
تاملی بر لنگ کفش خبرنگار عرا قی وبرخورد ناسنجیده سیمای جمهوری اسلامی
در خبرها دیدیم و خواندیم که یک به ظاهرخبرنگارعراقی در بین کنفرانس خبری آقایان نوری المالکی نخست وزیر شیعه عراق و جرج دابلیو بوش رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا با پرتاب کفش های خود به سوی جرج بوش ، عملی غیر انسانی ، غیر اسلامی و بدور از شان یک خبرنگار را مرتکب شد.
در همین ارتباط عنایت و توجه به چند نکته زیر شاید خالی از لطف نباشد.
1- این عمل غیر انسانی است ، زیرا تفاوت انسان با حیوان این است که انسان دارای عقل بوده وعقل حکم می کند که حیوانوار همدیگر را نجویم. و اگر این فرد واقعا خبرنگار بود ، آیا کارایی قلمی که خداوند به آن سوگند یاد می کند،از پرتاب این لنگه کفش کمتر است.؟
آیا این خبرنگار اگر بجای پرتاب این دو لنگه کفش ، دو شاخه گل به رنگهای سپید و سرخ تقدیم آقای بوش می نمود ، و در توضیح این اقدام متمدنانه خود ، اظهارمی داشت که آقای رئیس جمهور ، شاخه گل سپید نماد سپاس ملت عراق از کشور و مردم آمریکا است که در راستای رهایی ما ازعفریت خونخواری بنام صدام حسین به یاریمان شتافتند.و شاخه گل سرخ نماد اعتراض همین ملت به ارتش آمریکا و شخص جنابعالی به عنوان فرمانده کل قوا می باشد، بخاطر زندان گوانتانامو، تخلفات ارتش آمریکا در زندانهای در اختیارآنان درعراق و کشتار مردم بیگناه ، بی دفاع وغیرنظامی ما که بعلت سهل انگاری ارتش شما اتفاق می افتد و همچنین بخاطر سهل انگاری برخورد شما با تروریست آدمخواری که روی صدام را این روزها در عراق سپید نموده است.
براستی آیا این اقدام وتاثیرآن با پرتاب لنگه کفش قابل مقایسه بود.؟
2- این عمل غیر اسلامی است، زیرا ما در روایات داریم که وقتی زن یهودی که عادت داشت همیشه هنگام عبور پیامبر اکرم(ص)از کنار دیوار آنان بر سر مبارکش خاکستر می ریخت ، بیمار می شود و موفق به ارتکاب این عمل غیر انسانی خود نمی شود ، آن حضرت به عیادتش میرود.همچنین از خواجه عبدالله انصاری رحمه الله علیه نقل شده است که فرمود : بدی را با بدی پاسخ گفتن سگ کاریست ، خوبی را با خوبی پاسخ گفتن خرکاریست ، اما بدی را با خوبی پاسخ گفتن کار خواجه عبدالله انصاریست.همچنین در قرآن کریم وقتی قصاص را به عنوان یک حق برای انسان به رسمیت می شناسد، در همان آیه عفو را از قصاص برتر می داند.
3-این عمل بدور از شان یک خبرنگار است.زیرا در جهانی که تمام توان خود را معطوف به این نموده تا مسلمانان را افرادی بی منطق ، خشن و تروریست معرفی نماید.آیا این اقدام یک خبرنگار مسلمان ، دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمین را در رسیدن به اهدافشان یاری نمی رساند.؟
4- و اما خوشحالی صدا و سیمای جمهوری اسلامی از این اقدام غیر متمدنانه : وقتی تصمیم به نگارش این مطلب گرفتم که خبرنگار شبکه دو سیمای جمهوری اسلامی با شور و شعفی وصف ناپذیربه تحسین این عمل خبرنگار بعثی عراقی پرداخته بود. که برای ملت و کشور و انقلاب خود تاسف خوردم.که براستی صدا و سیمای ایران اسلامی توسط چه کسانی اداره می شود. ظاهرا آقای ضرغامی و اصحابش فراموش کرده اند که دست همین بعثی ها تا مرفق به خون جوانان ایرانی آلوده است.
5- پرسش اساسی من از ریاست محترم صدا و سیما و مجریان این برنامه این است که آیا واقعا شماها خود را تریبون فرهنگ موسسان اعلامیه جهانی حقوق بشر و گفتگوی تمدنها می دانید.؟ اگر نه ظلم به فرهنگ یک ملت چرا؟
خاتمی در نشست تبیین
اصلاحات :
رهبر
فقط در
مقابل خدا
مسوول
نيست
خاتمي تاکيد کرد: مجلس خبرگان هرگاه در بررسيهاي خود فقدان
شرايط و يا تغيير شرايط عقلي، عرفي و شرعي را احراز کند و يا
تغييري در روش و منش رهبري بيابد که با معيارهاي مورد نظر
سازگار نيست، ميتواند و بلکه بايد او را عزل کند. در اينجا نيز
تعبيرامام(ره) تعبير جالبي است که ميفرمايند، اگر رهبر،
ديکتاتوري، گناه و بيتقوايي کند، بلافاصله و خود به
خود عزل است.
منبع: وبسایت پویش
ادامه مطلب...

چند پرسش ساده ی فرزندان شهدا از ما بازماندگان جنگ
محضر مبارک بازماندگان دفاع مقدس(رزمندگان و جانبازان)
با عرض سلام و تحیت و عرض پوزش از اینکه مصدع اوقات گرانبها و شریفتان می شویم .
خواهشمند است در صورت امکان به پرسشهای زیر به صورت مختصر و مفید پاسخ دهید.
آیا تقسیم بندی بازماندگان جنگ توسط شهید باکری رحمه الله علیه را شنیده و یا خوانده اید.؟ ببخشید ، قسمت اول سوال خیلی سختی بود. پس خودمان پاسخ آن را تقدیم حضورتان می کنیم . (شهید باکری : دعاكنيدخداوندشهادت رانصيب شماكنددرغيراين صورت زماني فرا ميرسدكه جنگ تمام مي شود ورزمندگان امروزسه دسته ميشوند، دسته اي به مخا لفت با گذ شته خود برمي خيزند وازگذشته خود پشيمان مي شوند! دسته اي راه بي تفاوتي را برمي گزينندودرزندگي مادي غرق مي شو ند وهمه چيز را فرا مو ش ميكنند ودسته سوم به گذ شته خود وفا دار مي ما نند واحسا س مسئو ليت مي كنند كه ازشدت مصائب وغصه ها دق خواهندكرد.پس،ازخدابخواهيدكه باوصال شها دت از عواقب زندگي بعدازجنگ درامان بمانيد،چون عاقبت دودسته اول ختم به خيرنخواهدشدو جزو دسته سوم ماندن بسيا رسخت ودشوارخواهدبود)
حال پس از مطالعه این پاسخ ، شما بفرمایید امروز عضو کدام دسته اید.؟ علت طرح این سوال این است که ما شان خود را به مراتب بالاتر از آن می دانیم که با دو دسته اول سخن بگوییم ، پس روی سخن ما با شما دسته سومی هاست.
آیا دوران کودکی خود را به یاد دارید.؟ ، آیا معنی انتظار را می دانید.؟ ، آیا به یاد می آورید که وقتی پدرتان به مسافرت می رفت ، و فقط برای چند روز از شما دور بود ، چه حالی داشتید و تمام روز چشم انتظار بازگشت پدر ، با صدای هر زنگ درب حیاط ، فریاد میزدید مامان، مامان ، بابا اومد. و حتما برایتان پیش آمده است که پروانه وار خود را به درب حیاط رسانده و شخص دیگری غیر از بابا پشت درب حیاط بوده باشد. و حتما به یاد می آورید که در اون موقع چه حالی به شما دست می داد. یادتان می آید؟
آیا این جمله ( بابا رفته به مهمانی خدا) هرگز به گوشتان خورده، آیا با این جمله آشنایید.؟ قطعا نه ، چون این جمله خاص ما فرزندان شاهده.
پس بزارید این جمله را بیشتر براتون باز کنیم. ما یادمون میاد که وقتی بابا در اون غروب دلگیر لباس زیبای رزمش را پوشید و جلو آیینه ایستاد تا اون محاسن سیاه و قشنگش را شونه بزنه ، مامان قرآن توی یک دسش بود و یک ظرف آب هم تو دست دیگش در حالی که لباش می لرزید ، و آروم به دور از چشم بابا اشکاشو پاک می کرد با تاثر و حسرت قامت رعنا و نورانی بابا را تا درب حیاط بدرقه می کرد.
ما یادمون میاد که در اون غروب دلگیر وقتی بابا لباس زیبای رزمش را پوشیده بود و جلو آیینه ایستاده بود تا ریشای قشنگش رو شونه بزنه خواهر کوچولو دستای ظریف و قشنگش رو دور پای بابا حلقه کرده بود و می گفت بابا ، بابا لباس پوشیدی که با مامان و داداش بریم پارک، بابا خوشحالم که اومدی ، بابا قول بده که دیگه تنهامون نزاری ، آخه بابا شبایی که نیستی وقتی صدای رعدو برق میاد من خیلی می ترسم . بابا قول بده که دیگه تنهامون نزاری. ما یادمون میاد که بابا خواهر کوچلو را بغل می کرد و می بوسید و پرتش می کرد بالا و صدای قهقهه شادی خواهرامون توی خونه می پیچید.
ما یادمون میاد که در اون غروب دلگیر می دونستیم که وقتی بابا این لباس رو می پوشه می خواد به جبهه بره و باز حد اقل مدت سه ماه تمام ما در حسرت دیدن پدر با ید چشای کوچکمون به درب حیاط دوخته باشه .
ما یادمون میاد که در اون غروب دلگیر پس از پایان انتظار سه ماهه وقتی صدای زنگ در به صدا در اومد ، من مامان و خواهر کوچولو مثل همیشه واسه استقبال بابا به در حیاط دویدیم و اولین بار بود که ماشین بنیاد شهید رو می دیدم . وقتی چند جمله ای بین اونا و مامان ردو بدل شد مامانم دسش را رو کمرش گذاشت و در حالی که صورتش مثل گچ سفید شده بود و لباش می لرزید به دیوار تکیه داد و گفت " انا لله و انا الیه راجعون " و یادمون میاد که در اون غروب دلگیر همه همسایگان گریه کنان به خونه ما ریختن ، مامانم دیگه توان حرف زدن را نداشت و من از هر کسی می پرسیدم پس چرا بابا نیومد جوابی نشنیدم . و وقتی مامان منو تو اون حال دید خودش رو به زحمت به من رسوند و سخت در آغوشم فشرد و به طور غیر عادی و با یک ترحمی خاص صورتم را بوسه باران کرد و گفت عزیزم بابات رفته به مهمونی خدا ، زود برمی گرده ایشالا و بعد خودش از حال رفت و من هم روی زمین ولو شدم و محکم به زمین خوردم.
آیا براتون پیش اومده که وقتی از درب مدرسه خارج می شید بابای هم کلاسیات با ماشینای جورواجور اعم از دولتی و شخصی منتظرشونند و وقتی یک لحظه به خودت میای تا شما چند نفر بچه شهید باید با پای پیاده و تو این گرمای طاقت فرسا راهی خونه بشید.؟
آیا براتون پیش اومده که حسرت این را داشته باشید که فقط واسه یک بارم که شده با بابا برید ثبت نام مدرسه کنید.؟ قطعا نه چون همه این حسرتا مال ما بچه های شهداست.
آیا تا حالا براتون پیش اومده که نیمه های شب از صدای هق هق گریه مامان بیدار شید و ببینید که عکس بابا رو جلوش گذاشته و داره باهاش درد دل می کنه و از بی مهریهای دو دسته اول تقسیم بندی شهید باکری واسش تعریف میکنه.؟
آیا یادتون میاد وقتی سر بابا رو پاهای خسته تون بود و داشت آماده پرواز واسه شرکت در مهمونی خدا می شد ، آخرین جمله ای که گفت چی بود.؟ ما که نبودیم ولی خیلی از شماها واسمون تعریف کردید که باباتون آخرین جمله ای که گفت این بود که (امام را تنها نزارید) و همه این سوالا ت واسه این بود که اون جمله بابامونو دوباره یادتون بیاریم که اندیشه امام را تنها نزارید.؟
نزارید حاصل خون بابا و همه این زجرایی که ما کشیدیم تشکیل دوباره دولت جاعلین و میلیاردرها ، اون هم متاسفانه بنام شهدا و محرومین بشه ، ببینید یاران امام از کی حمایت می کنند . شما رو به خون شهدا تنهاش نزارید.
روی ماهتون را می بوسیم چون بوی بابا رو میده.
پاسخ : عزیزان خدا ، ما فقط یک پاسخ برای این پرسش های بحق و بنیانکن شما داریم و اونم اینه که ما روسیاهیم ما شرمنده ایم
اما قول میدیم که نزاریم اندیشه انجمن حجتیه جای اندیشه امام رو بگیره و هرکس که کاندیدای خط امام شد تا پای جان ازش دفاع کنیم شما هم واسمون دعا کنید چون شما به باور ما مستجاب الدعوه اید.

با عرض سلام و ادب خدمت دوستان همراه
در این پست خواستم خبر آغاز بکار سومین وبلاگم به نام (گل گشت )را به اطلاع دوستان برسانم
به امید اینکه کمافی السابق شاهد دیدگاهها و نظرات آموزنده شما باشم
آدرس این وبلاگ :
http://www.golgashtane.blogfa.com
وعده ما وبلاگ گل گشت
به امید ارائه نظرات آموزنده شما عزیزان



