده را من بررسی نکرده ام و اطلاعاتی در این زمینه ندارم، اما اسناد سقوط یاک 40، همان هواپیمایی که مرحوم دادمان [وزیر راه و ترابری زمان خاتمی] و تعدادی از نمایندگان مجلس در آن حضور داشتند، را بررسی کرده ام. سقوط یاک 40 به تعبیر کارشناسان عمدی بود، دلیل عمدی بودن آن، این بود که خلبان این هواپیما روسی بود، و طبق قانون بین المللی یعنی ماده 6 قانون شیکاگو این خلبان به دلیل اینکه در مسیر پروازی مذکور تا به حال نه کمک خلبان بوده و نه ناظر پرواز، مجاز به پرواز کردن نبود، اما به او فشار می آورند که پرواز کند. [خلبان روسی هم اعلام می کند که طبق قانون من مجاز نیستم این هواپیما را هدایت کنم.] همچنین خلبان در مورد نقص فنی هواپیما هشدار می دهد، اما اصرار می شود که پرواز کنید، باز تیم پروازی بدی وضع هوا را متذکر می شود که باز به فشار می آورند که هواپیما باید پرواز کند، که سرانجام به سقوط ختم شد. اما نمی دانم در مورد شهید کاظمی با توجه به شکننده بودن ایشان باید بگویم آری یا نه. اطلاعی ندارم.

وی در مورد مافیای شکر گفت، اجازه بدهید اخرش را نگویم، اما معاونش شخصی به نام آقای مدلل هست که داماد یکی از علمای اعلام هست و پایین دست تر از او آقای محمدرضا یوسفی بود که الان در زندان است. فقط نکته ای را بگویم، ان هم اینکه چقدر پول اینها به جیب ریختند که حاضر بودند با ریختن 700 میلیارد تومان به حساب دولت پرونده مختومه بشود. در یک مورد کارخانه قندی که در کرج این آقا خرید، مبلغ پرداختی، قیمت ده درصد عیار باغات سیب کرج هم نمی شود. حالا حساب کنید ماشین آلات، مواد اولیه و خود زمین و...

پالیزدار در پاسخ به این سئوال که چرا از خانواده هاشمی نامی نمی برید، گفت: یادم رفته بود، الان می گویم؛موضوع آقای هاشمی خودش به تنهایی یک جلسه برای بررسی وقت می خواهد. آنقدر مفاسد اقتصادی این خانواده زیاد است که اصلاً قابل گفتن نیست .اما یکی از مفاسد اقتصادی این خانواده اینکه میلیاردها دلار از محل عدم پرداخت عوارض به دولت برای واردات خودروی دِوو درآمد کسب کردند. قانون این بود که هرکسی تنها بتواند 20 درصد خودرو یا قطعات خودرو را بدون پرداخت عوارض می تواند وارد کند. چنانچه بیشتر وارد شود باید عوارض 135-140 درصدی پرداخت شود. خانواده آقای هاشمی آمدند با استفاده از خلاء قانونی گفتند حسن می تواند 20 درصد وارد کند، خب مابقی 20 درصد ها را حسین و بیژن و هوشنگ می توانند وارد کنند، بدون پرداخت عوارض. 5 تا 20 درصد هم می شود 100 درصد. میلیارد ها دلار از طریق عدم پرداخت عوارض به دولت ،منافع بردند. این تنها یکی از موارد بود که به خانواده آقای هاشمی بر می گردد.

وی ادامه داد: یک سوم جزیره کیش، پارک جنگلی در شمال را هم باید از دیگر مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی دانست.

وی تصریح کرد: در حال حاضر اسطبل اسب های فائزه خانم، دختر آقای هاشمی فقط روزی 100 هزار تومان پول هندوانه هایی است که برای اسب هایش مصرف می شود. و شرکت چند میلیاردی نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر آقای هاشمی در کانادا را هم دیگر که قابل گفتن نیست.

وی سپس گفت: کدام را بگویم، هر کدام را بگویم مشمئز کننده و ناراحت کننده است.

پالیزدار تأکید کرد: آنقدر سطح جسارت این خانواده بالا رفته که رسماً خطا می کنند. حالا می خواد خطای مالی باشه یا خطای اخلاقی.

وی ادامه داد: مهدی هاشمی که در سازمان مدیریت بهینه سازی سوخت مدیریت می کرد با استخدام زیباترین و خوشگل ترین دختران از آنها چه بهره هایی برد و چه سوء استفاده هایی که نکرد و بعداً از طریق یکی از بانوانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته بود و در دوره آقای احمدی نژاد شکایت کرد و فیلمی که از اتاق او کشف شد عمق کثیف کاری های او را مشخص کرد.

آنچنان که امید مالکی یکی از دانشجویان حاضر در این نشست می گوید؛ پالیزدار همچنین در خصوص پرونده شهرام جزایری سخنانی گفته است، وی به نقل از پالیزدار می گوید: پرونده شهرام جزایری هم مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادی دیگر است ولی چون شهرام جزایری اسامی یک سری مفسدا اقتصادی و افراد وابسته را اعلام کرده بود، مورد ضرب قرار گرفت چرا که منافع بسیاری از علما و سران را به خطر انداخت.

وی همچنین با اشاره به تخلفات و مفاسد اقتصادی خانواده لاریجانی تصریح کرد: چه کسی آقای لاریجانی را به عنوان اصلح معرفی کرده که حالا می خواهند او را رئیس مجلس هم بکنند.[این بخش را هیچ یک از حضار در دانشگاه همدان، از پالیزدار در زمان سخنرانی اش نشنیده است. برخی آن را دروغ می پندارند مانند اغلب حضار و انجمن جامعه اسلامی دانشگاه همدان و برخی دیگر می گویند او بعد از سخنرانی این مطلب را بصورت خصوصی به برخی از حضار گفته است.اما دانشجویان دانشکده حقوق شیراز تاکید می کنند در سخنرانی هفتم خرداد این سخنان نیز گفته شده است.]

مالکی بر اساس شنیده هایش می گوید؛ پالیزدار در بخشی دیگری از سخنان خود اشاره کرد: آقای علی المهدی [امام جمعه مشهد] و فلاحیان [وزیر اطلاعات سابق] طی چند مرحله ماشین های فراوانی را دریافت می کنند و وقتی که ماجرا مشخص می شود، وزیر صنایع سابق مورد مواخذه قرار می گیرد و دادگاه برای او حکم شلاق و یک سال زندان را در نظر می گیرد.

گفتنی است این 3 بخش، همان ضمائمی است که میان آن اختلاف وجود دارد. اما به صراحت می توان گفت این سخنان در دانشگاه شیراز ایراد شده است. حراست دانشگاه بر این امر تاکید کرده اما مسئولین برگزار کننده آن را تکذیب می کنند. لازم به ذکر است در فیلم نیز این بخش ها مشاهده نمی شود، اما با توجه به اینکه فیلم در بسیاری از دقایق مونتاژ ضعیفی شده به نظر می رسد که حذفیاتی نیز در این فیلم وجود داشته باشد.

این جلسه تبعات بسیاری داشت، بر اساس رای هیئت نظارت دانشگاه بوعلی ‌سینای همدان، كلیه فعالیت‌های جامعه اسلامی دانشجویان این دانشگاه به مدت 3 ماه متوقف شد.

در متن نامه‌ای كه به امضای اردشیر خزائی رئیس دانشگاه بوعلی ‌سینا و رئیس هیئت نظارت بر تشكل‌های اسلامی دانشگاهیان در این دانشگاه برای جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی‌ سینای همدان ارسال شده، آمده‌ است: احتراما با استناد به جلسه مورخ 1/3/87 هیئت نظارت و هیئت منصفه دانشگاه با حضور دبیر و نمایندگان محترم آن تشكل در خصوص رسیدگی به تخلف صورت گرفته بدین وسیله رای هیات نظارت بر اساس ماده 18 آئین‌نامه تشكل‌ها به شرح زیر ابلاغ می گردد: "كلیه فعالیت‌های جامعه اسلامی دانشجویان به مدت 3 ماه متوقف می‌گردد." بدیهی است كه زمان اجرای رای با لحاظ 10 روز مهلت اعتراض، طبق مواد آئین‌نامه تشكل‌ها مصوب جلسه 449 شورای عالی انقلاب فرهنگی مورخ 6/7/87 قابل اجرا خواهد بود.

عبدالله مرادی دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان كه مسئولیت را به آرانی‌نژاد تحویل داده‌ ، با اشاره به سخنرانی عباس پالیزار با موضوع «گزارشی از پرونده‌های مفاسد اقتصادی» در 14 اردیبهشت در این دانشگاه، اظهار داشت که حراست دانشگاه گزارشی را از این جلسه ارائه كرده كه بر اساس آن از 44 نفر و از جمله 9 روحانی در پرونده‌های مفاسد اقتصادی نام برده ‌می‌شود.

وی در ادامه بخشی از گزارش حراست دانشگاه را غیرواقعی دانست و افزود: رئیس دانشگاه به ما گفت كه بر اساس درخواست وزیر علوم و گزارش حراست، شما را خواستیم تا ابهاماتی را برطرف كنیم، به همین خاطر ما نامه‌ای به وزیر علوم نوشته و شكایت رسمی ایشان را مطالبه كردیم.

اما مسئولین قوه قضائیه و هیئت تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه پاسخ درستی به پرسش ها نمی دهند، برخی می گویند؛ عباس پالیزدار مدتی را با هیئت تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه همكاری می‌كرده، برخی دیگر حرفهای او مبنی بر دبیری این هیئت را تایید می کنند.

همچنان گفته می شود که یک هفته پس از این ماجرا ، سی دی این نشست لو رفته و در دسترس مردم همدان قرار گرفته، که می توان با کمی پرس و جو از سی دی فروشی های غیر مجاز ان را تهیه کرد.

از سوی دیگر گفته می شود هیئت موتلفه، بشدت دنبال پیگیری این موضوع است. گفته می شود به دلیل اینکه اتهامات وارده از سوی پالیزدار هنوز اثبات نشده، وی تحت تعقیب قضایی قرار خواهد گرفت. یک مقام دادگستری همدان امروز ظهر در گفت و گو با من گفت: هنوز کسی از وی شکایت نکرده ولی گمان می کنم با انتشار این خبرها، از وی شکایت کنند. دادگستری تهران از ثبت شکایت در این خصوص اظهار بی اطلاعی کرد.

لینک فیلم سخنرانی آقای پالیزدار برای دانلود مستقیم از فور شیرد

پ.ن: این مطلب شدیدا تحت قوانین کپی رایت است. هرکس می خواهد این مطلب را نقل کند یا باید بصورت مستقیم لینک آن را بدهد، یا اینکه تمام مطلب را یکجا بعلاوه توضیح بالا نقل کند. این توضیح مختص سایت هایی چون پیک نت و روزنامه هایی چون کیهان است که مطالب را مصادره به مطلوب می کنند و هرجایی که به مذاق شان خوش نیاید حذف می کنند. هرکس نوشتار این مطلب را نقل می کند موظف است توضیح بالایی آن را نیز نقل کند.

پ.ن2: تنها سایتی که مجاز به دخل و تصرف در این مطلب بدون آوردن نام منبع است، سایت خبری انتخاب است.

پ.ن3: زنده باد صلح؛ گزارش تکمیلی ام را در انتخاب بخوانید.

 

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي
می گويند

 

باید بساط

جماران برچیده

 شود

 

 

 

 

 

 

 

هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد

همزمان با فرارسيدن ايام سوگواری شهادت دخت نبی مكرم اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) و نوزدهمین سالگرد ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره)، مراسمی از سوی حضرت آیت الله طاهری در حسینیه اعظم اصفهان با حضور جمع كثیری از چهره‌های سیاسی و انقلابی اصفهان و و دوستداران امام عظیم‌الشان برگزار شد.

به گزارش سايت یاران باران، حجت‌الاسلام و المسلمین علی‌اكبر محتشمی‌پور عضو شورای مركزی مجمع روحانیون مبارز طی سخنانی در این مراسم  همزمانی نوزدهمین سالگرد ارتحال امام با شهادت حضرت زهرا(س) را دارای رمز و رازهای بسیاری دانست و گفت: پیامبر اکرم در کمال قدرت، مظلومیت و تنهایی ظهور کرد و اسلام را به مدت 13 سال در سخت ترین شرایط مکه ترویج داد و پس از ورود و هجرت به مدینه، اسلام رفته رفته گسترش پیدا کرد و اسلام به اوج قدرت و عزت خود رسید و در این زمان بود که پیامبر خبر داد به زودی اسلام بار دیگر غریب خواهد شد و پس از رحلت پیامبر اسلام دوران غربت اسلام آغاز شد.

گسترش اسلام به معنای گسترش ظاهری و مادی نیست
 وی افزود: پس از رحلت پیامبر و در دوران خلیفه اول، دوم و سوم از نظر ظاهری شاهد گسترش اسلام  از جزیره العرب به بسیاری از کشورهای مختلف هستیم، ولی از نظر واقعی اسلام در غربت به سر می برد. زیرا گسترش اسلام به معنای گسترش ظاهری و مادی نیست و افرادی که دین و انقلاب جهانی اسلام را درکنار پیامبر ایجاد و پایه گذاری کردند، در ثبات و استقرار آن خانه نشین شدند و اسلام به تبع یاران حقیقی و مروجان حقیقی خود غریب شد.

محتشمی پور تصریح کرد: وقتی علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و دیگر اصحاب و یاران حقیقی پیامبر خانه نشین می شوند و تبیین کنندگان اسلام ناب از جامعه کنار گاشته شده و حضور ندارند، اینجاست که خطر اسلام را تهدید می کند و چگونه است که پس از 1400 سال تاریخ دوباره تکرار می شود و مشاهده می کنیم فرزند برومند پیامبر یعنی خمینی کبیر، همان تهمت ها و افتراها که به پیامبر در مکه وارد شد ، به فرزندش در نجف وارد می شد و مزدوران آمریکا و شاه زندگی سختی برای امام خمینی در نجف بوجود آورده بودند و چهره های مورد اعتماد مردم در زمان شاه در گوشه زندان مورد هتک حرمت قرار گرفته بودند.

این نظام بر پایه خواست مردم بنا شد
این عضو مجمع روحانیون مبارز مردم سالاری را از اصول غیرقابل خدشه انقلاب که امام بر آن تاکید داشتند دانست و گفت: دو رکن اصلی پیدایش انقلاب، اسلام و جمهوریت یعنی حضور مردم است و این نظام بر پایه خواست مردم بنا شد و وقتی امام دم از جمهوری می زند بر اساس شناخت از اسلام و تمام ادیان آسمانی بود نه یک شعار و فریب.

مجموعه ای که یک روز هم با انقلاب و امام نبودند، امروز مفسر انقلاب شده اند
محتشمی پور افزود: آیا این مظلومیت انقلاب و امام نیست که تمام کسانی که همراه امام بودند کنار روند و مجموعه ای که یک روز هم با انقلاب و امام نبودند بیایند و داعیه دار و مفسر انقلاب اسلامی شوند و به نام امام در قم موسسه ایجاد کنند و افرادی که امروز در میان پایگاه های نظامی حضور می یابند و افکار خود را به نام افکار امام به جوانان القا می کنند یک ذره به تفکر امام ایمان نداشته و ندارند و نخواهند داشت.

فرقه مصباحیه به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است
وی با اشاره به بعضی افکار که امروز به نام افکار امام خمینی در جامعه منتشر می شود گفت: فردی مطرح می کند که این جمهوریت که امام از آن دم می زند بر اساس مقتضیات قبل از انقلاب مطرح شده است و گرنه رای مردم ملاک نیست و در اسلام جمهوری نداریم، یعنی این آقا که در راس فرقه مصباحیه قرار گرفته است به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است.
وی افزود: رای مردم  از اصول اسلامی است و تا مردم بیعت نکنند و رای ندهند هیچ کس مشروعیت پیدا نمی کند و این از اصول غیرقابل خدشه اسلامی است.
محتشمی پور می گوید: مصباح که یک روز هم در جنگ نبوده، امروز در پایگاههای بسیج حضور پیدا می کند.

هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد
وی خاطرنشان كرد:متاسفانه امروز افرادی که مسائل اولیه اسلام را درک نکرده اند ایدئولوگ یک جریان تندرو شده اند و هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادی که هیچ اهمیتی برای مردم، ملت ایران و جوانانی که به عنوان یک رکن از ارکان انقلاب برای امام مطرح بودند قائل نیستند، از افکار امام پیروی نمی کنند.
 امام جوانان را از 15 خرداد تا 22 بهمن و پایان عمر شریفش از سرمایه های انقلاب و کشور می دانست و برای آن ها اهمیت زیادی قائل بود در حالی که شما آن ها را افرادی منحرف، بی دین و هرزه معرفی می کنید و آیا پیامبر اینگونه مردم را ارشاد میکرد و امام اینگونه ملت را به صحنه آورد؟  وی افزود: انقلاب و نظام منهای مردم مساوی با صفر است و اگر مردم نباشند نظامی وجود ندارد.

امام هرگز تفکر مصباح یزدی را قبول نداشت
این عضو مجمع روحانیون مبارز افزود: جریان مصباحیه حتی یک روز هم به جبهه نرفت و چگونه است که امروز داعیه دار آن شده است و در پایگاه های بسیج حضور می یابد. مصباح یزدی هیچ مسئولیتی در دوران امام نداشت و امام هرگز تفکر او را قبول نداشت. از سال 44 در تمام اعلامیه هایی که علما و روحانیون قم و شهرستان ها امضا کرده اند حتی یک امضا از این آقا دیده نمی شود و چه شد این افراد اینگونه انقلابی شدند؟

 شمایی که یک عمر خون به دل امام کردید، شما متحجران و شما مقدس نماها که وقتی دیدید امام سر بر زمین گذاشت برخاستید...آیا اینان همان مسلمانان بعد از فتح مکه نیستند که آمدند و خاندان پیامبر را خانه نشین کردند؟ آیا مثل اینان مثل خوارج نیست که تفکر همه را به غیر از تفکر خود تکفیر می کنند و امروز شخصیت های انقلاب توسط همین افراد تکفیر می شوند.

امام معتقد بودند هیچ کس قیم مردم نیست
محتشمی پور با اشاره به اندیشه والای امام خمینی گفت: اهمیت امام در تلفیقی از اندیشه، گفتار، کردار و عملکرد امام بود و ایشان دارای رسالت و اندیشه بزرگ برای آزادی همه نسل هاست و امام اعلام می کنند شاه باید برود و نظام ستم شاهی باید سقوط کند تا ملت ایران خود برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند. امام معتقد بودند مردم راه درست را انتخاب می کنند و هیچ کسی قیم مردم نیست و کسی نمی تواند از طرف مردم صحبت کند.

وی افزود: این رابطه امام با مردم است و امام اینگونه انقلاب را به پیروزی رساند. حال آیا امام مانند شما اهل دنیا ، متحجران و مادی گرایان در لباس تقدس در حال دغل کاری بود که اینگونه امام را معرفی می کنید؟ امروز با خطری بزرگ مواجهیم و آن خارج کردن یاران امام از صحنه است تا مجموعه ای که ریشه ای در انقلاب، نظام و مردم ندارند بیایند و از موضع مردم و انقلاب صحبت کنند.

عزت امروز به خاطر امام، انقلاب و این مردم است
وی با بیان اینکه امروز افرادی به دنبال به حاشیه بردن یاران امام هستند گفت: امروز افرادی مطرح می کنند که باید دیگر بساط جماران برچیده شود، وقتی از آن ها می پرسیم منظور برچیدن خانه امام است یا حسینیه جماران می گویند خیر! منظور این است که بساط افرادی که از یاران امام بودند و هر وقت اشکالی می بینند، اشکال تراشی می کنند و فضای جامعه رابه زمان امام می برند باید برچیده شود.
میگویند کسانی که امام را درک کرده اند و اندیشه امام را می دانند باید بساطشان جمع شود.

ولی بدانید ای مقدس نماها و ای متحجرین که اگر امروز پایگاه و شخصیت و کرامت ظاهری دارید همه از پر قبای آن پیر عارف است وگرنه در زمان شاه که بودید؟ و چگونه با شما صحبت می شد؟ و امروز اینگونه عزت پیدا کرده اید و عزت امروز شما به خاطر امام، انقلاب و این مردم است. وی افزود:این توهین های زیادی که بر علیه نوه حضرت امام در روزنامه ها، نشریات و سایت ها مطرح کردند به خاطر همین اعتقاد است که باید بساط جماران برچیده شود و امروز من، شما و همه آحاد مردم مسئولیم .

نظارت استصوابی با روح قانون اساسی مغایرت دارد
محتشمی‌پور با بیان این‌كه " اسلام ناب، اسلام قدرت، حکمت و عزت تمام مردم است" تصریح كرد: امام به دنیال اسلام ناب بود نه اسلام مرفهین بی درد، و اسلام ناب، اسلام قدرت، حکمت و عزت تمام مردم است. نه اینکه مردم محتاج حکومت باشند و این حکومت است که محتاج مردم است. 
وی افزود: متاسفانه کارهایی انجام داده اند که باعث خواری نظام است و در نظام جمهوری اسلامی ایران باید حرف مردم ملاک عمل قرار گیرد نه اینکه شورای نگهبان و هیئت های اجرایی برای مردم تصمیم گیرند.

 وی با تاکید بر اینکه "اگر قانونی باشد که روح انتخاب را از مردم بگیرد با قانون اساسی مغایرت دارد" گفت: نظارت استصوابی با روح قانون اساسی مغایرت دارد ولا اینکه در مجلس چهارم به تصویب رسیده باشد و کدام عقل سلیمی چنین چیزی را می پذیرد. وی در پایان افزود: امیدواریم تصمیم گیرندگان اصلی به خود بیایند و همه دلسوزان انقلاب بار دیگر بیایند و به یاری این اسلام و نظام برسند و این انقلاب را از دست نااهلان نجات دهند.

در ابتدای جلسه حجت‌الاسلام و المسلمین محتشمی‌پور، ضمن تشکر از دعوت آیت الله طاهری در تمجید شخصیت ایشان گفت: بنده همواره خود را در برابر چنین شخصیت هایی کوچک میینم و دست این بزرگواران را می بوسم و امیدوارم خداوند سلامتی و طول عمر برای این شخصیت های بزرگ که تضمین کننده انقلاب هستند عنایت فرماید.

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي

 

هَوُِروَتات

 

 

هَوُِروَتات(خرداد) در لغت به معنی دانش و کمال بوده و پنجمین امشاسپندان آیین زرتشت در ایران باستان می باشد که به نگهبانی آب گماشته شده است. خرداد حامل حوادث تلخ و شیرین فراوانی است که در اینجا به پاره ای از آنان خواهم پرداخت.

 

ا- پانزده خرداد 1342 جلوه ای دیگر از آزادی خواهی تاریخی ملت ایران رخنمون می گردد

 

 

 

 

.

 

 

۲- دوازده خرداد 1346 این کمترین نیز بسان اسلاف خود در دادگاه عدل الهی محکوم به هبوط

 بر زمین و  گذران دوران تبعید خویش تا پایان عمر بر روی این کره خاکی گردیده و چشم به جهان گشودم.

 

 

 

۳- بیست و نهم خرداد 1356 دوران تبعید دکتر شریعتی در زمین به پایان رسیده و سوار بر تندر رهوار شهادت به سرزمین اصلی و ابدی خویش یعنی لقا الله عزیمت می نماید.

 

 

 

۴- در روز 30 خرداد 1360 سازمان مجاهدین خلق با نظام جمهوری اسلامی رسما وارد درگیری مسلحانه شد تا برای همیشه خشونت را جایگزین گفتگو نماید.

 

 

 

 

۵- در 31 خرداد 1360 انقلاب اسلامی ملت ایران یکی از بازوهای قدرتمند و کم نظیر خود یعنی شهید مصطفی چمران را در جبهه های جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران اسلامی از دست می دهد . و بدینوسیله شهید چمران از قفس تنگ تن آزاد می گردد.

 

 

 

۶-  سوم خرداد 1361 رزمندگان سپاه اسلام با خلق یکی از بزرگترین حماسه های تاریخی ملت ایران خرمشهر را از اشغال رژیم بعث عراق آزاد نمودند.

 

 

 

۷- در چهاردهم خرداد 1368 روح خدا به خدا پیوست. ونه تنها ملت ایران بلکه تمام ملل مسلمان در بند جهان را عزادار کرد.

 

 

۸- و سر انجام در دوم خرداد 1376 با پیروزی خیره کننده ملت ایران در مقابل تمام مبادی قدرت که منجر به انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران اسلامی گردید روحی دوباره در کالبد حرکت تاریخی آزادیخواهی ملت دمیده شد.

 

 

 

در پایان بار دیگر ضمن گرامی داشت یاد و خاطره تمام شهیدان راه آزادی ، سالگرد عروج ملکوتی بزرگ پرچم دار آزادی و معنویت در عصر حاضر امام خمینی (ره) را به کلیه علاقه مندان آن عزیز تسلیت می گویم.

ارسال در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تحلیلی بر کارنامه مجلس هفتم و چشم انداز مجلس هشتم

 

حقیقت مجلس در کلام بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره):

 

<<مجلس در راس همه امور است>>

 

از مجلس چهارم که اولین مجلس بعد از رحلت حضرت امام(ره) بود ، با فرمانی نا

نوشته مجلس پیمایش اولین پله های تنزل و سقوط از راس به سوی مراتب پایینتر

امور را آغاز کرد. سرعت این سقوط به حدی بود که وقتی به دست اندازاراده ملت در

دوم خرداد 76 برخورد کرد اندکی از زمین بلند شد (تشکیل مجلس ششم) تا چند پله را

 یکجا و با هم سقوط نماید و به مجلس هفتم برسد.تشکیل مجلس ششم ، علاقه مندان به انقلاب و نظام را به این اشتباه انداخت که منحنی تنزل مجلس به نقطه عطف خود رسیده و در آینده ای نزدیک به راس امور باز خواهد گشت. در صورتی که این نقطه عطف آغاز پالس سقوطی با دامنه بزرگتر بود. هرچند مجلس ششم نیز با مجلس آرمانی ملت فرسنگها فاصله داشت لیکن دست های نامرئی قدرت و همان فرمان نا نوشته همین مجلس را نیز چنان به بند کشید که در عمل به یکی از بی تاثیر ترین مجالس دنیا بدل شد. تا دیگر ملت ایران برای همیشه سودای تشکیل مجلسی در راس امور را از ذهن خود بزداید. نگارنده که خداوند سعادت حضور در عملیات های فتح جزایر مجنون در سال 62-63 و عقب نشینی از مجنون در سال 67 را نصیبم نموده بود و کسانی که در هریک از این عملیات ها شرکت داشته اند می دانند که در آن ایام بر فرزندان معنوی امام (ره) چه گذشت، می توانم به جرات بگویم که در شب آن عملیات ها به اندازه یک هزارم شب تشکیل مجلس هفتم وحشت و ترس وجودم را فرا نگرفته بود. زیرا از تشکیل مجلسی با آن ترکیب انتظار تصمیماتی به مراتب هولناکتر از آنچه امروز در کارنامه خود دارد می رفت. که کمترین آن می توانست تصویب تشکیل دادگاههای انگیزاسیون (تفتیش عقاید در قرون وسطا) باشد. با نگاهی اجمالی به ترکیب نمایندگان استان خودمان در مجلس هفتم ، بیشتر می توان مباحث پیش گفته را درک کرد.نماینده مرکز استان آقای عطار زاده که معرف حضور انس و جن بوده و نیازی به معرفی ندارد. و از تهفه های مجلس هفتم است.نماینده مردم دیر، کنگان و جم که من تا کنون سعادت زیارتش نصیبم نشده ولی در وصفش می گویند که در جلسه شورای اداری استان سخنانش را با به نام خداوند محترم آغاز نموده است . حال خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.نماینده مردم دشتی و تنگستان آقای پور فاطمی که قربانش بروم ، با اینکه آیت الله خامنه ای رسما اعلام نموده که برای داخل کشور رساله نخواهم داد او خود را مقلد آیت الله خامنه ای می داند. حال اینکه مطابق کدام رساله عملیه می خواهد از مقام رهبری تقلید نماید ، الله اعلم!!!نماینده مردم دشتستان جناب آقای دکتر شجاع که بنده جرات سخن گفتن پیرامونش را ندارم چون نمی خواهم با پرونده ای نوین همچون گذشته ( پرونده سلام جنوب) مواجه و راهی زندان شوم .این بزرگواران که در فوق ذکر خیرشان رفت از نمایندگان خوب مجلس هفتم به شمار می آیند. پس باید به مجلس هفتم نمره 20 داد که با چنان ترکیبی خطرشان به سلامت از سر ملت گذشت.این روز ها برخی تحلیل گران در اوج بی انصافی مجلس هفتم را بدترین و یا رامترین مجلس ایران از مشروطه تا امروز و یا از بدو انقلاب تا امروز می دانند.گویا این تحلیلگران کار نامه مجلس پنجم را فراموش کرده اند که تصویب نظارت استصوابی و اصلاح قانون مطبوعات و .... را بر انقلاب و ملت تحمیل نمودند. که

 همه این بدبختی های امروزین ملت ایران زائیده همان قوانین قرون وسطاییست.و اما چشم انداز مجلس هشتم را نیز من بر خلاف سایر تحلیلگران بهتر از مجلس پنجم نمی بینم . زیرا تئوریسین مصوبات مجلس پنجم نیز همین خاندان لاریجانی و همفکرانشان بودند . خداوند بر ملت ایران رحم کند.

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي

داستان قیامت یا همان محکمه عدل الهی

 

 

شب گذشته یعنی شب یادش بخیر دوم خرداد حدودای ساعت ۱۲ شب در اطاق مطالعه ام مشغول خواندن تاریخ و سرگذشت امویان و عباسیان بودم که دختر خردسالم که اکنون کلاس سوم ابتدایی است وارد اطاقم شد و خودش را در آغوشم انداخت ، گفتم دختر گلم چرا تا الآن بیداری ؟ و او گفت بابا من می ترسم !!!

پرسیدم بابا جون از چی می ترسی ؟

گفت می ترسم بروم جهنم !!! گفتم آخر چرا خیال می کنی که به جهنم می ری؟ او گفت آخر بهشت رفتن خیلی سخته ، هر کسی که به راحتی به بهشت نمی ره اکثر مردم جهنمی هستن !!!!

طفلک بیچاره حسابی پیشونیش داغ شده بود.مثل بید می لرزید.

نمی دانم کدام شیر پاک خورده ای ، حالا یا در مدرسه و یا در تلویزیون

او را ترسانده بود.

گفتم ببین بابا اصلا به فکرت هم خطور می کنه که من روزی تو را بندازم توی آتش تا بسوزی؟

گفت نه هرگز

گفتم بابا خدا خیلی بنده هاشو بیش از من که تو را دوست دارم دوست می داره ، پس چطور ممکنه که بنده هاشو بندازه توی آتش تا بسوزن؟

این غیر ممکنه در ثانی خودش گفته اگر کارای خوب بکنید راحت می رید بهشت پس تو اصلا نگران نباش جهنم جای آدمای خیلی بده.

دخترک گفت مثل چه کسایی؟

گفتم مثل همون آخوندی که وقتی من زندان بودم ، توی مسجد گفت برید خونشو آتیش بزنید.و اون احمق هایی که اومدن و شما خواب بودید خونمونو آتیش زدن و تو و امیر مسعود خیلی ترسیدید.

عزیزم خدا آدمایی رو که بچه ها رو می ترسونن جهنمی می کنه .

دخترک گفت بابا یعنی آخوند ها هم به جهنم می رن؟

گفتم آره بابا ، اصلا جهنم برای آخوند ها ساخته شده چون اگر اونا خوب باشن همه مردم هم خوب میشن و اگر اونا بد باشن همه مردم هم بد میشن«اذا فسد العالم فسدالعالم»  اونوقت خدا گناه همه را به پای اونا می نویسه پس تو اصلا نگران نباش حتما بهشتی هستی عزیزم.

بیچاره نفس راحتی کشید و رفت خوابید.

براستی چرا در رسانه های جمعی و آموزشگاههای ما بیشتر از قهر و خشم و غضب خداوند صحبت می شود و خبری از دریای بیکران رحمت الهی نیست؟!!!

حالا یک شعر زیبایی هم در جایی دیدم که به همین ماجرا نزدیکه بد نیست واسه شما هم بذارمش تا بخونید . هرچند بازم مطلب زیاد شد ولی سعی می کنم دیگه طولانی ننویسم.

 

.

 

محکمه الهی

 

يه شب كه من حسابي خسته بود م
همين ‌جوري چشا مو بسته بود م
سياهي چشام يه لحظه سر خورد
يه د فعه مثل مرده‌ها خوابم برد
تو خواب ديدم محشر كبري شده
محكمه الهي برپا شده
خدا نشسته، مردم از مرد وزن
رديف رديف مقابلش واستادن
چرتكه گذاشته حساب كتاب ميكنه
به بنده‌هاش عتاب خطاب ميكنه
ميگه :
چرا اينهمه رج ميكنيد؟
راهتون رو بيخودي كج ميكنيد؟
آيه فرستادم كه آدم بشيد
با دلخوشي كنار هم جمع بشيد
دلاي غم گرفته رو شاد كنيد
با فكرتون دنيا رو آباد كنيد
عقل دادم بريد تدبركنيد
نه اينكه جاي عقلو كاه پر كنيد
من بهتون چقدر ماشاالله گفتم
نيافريده باريك الله گفتم
من كه هوا تونو هميشه داشتم
حتي يه لحظه گشنتون نذاشتم
اما شما بازي نكرده باختيد
نشستيد و خداي جعلي ساختيد
هر كدوم ازشما خودش خدا شد
از ما و آيه‌هاي ما جدا شد
يه جو زمين و اين همه شلوغي؟
اين همه دين و مذهبه دروغي؟
حقيقتا شماها خيلي پستيد
خر نباشيد گاوو نمي‌پرستيد
از توي جمع يكي بلند شد ايستاد
بلند بلند هي صلوات فرستاد
ازاون قيافه‌هاي حق به جانب
هم از خودي شاكي، هم از اجانب
گفت چرا هيچكي روسري سرش نيست؟
پس چرا هيچكي پيش همسرش نيست؟
چرا زن‌ها اينجوري بد لباسن؟
مرداي غيرتي كجا پلاسن؟
خدا بهش گفت بتمرگ ، حرف نزن
اينجا كه فرقي ندارن مرد و زن
يارو كنف شد ولي از رو نرفت
حرف خدا ا ز تو گوشاش تو نرفت
چشاش مي‌چرخن ، نميدونم چشه؟
آهان ، ميخواد يواشكي جيم بشه
ديد يكمي سرش شلوغه خدا
يواش يواش شد از جماعت جدا
با شكمي شبيهه بشكه نفت
يهو سرش رو پايين انداخت و رفت
قراولا چندتا بهش ايست دادن
يارووانستاد ، تا جلوش واستادن
فوري درآورد واسشون چك كشيد
گفت ببريد وصول كنيد خوش بشيد
دلم براي حوريا لك زده
دير برسم يكي ديگه تك زده!
اگه نرم حوري دلگير ميشه
تور خدا بزار برم دير ميشه
قراول حضرت حق دمش گرم
با رشوه خيلي كلون نشد نرم
گوشاي يارو رو گرفت تو دستش
كشون كشون برد و يه جايي بستش
رشوه حاجي رو ضميمه كردن
توي جهنم اونو بيمه كردن
حاجيه داشت بلند بلند غر مي‌زد
داشت روي اعصابا تلنگر مي‌زد
خدا بهش گفت: ديگه بس كن حاجي
يه خورده هم حبس نفس كن حاجي
اينهمه آدم رو معطل نكن
بگير بشين اينقده كل‌كل نكن
يه عالمه نامه داري نخونده
تازه ، هنوز كرات ديگه مونده
نامه تو پر ا ز كاراي زشته
كي به تو گفته جات توي بهشته؟
بهشت جاي آدماي باحاله
ولت كنم بري بهشت؟
محاله
يادته كه چقدر ريا ميكردي
بنده‌هاي مارو سياه ميكردي
تا يه نفر دورو برت ميديدي
چقدر والضالين و ميكشيدي
اينهمه كه روضه و نوحه خوندي
يه لقمه نون دست كسي رسوندي؟
خيال ميكردي ما حواسمون نيست؟
نظم و نظام دنيا كشكي كشكي است؟
هر كاي كردي بچه‌ها نوشتن
مي‌خواي خودت برو ببين تو زونكن
خلاصه
وقتی يارو فهميد اينه
بازم درست نميتونست بشينه
كاسه صبرش يه دفه سر مي‌رفت
تا فرصتي گير مياورد در مي‌رفت
قيامته اينجا ، عجب جائيه
جان شما خيلي تماشائيه
از يه طرف كلي كشيش آوردن
كشون كشون همه رو پيش آوردن
گفتم اينا رو كه قطار كردن
بيچاره‌ ها مگه چكار كردن؟
ماموره گفت : ميگم بهت من الان
مفسد في‌الارض كه ميگن همين هان
گفت: اينا بهشت ‌فروشي كردن
بي ‌پدرا خدارو جوشي كردن
به نام دين حسابي خوردن اينها
كفر خدارو درآوردن اينها
بدجوري ژاندارك و اينا چزوندن
زنده توي آتيش انو سوزوندن
روي زمين خدايي پيشه كردن
خون گاليله رو تو شيشه كردن
اگه بهش بگي كلات‌و صاف كن
بهت ميگه بشين‌و اعتراف كن
هميشه در حال نظاره بودن
شما بگو؛ اينا چه كاره بودن؟
خيام اومد
يه بطري هم تو دستش
رفت‌و يه گوشه‌اي گرفت نشستش
حاجي بلندشد با صدای محكم
گفت : اين آقا بايد بره جهنم
خدا بهش گفت تو دخالت نكن
به اهل معرفت جسارت نكن
بگو چرا به خون اين هلاكي؟
اين كه نه مدعي داره نه شاكي
نه گردو خاك كرد و نه هياهو
نه عربده كشيده و نه چاقو
نه مال اين نه مال اونو برده
فقط عرق خريده رفتهِ خورده
آدم خوبيه من هوا ش ‌و داشتم
اينجا خودم براش شراب گذاشتم
يهو شنيدن ايست خبردار دادن
نشسته‌ها بلند شدن واستادن
حضرت اسرافيل از اون ور اومد
رفت روي چارپايه و چند تا صور زد
ديدن دارن تخت روون ميارن
فرشته‌ها رودوششون ميارن
مونده بودن كه اين كيه خدايا
تو حشر اين كارا چيه خدايا
فكر مي‌كنيد داخل اون تخت كي بود؟
الان ميگم ، يه لحظه
اسمش چي بود؟
همون كه كارش عالي بود
اون كه تو دنيا مثل توپ صدا كرد
همون كه اين لامپا رو اختراع كرد
همون كه كارش عالي بود؛ اون ديگه
بگيد بابا ؛ توماس اديسون ديگه
خدا بهش گفت ديگه پايين نيا
يه راست برو بهشت پيش انبياء
وقتو تلف نكن توماس ؛ زود برو
به هر وسيله‌اي اگر بود برو
از روي پل نري يه وقت ميفتي
ميگم هوايي ببرند و مفتي
باز حاجي ساكت نتونست بشينه
گفت كه مفهوم عدالت اينه؟
توماس اديسون كه مسلمون نبود
اين بابا اهل دين و ايمون نبود
نه روضه رفته بود؛ نه پاي منبر
نه شمر مي‌دونست چيه نه خنجر
يه ركعت‌ام نماز شب نخونده
با سيم ميماش شب رو به صبح رسونده
حرفاي يارو كه به اينجا رسيد
خدا يه آهي از ته دل كشيد
حضرت حق خودش رو جا به جا كرد
يه كم به اين حاجي نگانگا كرد
از اون نگاههاي عاقل اندر
سفيهش ‌و بايد بيارم اينور
با اينكه خيلي خيلي خسته هم بود
خطاب به بنده‌هاش دوباره فرمود
شما عجب كله‌خراي هستيد
بابا عجب جونورايي هستيد
شمر اگه بود آدولف هيتلرم بود
خنجر اگر بود رولورم بود
حيفه آدم خودشو پير كنه
و سوزنش فقط يه جا گير كنه
ميگيد توماس من مسلمون نبود
اهل نماز و دين و ايمون نبود
اولا ً از كجا ميگيد اين حرف‌و
در بياريد كله زير برف‌و
اون من‌و بهتر از شما شناخته
دليلشم اين چيزايي كه ساخته
درسته گفته‌اند عبادت كنيد
نگفته‌ان به خلق خدمت كنيد؟
توماس نه بمب ساخته نه جنگ كرده
دنيا رو هم كلي قشنگ كرده
من يه چراغ كه بيشتر نداشتم
اونم تو آسمونا كار گذاشتم
توماس تو هر اطاق چراغ روشن كرد
نمي‌دونيد چقدر كمك به من كرد
تو دنيا هيچكي بي‌چراغ نبوده
يا اگرم بوده تو باغ نبوده
خدا براي حاجي آتش افروخت
دروغ چرا ؛ يه كم براش دلم سوخت
طفلي تو باورش چه قصرا ساخته
اما به اينجا كه رسيده باخته
يكي مي‌اد يه هاله‌اي باهاشه
چقدر بهش مياد فرشته باشه
اومد رسيد و دست گذاشت رو دوشم
دهانش‌و آورد كنار گوشم
گفت تو كله‌آت پر قرمه سبزيست
وقتي نمي‌فهمي بپرسي بد نيست
اون كه نشسته يك مقام والاست
مترجمه ، رفيق حق تعالي است
خود خدا نيست ، نمايندشه
مورد اعتمادشه ، بنده‌شه
خداي لم يلد كه ديدني نيست
صداش با ان گوشا شنيدني نيست
شما زمينيا همش همينيد
اون ور ِ ميزي رو خدا مي‌بينيد
همينجوري مي‌خواست بلند شه ، نم‌نم
گفت كه پاشو بايد بري جهنم
وقتي ديدم منم گرفتار شدم
داد كشيدم ؛ يكدفعه بيدار شدم

ارسال در تاريخ پنجشنبه دوم خرداد 1387 توسط محمد باقر عباسي سملي
قالب وبلاگ