
دگر صبح است و پایان شب تار است
دگر صبح است و بیداری سزاوار است
دگر خورشید از پشت بلندی ها نمودار است
دگر صبح است...

دگر از سوز و سرمای شب تاریک تن هامان نمی لرزد
دگر افسرده طفل پابرهنه از زبان مادر شب ها نمی ترسد
دگر شمع امید ما چو خورشیدی نمایان است
دگر صبح است...
کنون شب زنده داران! صبح گردیده
نخوابید
جنگ در پیش است.
کنون ای رهروان حق!
شب تاریک معدوم است
سفیدی حاکم و در دادگاهش هر سیاهی خرد و محکوم است

کنون باید که برخیزیم و خون دشمنان تا پای جان ریزیم
دگر وقت قیام است و قیامی بر علیه دشمنان است
سزای حق کشان در چوبه ی دار است
و ما باید که برخیزیم...
دگر صبح است...
چنان کاوه درفش کاویانی را بروی دوش اندازیم
جهان ظلم را از ریشه سوزانده
جهان دیگری سازیم
دگر صبح است...
دگر صبح است و مردم را کنون برخاستن شاید
نهال دشمنان را تیغ ها باید
که از بن بشکند
نابودشان سازد...
اگر گرگی نظر دارد که میشی را بیازارد
قوی چوپان بباید نیش او بندد
اگر غفلت کند او خود گنهکار است
دگر صبح است...
دگر هر شخص بیکاری در این دنیای ما خوار است
و این افسردگی
ناراحتی
عار است

دگر صبح است و ما باید برافروزیم آتش را
بسوزانیم دشمن را
که شاید همره دودش رود بر آسمان شیطان
و یا همراه بادی او شود دور از زمین ما
دگر صبح است...
دگر روز تبهکاران به مثل نیمه شب تار است... .
( شعر از شهید گلسرخی )
منبع: وبلاگ چرکنویس تنهایی

در جامعه ما کساني هستند که ذهن و جانشان با ذهن و جان
تروريستها سنخيت دارد.
اين جريان مخالفان سليقه خود را وابسته به بيگانه معرفي ميکند
و حالا که منافقین از بین رفتهاند
سعی میکند «منافقین جدید» خلق کند
و آنها را هر چند از نیروهای نزدیک به امام بودهاند به همکاری با
دست خبیث بیگانه متهم کند
و سعی دارد با این وضعیت جامعه را در حالت فوقالعاده قرار دهد.
ادامه مطلب...

نبرد رو در رو با شیطان
به یاد غربت یاران همیشه غریب امام راحل(ره)
روایتی خواندنی از رشادتهای جوانان بوشهری در
خلیج فارس
درجلسه خيلى محرمانه اي شركت كرديم . در آن جلسه اعلام كردند كه مىخواهيم به جايى [در عربستان] حمله كنيم و آن جا را بزنيم. [نام محل مورد نظر بندر رأس الخفجى ]بود. قرار بود به سواحل آنجا حمله كنيم و چاههاى نفتش را كلاً منهدم كنيم و به آتش بكشيم. [اين عملياتبه تلافى كشتار حاجيان ايرانى در عربستان سعودى و انهدام اسكلههاى نفتى ايران توسط ناوگان آمريكا طراحى شده بود] علاوه بر ما، بچههاى تيپ اميرالمؤمنين براى اين مانور آمده بودند. جمعى از بسيجىهاى بوشهرى نيز بودند. هياهوى عجيبى بر پا شده بود. به ما تذكر داده بودند كه اين عمليات بايد كاملاً محرمانه باقى بماند. بعد از دو ماه كار و فعاليت مداوم، روز موعود فرا رسيد. بعد از ظهر بود كه از حوضچه زديم بيرون. بيش از سيصد فروند قايق در اين عمليات شركت داشت. همه شهادتين خود را گرفته و با وضو حركت كرده بوديم. شب قبل به ما گفته بودند كه بعيد است كسى از اين حمله جان سالم بدر ببرد، به همين علت هم نام عمليات را "مانور شهادت" گذاشته بودند. عنوان "مانور" را به اين علت گذاشته بودند كه دشمن نداند ما قصد "حمله عملى" داريم. ...
منبع: خبرگزاری فارس(۱۶/۷/۱۳۸۷)
ادامه مطلب...
داستان شیخ و سید - محمد قوچانی
اين روزها اصلاحطلبان چون تن بيسر پي سرداري ميگردند تا آنان را رهبري كند درست برعكس سرداران اصولگرايان كه چون سر بيتن پي مردم ميگردند تا صاحب راي شوند اما بر سر اين تن بيسر چه آمده كه چنين بيسر و صاحب شده؟داستان را بايد از ساليان دور شروع كرد. از دهه 70 كه هنوز بر اين داستان نام ننهاده بودند و قصه شيخ و سيد را نخوانده بودند و نميدانستند روزي دست روزگار نام شيخ مهدي كروبي و سيدمحمد خاتمي را چنان در برابر هم قرار ميدهد كه ياران هر يك، ديگري را مينوازند. اگر در سالهاي دهه 60 و دهه 70 كسي ميگفت كه ممكن است روزي چپگرايي مسلمان يا مسلماني خط امامي يا اصلاحطلبي ايراني در برابر اين انتخاب قرار گيرد كه يا خاتمي يا كروبي، يا سيد يا شيخ، خلق را خنده ميآمد از اين قياس كه مگر ممكن است از ميان دو دست يا دو چشم يا دو پا يكي را بر ديگري ترجيح داد؟!
ادامه مطلب...

شیهه غرور فتح اسبان تازی مرا نکشت
عاقبت جان می دهم ازعرعر خر در چمن




